صهیونیسم | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



بررسی روابط امریکا و اسرائیل

و در عرف بین الملل جایگاهی شناخته شده نداشته است ، داستان استقرار دولت اسرائیل و اقدامات آن در طی بیش از نیم قرن بسیار غم انگیز و زیان بار بوده است و حاصل آن غصب سرزمینهای مسلمین ، کشته شدن تعداد زیادی از مردم مسلمان و آواره شدن آنان و یا مجبورساختن آنها به اطاعت و انقیاد ظاهری آنها از حکومت تحمیلی و سرکوب گر بوده است . در این میان نقش آمریکا که در رأس آن افراد وابسته به صهیونیسم وجود دارد در حمایت از اسرائیل و تأیید آن بسیار بدیهی است ، که در این تحقیق مراحل ورود و نفوذ و تأثیرگذاری صهیونیسم بر دولت آمریکا و روابط دو کشور را مورد بررسی قرار می دهیم انشاء الله که گامی در جهت افزایش شناخت و آگاهی ما داشته باشد .

آمریکا زیر سلطه یهود :

الف : پیشینۀ تاریخی یهود در آمریکا :
سابقه حضور یهودیان در آمریکا به زمان کشف این قاره از سوی کریستف کلمب دریانورد اسپانیایی می رسد . حضور این یهودیان در کنار کریستف کلمب ، امری تصادفی نبود ، بلکه رهبران یهود در اسپانیا از مدت ها پیش در جریان برنامه ها و نقشه های کلمب قرار گرفته و آن را مورد حمایت و تأیید قرار می دادند. یهودیانی که کلمب را مورد حمایت و کمک مالی خود قرار داده بودند ، مانند لویس دو سانتا گل و گابریل سانشیز به دنبال این سفر موفقیت آمیز به منافع زیادی دست یافتند ولی کریستف کلمب خودش قربانی توطئه ای شد که بر ضد او به عمل آمد ، نتیجه این فتنه و دسیسه آن بود که ، کلمب بقیه عمر خود را در رنج و تیره روزی و زندان سپری کرد ، تا این که در فقر و تنگدستی از دنیا رفت .(1) از این زمان ، یهودیان به این بخش جدید از جهان ، به عنوان سرزمینی مستعد و سودآور نگریستند و با حرص و ولح ، در دسته های انبوه ، به آمریکای جنوبی مهاجرت کردند و در خاک برزیل قدم نهادند .
1) با شعله ور شدن آتش جنگ میان هلندی ها و اهالی بومی برزیل ، یهودیان ناچار شدند برزیل را به قصد « نیوآمستردام » در آمریکای شمالی که بعدها « نیویورک » نام گرفت ترک کنند . با گذشت نیم قرن از ورود یهودیان مهاجر به نیویورک ، با آن که فرزندانشان تحت تأثیر جامعه و سرزمین جدید ، افرادی کاملاً متمایز از پدران و اجداد خود شده بودند ، اما در عین حال آداب و سنن قومی خود را همچنان حفظ می کردند ، و این امر موجب می شد تا اقلیت یهود همواره در میان شهروندان آمریکایی متمایز و شاخص باشد .(2)در زمان جرج واشنگتن ، نخستین رئیس جمهور آمریکا ( 1789 – 1797) این کشور تنها میزبان چهار هزار یهودی بود که بیشترشان بازرگانانی ثروتمند به شمار می آمدند ، این یهودیان در بحرانی ترین لحظات جنگ های استقلال ، آمریکاییان را با اعطای وام های کلان ، مورد حمایت و کمک خود قرار دادند اما پس از 50 سال ، در پی مهاجرت های انبوه و گسترده یهودیان اروپا و به ویژه آلمان به آمریکا تعداد آنها به بیش از سه میلیون و سی صد هزار نفر رسید . و عامل اصلی جریان سیل مهاجرت یهودیان به آمریکا این بود که سرزمین جدید را محیطی امن و راحت و بکر برای زندگی و توسعۀ فعالیتهای اقتصادی خود یافتند .(3) بنابراین چندان شگفت نبود که یهودیان آن دوره ، آمریکا را « سرزمین موعود » و « کنعان جدید » و شهر نیویورک را اورشلیم نامیدند و کسب سودهای کلان و تحمیل منافع بی حساب را هم چون من و سلوی برشمردند . این عوامل در مجموع باعث می شد که یهودیان مهاجر به سرزمین جدید ، در رفتار و عملکردهای خود ، جانب احتیاط را بگیرند تا مبادا تجربه تلخ اخراج مکسر ، از سرزمینهای پیشین در این دیار نیز تکرار شود . ( 4) بدین ترتیب اکثر یهودیان مهاجر به ایالات متحده به رغم حفظ هویت فرهنگی – یهودی خویش از گرایش به صهیونیسم * پرهیز می کردند ، تا آن که با بروز اوضاع اندوه بار یهودیان در آسمان نازی ، و به ویژه با تأسیس رژیم صهیونیستی این وضع تغییر یافت . (5) با این حال تا قبل از این اتفاق رهبران سیاسی ایالات متحده به دلیل روحیات مرموز و رفتارهای موزیانه و نیت های غیر صادقانه ای که از خود نشان می دادند آنان را افرادی خطرناک و انگل مفت و خودخواه می شمردند . (6) به همین علت در همین راستا مخالفتهایی با یهودیان و افزایش جمعیت آنان صورت می گرفت از جمله توماس جفرسون که بعدها به عنوان سومین ریس جمهور آمریکا برگزیده شد طی نامه ای به جان آدافر رئیس جمهور وقت آمریکا ( 1801 -1797) خطر نفوذ یهودیان را در اقتصاد آمریکا یادآور شده و نوشت : « من معتقدم که این بانک ها برای استقلال و آزادی ، از ارتش دشمن خطرناک تر است . این بانک ها با نفوذ اقتدار خویش ، به مبارزه و رقابت با دولت برخاسته اند . از این رو جداً تأکید می کنم که باید امتیاز صدور اسکناس از این بانکها سلب و در اختیار ملت یعنی صاحبان اصلی آن قرارگیرد . » (7) این اقدامات وتوطئه های آشکار و پنهانی که از سوی سرمایه داران یهود در آن زمان صورت می گرفت ، آنان را در نگاه ملّت آمریکا ، طایفه ای منفور قرار می داد . (8)

ب) دامنه و عمق نفوذ :
سابقه نفوذ یهودیان در آمریکا به سال 1790م باز می گردد ؛ در این سال یهودیان نخستین ارتباط رسمی خود را با رییس جمهوری آمریکا ، جرج واشنگتن برقرار کردند . این مکاتبه میان رهبران یهود و اوّلین رئیس جمهور آمریکا ، سرآغاز روابط مستقیم یهودیان آمریکا و دولت ایالات متحده ، و نخستین مراحل نفوذ این طایفه در ارکان سیاسی این کشور ، به شمار می آید . از سده هجدهم میلادی ، روح حاکم بر اقتصاد ایالات متحده « سرمایه داری » بود . یهودیان نیز با استفاده از این حربه با برنامه های دقیق و حساب شده ، مراکز قدرت وتصمیم گیری این کشور ا در حیطۀ اقتدار و نفوذ و انحصار خویش قرار دارند . یهودیان با هدف سیطره بر مراجع تصمیم گیری ایالات متحده و به منظور گسترش حیطۀ نفوذ و اقتدار خویش ، توانستند با استفاده از امکانات و توانمندی های خود و بهره گیری از پیوندهای دینی و قومی خویش ، در سطحی وسیع اقدام به تأسیس سازمانها و تشکلهای متنوع و متعدد ، یهودی کرده و هر کدام ، دست کم به عضویت یکی از آن ها در آیند. (9) شاید نیم نگاهی به آمار و ارقام و اطلاعات مستند ، بهتر بتواند این باور را در اذهان بنشاند . «هم اینک 20% از میلیونرهای آمریکایی و 140 نفر از 400 ثروتمند برجستۀ این کشور یهودی می باشند . نسبت کارمندان یهودی در وزارت خانه های آمریکا بدین شرح است :
وزارت امور خارجه 70% ، وزارت کشور 30% ، وزارت دارایی 69% ، اقتصاد 22% ، وزارت دفاع20 % ، آژانس انرژی اتمی 80% . آنان همچنین دارای نفوذی فوق العاده در سازمان هوانوردی و فضایی « ناسا » دارند . آمارهای دهه هفتاد قرن بیستم حاکی است که 9/20 % از اعضای هیأت علمی دانشگاههای ایالات متحده ، از یهودیان می باشد . هم اینک یهودیان بخش عمده ای از جامعۀ تحصیل کرده آمریکا را تشکیل می دهند ، به گونه ای که 17% پزشکان و داروسازان ، 33% وکلای دادگستری ، 30% استادان و مدرسان دانشگاهی و 60% از متخصصان سازمان هوانوردی و فضایی ناسا از میان یهودیانند . (10)
روزنامه انگلیسی ایندپندنت در ماه مه 1996 گزارشی از کتاب یهود در صحنۀ جدید آمریکا ، تألیف سیمور مارتین لبت و ایرل راب ارائه کرده و از زبان این دو نویسنده اعلام کرده است که 26% از خبرنگاران ، نویسندگان و مدیران اجرائی در رسانه های گروهی آمریکا ، 40% از بزرگترین وکلای حقوقی واشنگتن ونیویورک یهودی اند . هم چنین 50% از برجسته ترین پزشکان و 13% از ارباب تجارت از یهودیان می باشند. (11)

نقش یهودیان آمریکا در حمایت آمریکا از اسرائیل :
اما کم کم اهرم فشار یهودیان آمریکا بر دولت ایالات متحده چندان نیرومند و تأثیرگذار شد که در سال 1978 این دولت را وادار به تأسیس یک شورای آمریکایی به منظور احیای خاطره هولوکاست نموده و همین طور بعدها نیز دولت آمریکا اقدام به برپایی حوزه ای برای یهودیان در خصوص هولوکاست کرد که 168 میلیون دلار هزینه در بر داشت . ( زمان ریاست جمهوری کلینتون ) امروزه نفوذ رژیم صهیونیستی بر سیاست های کلان ایالات متحده چنان نیرومند است که فردی به نام پول فندلی که 22 سال در کنگره آمریکا بود در کتاب چه کسی جرئت سخن دارد ؟ می گوید : « تأثیر و نفوذ نخست وزیر اسرائیل بر سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه ، بسیار بیشتر از نفوذ او در کشور خودش است . (12) بدین ترتیب ، یهودیان با بسط دامنه نفوذ خویش ، قلّاب سلطۀ خود را در پنهانی ترین زوایای سیاسی این کشور بند کرده و حساس ترین و تأثیرگذارترین بخش های اجرائی دولت آمریکا را در اختیار دارند . بی جهت نیست که نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا همواره در تلاشند تا نظر کوچکترین مجموعه یهودیان این کشور را به خود جلب کنند . از این رو مبالغه آمیز نخواهد بود اگر گفته شود که آمریکا دایۀ اسرائیل است و نخست وزیر اسرائیل مهم ترین کسی است که می تواند در موفقیت نامزد ریاست جمهوری آمریکا موثر باشد . این سلطۀ همه جانبه و گسترده یهود بر مجاری ایالات متحده ، موجب شده است که هر یک از یهودیان ، در موقعیت اجرائی حساس و برجسته ای که قرار می گیرند ، با استفاده از مقام و جایگاه خویش و با توسل به زور و تهدید ، سران کشورهای جهان را ناچار به حمایت از اسرائیل کنند . از دیگر حوزه های مهم و گسترده فعالیت یهودیان آمریکا ، تأثیر بر افکار عمومی و کنترل و هدایت آن در جهت مصالح صهیونیسم است ، آنان به شیوه ههای مختلف و با بهره گیری از امکانات وسیعی که در اختیار دارند ، می کوشند قضاوت عمومی جامعه را به سود خویش منحرف سازند. (13)
سلطه صهیونیسم بر رسانه های ارتباط جمعی نیز در راستای همین اهداف است بدین صورت که : هم اینک مهمترین و پر تیراژترین مطبوعات ایالات متحده از آن یهود و صهیونیسم است روزنامۀ نیویورک تایمز از جمله این روزنامه هاست که از سال 1896 در سیطره صهیونیستهاست . روزنامۀ نیویورک پُست که از سال 1933 در خدمت افراد صهیونیسم قرار دارد . هم چنین صهیونست ها برروزنامه های دیلی نیوز ، نیویورک پُست ، استار لدجر ، سان تایم سلطه کامل دارند . هفته نامه نیوزویک از سال 1937 کاملاً در اختیار صهیونیست ها قرا گرفت . و به طور کلی یهودیان از سدۀ 19 به این نتیجه رسیدند که جز از راه سلطه بر مطبوعات ، نمی توانند مشکل منفور بودن خود را در افکار عمومی جهانیان از بین ببرند . لازم به ذکر است که با این که یهود بر حساس ترین مراکز برنامه ریزی و اجرائی ایالات متحده را در احاطۀ خود قرار داده است ولی سازمانهای یهودی و سران صهیونیسم (14) در آمریکا همواره می کوشند تا یهودیان را در همۀ عرصه های این کشور مظلوم و تحت فشار وانمود کنند . و این به چند دلیل انجام می گیرد: 1- تقویت انسجام و وحدت میان گروههای مختلف یهودی و انذار و هشدار به آنان از هضم شدن در جامعه آمریکا . 2- ایجاد فشار روحی بر یهودیان برای احساس تشویق و نگرانی در جامعه آمریکا . 3- تحریک احساسات و عواطف عمومی جامعه آمریکا به منظور گرفتن امتیازات بیشتر .

آمریکا گروگان لابی های صهیونیسم :

1- لابی های اسرائیل :
یهودیان آمریکا ، دارای یک لابی رسمی و چند لابی غیر رسمی است . گروههای رأی دهنده و بخشی از افکار عمومی مردم آمریکا نیز ، مانند یک لابی ، سیاست هایشان را بر پایۀ منافع اسرائیل استقرار نموده اند . لابی رسمی اسرائیل در ایالات متحده کمیته امور عمومی آمریکا – اسرائیل (آیپک) نامیده می شود . و لابی های غیر رسمی نیز عبارتند از 1- با نای بریش (Bnai brich ) و حَداش . (15)

الف ) لابی های غیر رسمی اسرائیل :
یهودیان آمریکا ، در میان اقلیت های نژادی و مذهبی این کشور ، بالاترین رقم مشارکت در انتخابات را به خود اختصاص می دهند . آنان ، در انتخابات متعدد نقش موثری دارند و با وجود جمعیت شش میلیون نفری خود ( 3/2 درصد کل جمعیت آمریکا ) میزان مشارکتشان در انتخابات به 89 % می رسد . نکته ای در خور توجه دیگر آن است که یهودیان بیشتر در دروازه ایالت کلیدی کشور سکنی گزیده اند و آرای آنان در انتخابات ریاست جمهوری و کسب آرای هیأت های انتخاباتی تعیین کننده است ، زیرا آن 12 ایالت ، دارای بیشترین آرای انتخاباتی است و شمار آنان در پیروزی یک نامزد در انتخابات ریاست جمهوری کفایت می کند . در نتیجه ، اسرائیل در ایالات متحده ، دارای یک گروه رأی دهنده ی قدرتمند و تأثیرگذار است . گروه رأی دهنده یاد شده ، توانسته اند ، طی سالیان اخیر از رهگذر ائتلاف با غیر یهودیان نفوذ خود را افزایش دهند . قدرت و نفوذ لابی اسرائیل ، موجب شده است ، تا بسیاری از طالبان راهیابی به کنگره یا کاخ سفید ، در پی جلب حمایت لابی اسرائیل ، به ویژه در ایالت های شمال شرقی و کالیفرنیا برآیند . در نتیجه ، چنین نامزدهایی همواره طی رقابتهای انتخاباتی خود در پی حفظ منافع جوامع یهودی در داخل و خارج از ایالات متحده هستند . (16) لابی اسرائیل نیز ، بخشی از هزینه های تبلیغاتی نامزدهای مورد نظر را تأمین می کند .

ب) لابی رسمی اسرائیل :
با نفوذترین اقلیت مذهبی در ساختار آمریکا یهودیها هستند ، به طوری که دارای 281 سازمان در ساختار آمریکا می باشند . از این 281 سازمان و همچنین 250 اتحادیه منطقه ای یکی از مهمترین لابی های یهودی در آمریکا ، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل موسوم به آیپک (AIPAC) می باشد ، که در دهه 1950 شروع به فعالیت کرد و اکنون به عنوان مادر تمامی سازمانهای یهودی در آمریکاست ، و از 50000 عضو از 50 کشور جهان برخوردار است . این کمیته در 200 دانشگاه جهان فعالیت دارد ، رئوس کلی خط مشی این لابی قدرتمند در آمریکا عبارت است از حمایت از اسرائیل ، آموزش به کنگره در خصوص روابط اسرائیل – آمریکا ، برگزاری سالانه 200 نشست با اعضای کنگره آمریکا ، تصویب با لغ بر صد لایحه به نفع رژیم صهیونیستی در کنگره آمریکا ، ممانعت از دستیابی ایران به فن آوری هسته ای ، جاسوسی و انتقال اطلاعات سری به اسرائیل . ( لازم به یادآوری است که به تازگی این سازمان اعلام کرده است که کاندولیزارایس وزیر خارجه آمریکا ، اطلاعات دفاع ملی این کشور را در اختیار این گروه قرار داده است ) (17) برگزاری کنفرانس توسط آیپک یکی از مهمترین برنامه های آن محسوب می شود و معمولاً انجام می گیرد و همواره رؤسای جمهوری آمریکا و نخست وزیر رژیم صهیونیستی سخنرانان اصلی آن را تشکیل می دهد . (18) بوش در سال 83 در طی سخنرانی در آیپک اشاره دارد به اسرائیل آزاد و پر رونق و امن که آرمان ملت آمریکاست ، و با توجه به تهدیدات هسته ای ایران لزوم سازمانهایی مانند آیپک را ضروری دانسته است . و با این اجلاسها امکان انطباق سیاستهای آمریکا و اسرائیل را نزدیک می داند به عنوان نمونه استراتژی آیپک در کنفرانس 2003 -2002 عبارت بود از جلب کمک مالی آمریکا برای اسرائیل ، تضعیف تشکیلات خودگردان ، قرار دادن سوریه به عنوان محور شرارت ، قرار دادن اسرائیل به عنوان کشور مقدم در جنگ علیه تروریسم و تضمین امنیت اسرائیل در برابر تهدیدات ایران و عراق . (19)

پی نوشت ها :

1) کریمیان احمد:یهود و صهیونیسم : تحلیل عناصر قومی ، تاریخی ، دینی یک فاجعه قم : بوستان کتاب قم ، مرکز چاپ و انتشار دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، 1384 ص 607 .
2) کریمیان احمد : یهود و صهیونیسم . قم مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 1384 ص 609 .
3) همان ص611 .
4) کریمیان احمد : یهود و صهیونیسم ، قم مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 1384 ص614
5) همان ص614
6) همان ص615
* در جنوب غربی شهر بیت المقدس کوهی وجود دارد بنام صهیون که مسجد الاقصای مسلمانان و بعضی از معابد یهودیان و بناهای مقدس مسیحیان بر فراز آن کوه کم ارتفاع قرار دارد . یهودیانی که می خواستند فلسطین کشور مستقل یهودی باشد و بیت المقدس پایتخت آن شود صهیونیست نامیده شدند جنبش صهیونیست توانست یهودیان زیادی را از سراسر جهان به خاک فلسطین منتقل کند و انگلستان نیز فلسطین را به دو بخش یهودی نشین و مسلمان نشین تقسیم کرد به مرور یهودیان زمینهای مسلمانان را خریدند در حالیکه خبر از نقشه شوم آنها نداشتند .بعدها اختلافات بالا گرفت و جنگ های بین فلسطینی ها و اسرائیلی ها آغاز شد که همچنان ادامه دارد .
7) کریمیان، احمد : یهود و صهیونیسم ، قم ، مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 1384 ص619 .
8) مانند مشاغلی پر در آمد و کم زحمت و شخصیت رباخوار و بی رحم آنها .
9) کریمیان، احمد : یهود و صهیونیسم ، قم ،مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 1384 ص623 .
10) کریمیان ، احمد : یهود و صهیونیسم ، قم ، مرکز چاپ و نشر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 1384 ص629.
11) همان ص629.
12)کریمیان ، احمد : یهود و صهیونیسم ، قم ، مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 1384 ص623 .
13) کریمیان ، احمد : یهود و صهیونیسم ، قم ، دفنر نشر تبیلغات اسلامی حوزه علمیه قم 1384 ص636.
14) صرف نظر از شمار اندکی از یهودیان که در آمریکا با سیاستهای صهیونیستی مخالفت می کنند اصولاً در ایالت متحده ، یهودی بودن با صهیونیست بودن مترادف تلقی می شود . فقط در سازمانی به نام ناتوری کارتا نظرات مخالف صهیونیسم است و آنان خود اعتراف به افراطی بودن صهیونیسم دارند.
15) ابوالفتح ، امیرعلی : برآورد استراتژیک ایالات متحده آمریکا ، تهران ، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصران تهران -1381ص337و336.
16) همان ، ص337.
17) به نقل از نشریه روزانه ادارۀ سیاسی ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه ، سال نهم شماره 1972- 6/2/85 .
18) به نقل از روزنامه کیهان .
19) به نقل از روزنامه کیهان .

 

قسمت دوم
 


کمکهای آمریکا به اسرائیل و ماهیت آنها :
روابط مبتنی بر کمک آمریکا با اسرائیل مانند هیچ کشور دیگری در جهان و در واقع هیچ کشوری در تاریخ نیست . حجم خالص آن که بالغ بر 72/77 میلیارد دلار تا سال مالی 1996 می شود ، یعنی سخاوتمندانه ترین برنامه کمک خارجی بین هر دو کشور دیگری است . در واقع این مطلب در خور توجه است که اسرائیل همانند حامی خود ، یک کشور پیشرفته ، صنعتی شده و دارای تکنولوژی پیچیده و نیز یک صادرکننده عمده جنگ افزار است . کمک آمریکا به اسرائیل در اوایل دهه 1950 با حجم کم آغاز شد و کم کم طی دهه بعد به وامهای بانک صادرات و واردات ، غذا برای کمک به صلح و وامهای اقتصادی گسترش یافت . وامهای نظامی صرفاً پس از جنگ 1967 شروع شد . این روند با کمکهای بلاعوض در سال 1985 به کلی تغییر کرد . کمک های اقتصادی در سال های بعد بسیار افزایش یافت . (1) در سالهای اخیر کمک مالی سالیانه دولت آمریکا برای اسرائیل در حدود تقریبی 3 میلیارد دلار کمک نظامی و اقتصادی حفظ شده ، و این علاوه بر بیشتر از 500 میلیون دلار از دیگر بخشهای بودجه و خارج از آن بوده است . برخلاف بیشتر دریافت کنندگان کمکهای اقتصادی آمریکا ، که به استفاده از حجم عظیمی از پول برای پروژه های خاصی نظیر خرید مازاد کشاورزی یا کالاهای به آخر خط رسیده و آمریکا ملزم هستند ،اسرائیل می تواندآن کمکها را بطور مستقیم در خزانه دولت بگذارد . در هر کشوری مأموران آژانس آمریکایی توسعه بین المللی بر برنامه های عملی نظارت می کنند با این حال اسرائیل از این قاعده مستثنی است . از سال 1992 ، آمریکا یک رقم 2 میلیارد دلاری اضافی را که سالیانه به صورت تضمین وام ها به اسرائیل ارائه کرده است . پژوهشگران کنگره فاش کرده اند که بین سالهای 89-1974 ، 4/16 میلیارد دلار از وام های نظامی آمریکا به کمک بلاعوض تبدیل شده و این موضوع از ابتدا قابل درک بوده است . در واقع تمام وام های گذشته آمریکا به اسرائیل به مرور زمان از سوی کنگره بخشیده شده اند . بر خلاف دیگر کشورها که کمک در اقساط سه ماهه دریافت می کنند . کمک به اسرائیل از سال 1982 به صورت یک جا پرداخت می گردد و حکومت آمریکا از گرفتن بهره آن در آینده نیز محروم است . طی بررسی های انجام شده کمک آمریکا به اسرائیل تقریباً یک سوم بودجه کمک های خارجی آمریکاست هر چند که اسرائیل تقریبا 001 /0 % جمعیت جهان را دارا می باشد . (2)
در حدود 99 % از کمک های نظامی آمریکا به اسرائیل از زمان ایجاد آن دولت ، پس از این که این کشور خود را قدرتمند تر از ارتش کشورهای عرب نشان داده و پس از این که نیروهای اشغالگرش بر جمعیت بزرگی از فلسطینیان مسلط شدند ، دریافت شده است . (3) همچنین اسرائیل همواره از وام های کم بهره و یا بدون بهره آمریکا سود جسته است و از آغاز بحرانهای اقتصادی دهه 70 و اوایل دهه 80 رسماً از آمریکا کمکهای نقدی دریافت کرده است . و به طور کلی همواره سعی آمریکا بر این بوده که اسرائیل در موازنه قدرت بین همپیمانان خود (آمریکا ) برتر باشد . (4) البته در مورد کمک های نظامی و ... لازم به ذکر است که فقط در مورد اسرائیل صدق نمی کند ، مثلاً در قطعنامه شماره 117 جلسه مشترک کنگره آمریکا که در سال 1957 به امضاء رسیده است چنین آمده است . « چنانچه مقام رییس جمهوری ضروری بداند ، ایالات متحده آماده استفاده از نیروهای مسلح خود برای کمک به هر یک از ملتها و یا آن گروه از ملت هایی است که علیه تجاوز مسلحانه از ممالک دیگر از آمریکا درخواست کمک نمایندمشروط بر این که این استفاده ازنیرو با تعهدات قرار دادی و قانون اساسی ایالات متحده هماهنگ باشند . » با توجه به این قطعنامه آمریکا خود را تا جایی ملزم به کمک به هم پیمانان خود می داند که در صورت لزوم از هر گونه کمکی اعم از انسانی و مادی دریغ نورزد . (5)

چند نمونه از همکاری های نظامی آمریکا و اسرائیل :
از جمله خدماتی که اسرائیل در اختیار جنگ ستارگان ( ابتکار دفاع استراتژیک که موسوم به جنگ ستارگان می باشد و در زمان ریگان علنی شد و عبارتست از منفجر کردن موشکهای استراتژیک شوروی ) قرار داد میتوان ساخت موشک Arrow و فراهم کردن زمینه های کاربری سیستم فوق نام برد . لازم به ذکر است که Arrow یک نوع از موشکهای ضد بالستیکی ساخت اسرائیل می باشد . از جمله دیگر برنامه های مشارکتی آمریکا و اسرائیل می توان از موارد زیر نام برد .
- سیستم های هدف یاب در شب که این سیستم ها قرار بوده در هلی کوپترهای آمریکا یی مورد استفاده قرار گیرد و البته قابل نصب روی هواپیماهای کبری (c-Nas ) و نوع w 1/15 – AH می باشد .
- تهیه سیستم های TALD (که عبارتست از اهداف مصنوعی برای منحرف کردن رادارها ) برای نیروی دریایی آمریکا ، که توسط IMI (صنایع نظامی اسرائیل ) در اختیار آمریکا قرار می گیرد .
- ساخت کانتینر برای جنگ های دریا به دریا و دریا به هوا که ( عبارتند از موشکهایی که داخل محفظه های مخصوص قرار می گیرد و برای استفاده از آب به صورت عمودی سر بیرون آورده و به سوی هدف شلیک می شوند . (6)
- طراحی سیستم پل های رزمی که قرار است ساخته شود .
آنچه تا کنون از همکاری های آمریکا و اسرائیل گفته شده فقط شمه ای از تمام آن است ولی زمینه های همکاری دو کشور بیشتر در زمینه مبادله نیروی انسانی متخصص و شرکت آنها در رشته های تخصصی مختلف در کشور میزبان ، مانورهای مختلف در بین نیروها ( دریایی ، هوایی ، زمینی ) مبادله اطلاعات و مشورت در خصوص بحران های منطقه ای گسترش می یابد . (7)

حمایت های هسته ای ایالات متحده از اسرائیل :
می توان گفت همکاری هسته ای میان اسرائیل و آمریکا از زمان تأسیس اسرائیل (1948) آغاز شد زیرا آمریکا اولین کشوری بود که موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت . آمریکا به منظور اجرای سیاستهایش در خاورمیانه توسط اسرائیل ، همواره تلاش کرده تا رژیم صهیونیستی را در برابر اعراب تقویت کند . در آغاز همکاری میان دو کشور به صورت تبادل اطلاعات در خصوص راکتور هسته ای بود . در سال 1949 ایالات متحده و برخی کشورهای غربی ، تعدادی از هیأت های اسرائیلی را که برای کسب تخصص در زمینۀ تکنولوژی هسته ای و کاربرد اجسام تشعشعی به این کشور سفر کرده بودند را پذیرفتند . هنگامی که این افراد به اسرائیل باز می گشتند ، عضو هسته های اصلی حوزه فیزیک هسته ای می شدند . در سال 1955 موافقتنامه ای میان اسرائیل و آمریکا به امضاء رسید که بر اساس آن ، ایالات متحده راکتوری را برای تحقیقات هسته ای به اسرائیل اعطا می کرد . راکتور مزبور دارای قدرت حرارتی به میزان یک مگاوات و 10 کیلوگرم اورانیوم بود . (8) همچنین ایالات متحده 45 اثر خاص در رابطه با مسائل هسته ای ، تحقیقات هسته ای و جزوات و نشریات منتشره در این مورد را در اختیار اسرائیل گذاشته است . علاوه بر آن ، ایالات متحده به اسرائیل یک کمک 250 هزار دلاری برای انجام تحقیقات هسته ای اعطا کرد . اسرائیل با مبلغ مزبور یک راکتور کوچک آمریکایی که قدرت آن 5 مگاوات بود (راکتور ناحال – سوریک) را خریداری کرد . نباید فراموش کرد که لابی های صهیونیستی در کنگره آمریکا ، نقش مهمی در نحوه تصمیمات زمامداران آمریکا در ارتباط با کمکهای آن کشور به اسرائیل داشته اند . فیزیکدان آمریکایی « تیلر » بارها به عنوان مهمان به اسرائیل دعوت شده است . وی که مخترع بمب هیدروژنی است ، برای فیزیکدانان اسرائیلی چندین سخنرانی و مشاوره در این زمینه داشته است . (9)

پی نوشت ها :

1- مجله سیاست دفاعی شماره مسلسل 18 سال پنجم شماره 2 بهار 1376 ص122 .
2- مجله سیاست دفاعی – شماره مسلسل 18 – سال پنجم شماره 2 بهار 76 ص 124 .
3- مجله سیاست دفاعی – شماره مسلسل 18- سال پنجم – شماره 2 بهار 76 – ص125.
4- استراتژی بزرگ جان ام کالنیز ترجمه محمد رخشند .
5- جان ام کالنیز – استراتژی بزرگ ترجمه کورش بایندر انتشارات وزارت امور خارجه 1373 .
6- بررسیهای نظامی ( سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دفتر مطالعات ) دانشکده فرماندهی و ستاد –سال اول شماره 4 – زمستان 69 ص 47و 48 .
7- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – دانشکده فرماندهی و ستاد دفتر مطالعات – سال اول شماره 4 – زمستان 69 ص48.
8- حمیدی قناص الحمیدی –جایگاه تسلیحات هسته ای در تفکر استراتژیک اسرائیل ترجمه اسماعیل اقبال – تهران - دانشگاه امام حسین ( علیه السلام ) موسسه چاپ و انتشارات 1381 ص78 .
9- حمیدی قناص الحمیدی – جایگاه تسلیحات هسته ای در تفکر استراتژیک اسرائیل ترجمۀ اسماعیل اقبال – تهران- دانشگاه امام حسین ( علیه السلام ) موسسه چاپ و انتشارات 1381 ص79

 

قسمت سوم


خیانتهای اسرائیل به آمریکا :
در سال 1333 دولت اسرائیل طی یک اقدام سِری، طرح یک عملیات مخفی علیه ایالات متحده را بررسی می کرد . این عملیات بعدها به عملیات سوزاناه معروف شد . طبق محاسبات قبلی قرار بود مراکز آمریکایی ساخته شده در مصر منفجر شده و آمریکائیان در محل نابود شوند . تلاش بر این بود که با بجای گذاشتن ردپاهایی که نشان دهندۀ مصری بودن عاملان حمله باشد ، آمریکا به نفع اسرائیل با مصر وارد جنگ شود . منفجر کردن چندین محل از اماکن پیش بینی شده با موفقیت همراه بود تا این که در حین عملیات یکی از بمبهای مورد نظر پیش از کارگزاری به ناگاه منفجر شد و بدین ترتیب با دستگیری عوامل اطلاعات اسرائیل ، جهان با این اقدام تروریستی « دولت دوستِ » آمریکا آشنا شد . در پی این حادثه وزیر دفاع وقت اسرائیل « پین هاس لاون » مجبور به استعفا شد . از آن پس این عملیات به عملیات لاون شهرت یافت . بدین ترتیب اولین مورد از خیانتهای اسرائیل به آمریکا را شاهد بودیم و دیدیم که اسرائیلیان چگونه برای رسیدن به اهداف خود به هیچ چیز و هیچ کسی رحم نمی کند . (1) یکی دیگر از خیانتهای اسرائیل نسبت به دولت دوست خود حمله به ناو « uss liberty » از ناوهای نیروی دریایی آمریکا در تاریخ خرداد 1346 است . در جریان این حمله غافلگیر کننده ، نیروهای اسرائیلی بوسیله زیردریایی ، خود را به موقعیت ناو آمریکایی رساندند و ابتدا رادارهای ناو را هدف قرار دادند تا جلوی هر گونه ارسال پیام و مخابره اطلاعات گرفته شود . سپس حمله به بدنه ناو آغاز شد . در پایان قایق های نجات ناو نیز غیر قابل استفاده شد تا هیچ اثری از وقایع برای افشاء نمانده باشد . ولی با وجود اعمال تمامی این اقدامات احتیاطی و امنیتی اسرائیلیان ، بدلیل تدبیر کاپیتان ناو و پس از کشته و زخمی شدن 205 آمریکایی این کشتی توانست وضعیت خود را اعلام و خود را به خشکی برساند ، هدف از این عملیات نیز مقصر جلوه دادن نیروهای اسلامی مصر بود . این عملیات نیز به شکست انجامید . جالب است بدانیم که طبق عرف آمریکائیان از قهرمانان این گونه حوادث در کاخ سفید قدردانی به عمل می آید ، ولی با کمال حیرت شاهد بودیم که مراسم اهدای مدال به کاپیتان ناو uss liberty در یک مراسم بی سر و صدا در مرکز ناوگان آمریکا به عمل آمده از این گونه موارد در طول تاریخ دوستی آمریکا و اسرائیل نمونه های فراوانی به چشم می خورد و هر از چند گاهی چند یهودی آمریکایی یا اسرائیلی به جرم همکاری با تشکیلات اطلاعاتی موصاد دستگیر می شوند . (2) علیرغم کمک های شایانی که ایالات متحده در اختیار دولت اسرائیل قرار داده ، این دولت برای رسیدن به اهداف پلید خود حتی به یارانش نیز رحم نمی کند . یکی از مواردی که اخیراً خشم افکار عمومی آمریکا را نسبت به یهودیان و بالاخص اسرائیلیان برانگیخت ، قضیه تعداد یهودیان کشته شده در انفجار مرکز تجارت جهانی است . تیتر یکی از مشهورترین روزنامه های اسرائیلی بنام « جروزاسم پست» را که در تاریخ 21 شهریور ( یک روز پس از حادثه ) به چاپ رسید را مرور می کنیم : (3) « وزارت خارجه اسرائیل اعتقاد دارد 4000 اسرائیلی در زمان وقوع حمله ، در محل حادثه حضور داشتند . » البته حضور یهودیان و اسرائیلیان در مراکز حساس اقتصادی و تجاری مسأله تازه ای نیست که نیاز به اثبات داشته باشد و تمامی مردم آمریکا به این مسأله واقفند . بوش نیز در سخنرانی خود بعد از حادثه اعلام کرد :
« علاوه بر کشته شدن 4000 آمریکایی 130 اسرائیلی نیز جان خود را از دست دادند. » (4) جالب است بدانید که تعداد کشته شدگان فیلیپین ، کلمبیا و سوئیس به ترتیب 428، 199 ، 280 نفر است . گزیده ای از مقالۀ « نیویورک تایمز » مورخ 31 شهریور همان سال را با هم مرور می کنیم :
« بنا به گزارشهای رسیده از کنسولگری اسرائیل در آمریکا ، تعداد اسرائیلیان گمشده در حادثه 130 نفر بود و پرزیدنت بوش در سخنرانی روز سه شنبه خود خطاب به ملت تعداد آنها را 130 نفر اعلام کرد . اما چند روز بعد « آلون پینکاس » مشاور عمومی سفارت اسرائیل به تصحیح ارقام اعلام شدۀ قبلی پرداخت و گفت : « در حقیقت تنها 3 اسرائیلی جان خود را از دست دادند که دو تن از آنان مسافران هواپیما بودند و دیگری که یک قرارملاقات کاری در برجهای مرکز تجارت جهانی داشت در این حادثه کشته شده اند » . (5) تمام این بحث ها به این نکته منتهی می شود که تنها یک اسرائیلی ( آن هم اشتباهی ) کشته شده باشد . حال گزیده ای از یک مقاله منتشر شده در روزنامه واشنگتن پست مورخ 6 مهرماه 80 را با تیتر درشت « هشدارهای اسرائیل مبنی بر احتمال وقوع حمله به مرکز تجارت جهانی » را مورد بررسی قرار می دهیم . متن مقاله این جملات را در بر داشت :(6) « کارمندان سازمان اطلاع رسانی امروز خاطر نشان کردند که دو تن از کارکنان سازمان یاد شده هشدارهایی را مبنی بر احتمال وقوع حملات جدید در مرکز تجارت جهانی را دریافت کردند . زمان دقیق این هشدارها 2 ساعت قبل از برخورد هواپیما عنوان شده است . » با مطالعه متن این روزنامه ها و شنیدن سخنان برخی از مقامات آمریکایی و اسرائیلی ، به طور مستند می توان به این نتیجه رسید که علی رغم اطلاع سازمان جاسوسی اسرائیل ( موصاد) از قریب الوقوع بودن این حادثه بزرگ ، از درمیان گذاشتن مراتب موضوع به آمریکائیان خودداری کرده و بار دیگر به جهان و بالاخص آمریکا ثابت کرد که نمی تواند لقب دولت را برگزیند . اکثر مقامات آمریکایی که هر یک به نحوی تحت سلطه اسرائیلیان قرار دارند ( بنا به اعترافات صریح خود ) تلاش دارند با عنوان کردن این مطلب که « مهاجمان از آزادی و دموکراسی متنفرند » و به نحوی ذهن جستجوگر مردم آن کشور را به سوی دیگری منحرف کنند ، و همانطور که دیدیم از این روش برای تحریک آمریکا برای حمله به افغانستان و عراق استفاده شد . (7)
شبکه آمریکایی ABC طی محاسبه ای که در سال 1377 با بن لادن انجام داد ، سخنان او را به گوش آمریکائیان رساند ، گزیده ای از صحبتهای او را خطاب به مردم آمریکا از نظر می گذرانیم :
« آمریکائیان خود را تحت سیطرۀ یک حکومت خائن قرار دادند . این اسرائیل است که بر آمریکا فرمان می راند ، آنها مراکز حساس قدرت از جمله وزارت خارجه ، وزارت دفاع ، ciA را در اختیار دارند . شما می بینید که یهودیان نفوذ خود را در مراکز مهم گسترانیده اند . آنها از آمریکا برای توسعه و تحقق اهدافشان استفاده می کنند . از قربانی شدن فلسطینیان ، به غارت رفتن دارایی هایشان و تجاوز به ناموسشان نیم قرن می گذرد . خانه هایشان فرو ریخته و محصولاتشان نابود شده است . »
« و اما پیام من به مردم آمریکا : به دنبال انتخاب دولتی باشید که برای منافع شما تلاش کند نه این که از شما برای حمله به دیگران بهره جوید و راه تعدی را در پیش گیرد . » (8) یکی دیگر از خیانتها و پنهان کاری های اسرائیل نسبت به آمریکا را می توان به ساختن نیروگاهها و تأسیسات هسته ای دیمونا در سال 1960 اشاره کرد ، زیرا تاقبل از آن مقامات اسرائیلی در توضیح آنچه که در دیمونا با کمک فرانسه در دست ساخت بود می گفتند یک کارخانه نساجی و یک ایستگاه پمپاژ است و بعدها وقتی آمریکا فهمید و مقصود اصلی از تأسیسات دیمونا را دانست ، خشم تعداد زیادی از اعضای کنگره آمریکا را برانگیخت . (9)

رابطه حمله آمریکا به عراق با اسرائیل :
بسیاری از صاحب نظران سیاسی بر این باورند که اسرائیل مشوق اصلی حمله آمریکا به عراق و استقرار نیروهای نظامی آمریکا در منطقه بوده است . موشه یعلون رئیس ستاد ارتش اسرائیل قبل از هجوم نظامی آمریکا تأکید نمود که :
« پیروزی آمریکا در جنگ عراق باعث احساس عجز و شکست بین اعراب به طور کلی و بین فلسطینیها به طور خاص خواهد شد و در آن صورت پیروزی قطعی بر انتفاضه میسر خواهد بود . » داتی گلیرمن رئیس اتحادیه اتاقهای بازرگانی در اسرائیل معتقد است که پیروزی در عراق برخی فواید اقتصادی ، برای اسرائیل به همراه دارد که اهم آن عبارتند از :
1- دست یافتن اسرائیل به نفت عراق که با بهای پایین و تحت نظر آمریکا قرار خواهد گرفت
2- کاهش خطرات امنیتی که اسرائیل را تهدید می کند و این مسأله باعث کاهش هزینه های امنیتی می گردد .
3- بهبود وضع اقتصاد اسرائیل و باز شدن بازار عراق برای کالاهای اسرائیلی (10) با توجه به این مهم که بسیاری از مقامات عالی رتبه آمریکایی
عملاً اسرائیل را بخشی از ایالات متحده و یا ایالت 51 آمریکا بر می شمارند ، هر گونه بحث در این مورد شاید تکراری باشد زیرا که در واقع تل آویو، پایتخت سیاسی و حکومتی ایالات متحده آمریکا می باشد .

اسرائیل و آمریکا و آینده روابط :
ژنرال دکتر افرایم سنیه از ژنرالهای ارتش اسرائیل می گوید : مهمترین چیزی که اسرائیل از این مناسبات و روابط می خواهد حفظ اعتماد متقابل میان دولت آمریکا ، به ویژه خود رییس جمهور و دولت و شخص نخست وزیر اسرائیل است . زیرا تجربیات گذشته به ما آموخته است که نبود این اعتماد ، روابط بینابین را در همه زمینه ها دچار مشکل می کند ، بنابراین اعتماد متقابل یکی از شرایط برقراری روابط خاص بین دو کشور است . به فرض استقرار این روابط تداوم پشتیبانی سیاسی و امنیتی آمریکا از اسرائیل دور از انتظار نخواهد بود . (11)
در دهه آینده برای مقابله با فشار اعراب در زمینه توان هسته ای اسرائیل ، به شدت نیازمند کمک آمریکا خواهیم بود . زیرا در پردۀ ابهام باقی ماندن برنامه های هسته ای اسرائیل بسیار حائز اهمیت است و اعراب و به ویژه وزارت خارجه مصر می کوشند با دریدن این پرده اسرائیل را دستپاچه کرده ، قدرت بازدارندگی اش را تحت تأثیر قرار دهند ، به نظر می رسد این موضوع همچنان گریبان گیر ما باشد ، لازم است آمریکا موضع ما را کاملاً درک کند . در غیر این صورت مناسبات فیما بین با یک بحران مواجه خواهدشد ، زیرا این موضوع برای اسرائیل سرنوشت ساز است و هیچ دولتی حق ندارد در این خصوص مسامحه کند . (12) ژنرال سنیه نحوه برخورد با تهدید ایران را محک اصلی مناسبات بین اسرائیل و آمریکا می داند و اشاره می کند .« ما پیوسته از آمریکا باید بخواهیم که به عنوان تنها ابر قدرت جهان ، پرچمدار مقابله با ایران و مانع آن در مسیر دستیابی به سلاح هسته ای باشد . لذا علی رغم دوستی با آمریکا ، اسرائیل برای مقابله با تهدید هستی ای ایران چاره ای جز تکیه بر توانایی های خود ندارد . این آمادگی اسرائیل کشورهای دیگر را نیز تشویق خواهد کرد ، که مجدانه برای خلاصی از این تهدید تلاش کنند . ولی اگر این موضوع را به محبت دوستان واگذار کنیم ، ممکن است خیلی دیر به دادمان برسند و ما هرگز چنین اجازه ای به خود نمی دهیم ، از میان همۀ چالشهای مشترک اسرائیل و آمریکا در آینده ، به نظر می رسد تهدید ایران خطرناکترین آنها باشد و باید از همین حالا برای مقابله با آن آماده شویم . » (13)
 پی نوشت ها :

1- باقری – محور شرارت تهران موسسه فرهنگی انتشاراتی نذیر 1381 ص186.
2- همان ، ص189.
3- همان ،ص189.
4- همان، ص190 .
5- پیشین : ص190.
6- همان، ص191 .
7- همان ،ص192 .
8- همان ، ص192.
9- همان ، ص200 .
10- به نقل از روزنامه کیهان .
11- ژنرال دکتر افرایم سنیه – اسرائیل پس از 2000 ترجمه عبدالکریم جادری- چاپ عقیلی( 1381 ) ص149 .
12- ژنرال دکتر افرایسم سنیه – اسرائیل پس از 2000 ترجمه عبدالکریم جادری – چاپ عقیلی (1381) ص150 .
13- همان ص153 .

فهرست منابع و مأخذ
1- کریمیان ، احمد ، یهود در صهیونیسم ، قم ، بوستان کتاب قم ، مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (1384 ).
2- ابوالفتح ، امیرعلی ، برآورد استراتژیک ایالات متحده آمریکا ، تهران- موسسۀ فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران (1381 )
3- نشریه روزانه اداره سیاسی ستاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه ، سال نهم ، شماره 1972 (1385)
4- مجله سیاست دفاعی ، شمارۀ مسلسل 18 سال پنجم شماره 2 (1376 ) .
5- ام کالنینر جان ، استراتژی بزرگ ترجمه کورش ، انتشارات وزارت امور خارجه (1373) .
6- بررسیهای نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – دفتر مطالعات دانشکده فرماندهی و ستاد سال اول – شماره 4 ( زمستان 69 )
7- قناص الحمیدی ، حمیدی ، جایگاه تسلیحات هسته ای در تفکر استراتژیک اسرائیل ترجمه اسماعیل اقبال ، تهران ، دانشگاه امام حسین ( علیه السلام ) موسسه چاپ و انتشارات (1381 )
8- باقری ، حسن ، محور شرارت ، تهران ، موسسۀ فرهنگی انتشاراتی نذیر (1381 )
9- روزنامه صبح صادق مورخ 22/12/84
10- روزنامه کیهان مورخ 4/12/84
11- سنیه ، افرایم ، اسرائیل پس از 2000 ترجمه عبدالکریم جادری چاپ عقیلی (1381 )