آینده پس از عرفات

(۱)
بدون شک یاسر عرفات که آمال و آرزوها و آلام و دردهایش ۴ دهه مبارزات ملت فلسطین را همراهی کرد و سبب گردید وجدان کشورهای غربی عموما و جامعه جهانی بالاخص، بیدار گشته و به این نتیجه برسند که صلح و استقرار در منطقه بدون حل دائم و فراگیر و عادلانه قضیه فلسطین در منطقه تحقق نمی یابد، یکی از چهره های بارز مبارزات ملت فلسطین است.
مبارزات وی سبب گردید که غرب ناچار به اعتراف به حق ملت فلسطین برای مقاومت در برابر اشغالگران اسرائیلی گردد و سازمان آزادیبخش فلسطین را به عنوان نماینده رسمی ملت فلسطین به رسمیت بشناسد، در حالی که اسرائیل و به تبع آن سایر کشورهای غربی نه تنها مخالف بودند بلکه وجود آن را انکار می کردند.
- از طرف دیگر، اعتراف صریح وی در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و تأثیر این اعتراف بر مشروع جلوه دادن اشغالگری و غصیب سرزمین های فلسطینی در سال ۱۹۴۸ توسط صهیونیستها و متوقف نمودن مقاومت مسلحانه علیه اسرائیل به منظور رسیدن به سراب صلح که توسط آمریکا، هم پیمان قوی اسرائیل تحت عنوان «نقشه راه» مطرح گردید و مخالفت وی با انجام اصلاحات حقیقی در حکومت خودگردان تحت اداره خویش و ناتوانی وی در از بین بردن فسادی که در ارکان این نظام رخنه کرده بود و به دنبال آن، تعهدات اخیر وی برای متوقف کردن مقاومت مسلحانه و با استفاده از قدرت، در صورت پذیرفتن اسرائیل به ادامه مذاکرات صلح و تطبیق طرح «نقشه راه» که سبب می گردید دولت فلسطین موعود تنها بر ۷% از مساحت تاریخی کشور فلسطین تسلط یابد، از مسائلی است که عرفات را در برگزیدن راهی که برای اداره مبارزه با دشمن صهیونیستی در پیش گرفت با چالش مواجه می سازد.

(۲)
- در این لحظه که عرفات رخت از دنیا بربسته و به دیدار خالق خویش شتافته، سؤال اساسی که در میان رهبران فلسطینی و تشکیلات حکومت خودگردان و مردم فلسطین، مطرح می باشد این است که: چه کسی جانشین پس از عرفات است؟
معروف است که عرفات در هیچ یک از سفرهایش در خارج از سرزمین های اشغالی فلسطین، در غیاب خود کسی را به جانشینی خود معرفی ننموده است این وضع تا لحظه مرگ وی ادامه داشت و اکنون این سؤال مطرح گردیده که چه کسی جانشین او می گردد؟
و آیا ممکن است بین رهبران جدید و سایر گروههای مقاومت فلسطینی در مورد اختلافات فیمابین درگیری به وجود آید؟ و این درگیری ها به جنگ داخلی منجر شود؟ و موضع ملت فلسطین از این اختلافات چیست؟
- در میان رهبران سلطه ۲ گروه وجود دارند:
گروه اول: باقیمانده نیروهای حامیان عرفات می باشند که از ابتدای مبارزه علیه اسرائیل در کنار عرفات بودند. این افراد عبارتند از: محمود عباس «ابو مازن» که منصب دبیرکلی سازمان آزادیبخش فلسطین را برعهده دارد و احمد قریع «ابوعلاء» که نخست وزیر حکومت خودگردان است، نبیل شعث و فاروق قدومی نیز از همین نسل می باشند و اما گروه دوم: رهبران جوان منطقه ای هستند که پس از تشکیل حکومت خودگردان در صحنه ظاهر شدند که مهمترین آنها عبارتند از:
محمد دحلان مدیر سابق امن وقایی در نوار غزه و جبرییل رجوب که مشاور امنیت ملی است و قبلا مسئولین امن وقایی در کرانه غربی رود اردن را بر عهده داشت.
مروان برغوثی مسئول فتح در کرانه غربی که از بارزترین رهبران انتفاضه علیه اسرائیل به شمار می آید و اکنون در زندانهای اسرائیل به سر می برد.
- آنچه مهم به نظر می رسد این که هیچ کدام از این افراد به استثنای مروان برغوثی حمایت مردم را به همراه ندارند. زیرا در گروه اول: «محمود عباس» که تحلیلگران سیاسی وی را معتدل می دانند، پس از به دست گرفتن نخست وزیری دولت خودگردان با توصیف عملیات رزمندگان مقاومت به تروریسم و اشک ریختن بر کشته های اسرائیلی ها و درخواست متوقف نمودن مقاومت مسلحانه علیه اسرائیل، جایگاه سیاسی خویش را از دست داد و احمد قریع «ابوعلاء» نیز در دوران حکومت خویش نشان داد که هیچ توانی در تصمیم گیری های سرنوشت ساز برای حل مسائل و مشکلاتی که فلسطینی ها با آن روبه رو می باشند را ندارد و قدرت اداره مبارزه با اسرائیل را به گونه ای که منافع ملت فلسطین را تضمین کند ندارد و نمی تواند در بدنه تشکیلات خودگردان اصلاحات ریشه ای انجام دهد.
و در گروه دوم نیز:
به جز مروان برغوثی که سستی در مقاومت مسلحانه علیه نیروهای اشغال گر را به هیچ وجه نپذیرفت، کسی جایگاه مناسبی در میان مردم ندارد.
نامشخص بودن دیدگاه محمد دحلال نسبت به شرط های اسرائیل برای رسیدن به حل نهایی مسأله فلسطین، بالاخص پس از آن که وی نزد آمریکایی ها از موقعیت بهتری برخوردار گشت و رژیم صهیونیستی نیز نامبرده را به عنوان بدیل عرفات، که توان تعامل با اسرائیل را داشته و شرط های رژیم صهیونیستی برای مذاکرات را درک می کند معرفی کرد و با توجه به این واقعیت که اسرائیلی ها و آمریکایی ها، هرگونه تعامل با شخصیتی که بر ضرورت خروج کامل نیروهای اشغالگر تا مرزهای سال ۱۹۶۷ تأکید می کند را رد می کنند، موقعیت او را در میان مردم فلسطین از میان برده است.
به همین صورت می توان از جبرییل رجوب نام برد. فردی که متهم است رزمندگان حماسی را در هنگام حمله اشغالگران صهیونیستی به شهرهای کرانه غربی، که با هدف اشغال مجدد آمده بودند، تسلیم اسرائیلی ها نموده است، این در حالی است که مروان برغوثی که به دلیل موضعگیری ضد صهیونیستی و تأکید بر استمرار مقاومت مردم فلسطین علیه اشغالگران صهیونیستی تا بیرون راندن تجاوزگران به مرزهای قبل از سال ،۱۹۶۷ از حمایت مردمی خوبی برخوردار است.
- این که گفته می شود احتمال درگیری بین این دو گروه برای تسلط بر قدرت در آینده وجود دارد، امری است که باید آن را در میان مدت و درازمدت جست وجو کرد. اما در این مرحله، بسیار بعید است که دو طرف به جان یکدیگر بیفتند.
بالاخص از آنجا که مردم فلسطین خوب درک می کنند که سرنوشت مبارزات ملت فلسطین بستگی به میزان انسجام آنان در برابر طمع ورزیهای اسرائیل دارد و پناه آوردن به هر شیوه و راهی به جز تفاهم و گفت وگو را برای حل اختلافات بین گروههای فلسطینی، نمی پذیرند.
البته شرایط متغیر جهانی و فشارهای اسرائیل و آمریکا، ممکن است طمع بعضی رهبران فلسطینی را برانگیزد که با توسل به زور بر قدرت تسلط یابند. لکن این گونه توسل به زور مدت زیادی به طول نخواهد انجامید و آنان به اهداف خویش دست نمی یابند و تأیید مردمی ملت فلسطین را که بر ثوابت و اصول مبارزات خویش پایبند بوده و بر وحدت ملی خویش تأکید داشته و پناه بردن به سلاح را برای حل مشکلات خویش به هیچ قیمتی نمی پذیرند، به همراه نخواهند داشت. لذا هر گونه فعالیتی در این مسیر به مثابه افتخار می باشد.

(۳)
- واقعیت آن است که به جز مروان برغوثی، نیروهای قدیمی رزمنده همراه عرفات و رهبران محلی جدید که در حکومت هستند، همه بر مذاکرات با اسرائیل، به عنوان تنها انتخاب برای رسیدن به یک راه حل مسالمت آمیز برای پایان بخشیدن به قضیه فلسطین، تأکید دارند و استمرار مقاومت مسلحانه علیه اسرائیل را، چه در داخل خط سبز، یا در سرزمین های اشغالی سال ،۱۹۶۷ حتی اگر اسرائیل به سیاست ترور عناصر مقاومت ادامه دهد، رد می کنند.
از طرف دیگر، کلیه گروههای مقاومت ملی و اسلامی، بر ضرورت استمرار مقاومت با بهره گیری از کلیه روشها و همچنین مقاومت مسلحانه، تأکید داشته و با یکدیگر توافق کامل دارند و علیرغم داشتن اختلافات ریشه ای با یکدیگر در اصول مبارزه با اشغالگران، وحدت نظر دارند.
- نکته حائز اهمیت آن است که: گروه های مقاومت و ملی، بر بازگرداندن سرزمین های اشغالی که اسرائیل در جنگ های سال ۱۹۶۷م آنها را اشغال نمود، اصرار دارند و در صورت خروج اسرائیل از کرانه غربی رود اردن و نوارغزه و پایان دادن به مقاومت آنها اعتراف به وجود دولت اسرائیل را با اجرای تعدیلات اندکی در مرزهایشان با اسرائیل، امضاء پیمان صلح با اسرائیلی ها، را می پذیرند،که در رأس این گرایش حرکت فتح قرارداد و حرکت دموکراتیک و جبهه مردمی آزادی فلسطین نیز این گرایش را قبول دارند.
ولی مقاومت اسلامی که حرکت حماس و جهاد اسلامی را شامل می شود، بر آزادی کامل سرزمین فلسطین از بحر تا نهر اعتقاد دارند و با خروج نیروهای اشغالگر از کرانه غربی و نوار غزه نیز دولت عبری را به رسمیت نمی شناسند.
- با این اوصاف در صورت رحلت عرفات آیا امکان دارد که اختلافات منجر به درگیری های مسلحانه بین نیروهای فلسطین گردد و عوامل و اسباب این نزاع چیست؟
با توجه به تجارب گذشته می توان گفت درگیری مسلحانه گسترده بین نیروهای حکومت خودگردان و نیروهای مقاومت ملی امر بعیدی به نظر می رسد.
ولی ممکن است درگیر ی های محدود و پراکنده ای بین نیروهای شهداءالاقصی (جناح نظامی حرکت فتح) و بین رهبران سلطه فلسطینی به دلایل زیر بروز کند:
۱- در صورت اصرار حکومت بر متوقف نمودن مقاومت مسلحانه به بهانه نشستن اسرائیل بر سر میز مذاکره، ۲- در صورتی که سلطه تصمیم به انحلال گروه های مقاومت مسلحانه و بالاخص جهاد و حماس، بگیرد.
همچنین درگیری مسلحانه بین نیروها و همرزمان قدیم عرفات و طرفداران رهبران محلی (محمد دحلان و جبریل رجوب) برای تسلط بر رهبری حکومت پس از وفات عرفات نیز امکان دارد صورت پذیرد، ولی به شکل محدود و نیروهای شهداءالاقصی وابسته به فتح می توانند به این درگیری ها خاتمه بخشند.
لکن آنچه که به عنوان خطر بزرگ به حساب می آید و فلسطینی ها از آن می ترسند احتمال درگیری مسلحانه بین عناصر امنیت تابع حکومت خودگردان و بین حرکت حماس و جهاد اسلامی است که چالش بسیار خطرناک برای حقانیت حکومت خودگردان در رهبری ملت فلسطین به حساب می آید.
- علیرغم تبلیغاتی که وسائل ارتباط جمعی عربی و اروپایی، در مورد تلاش های سلطه فلسطینی برای رسیدن به صلح با اسرائیل، به عمل می آورند و علیرغم تأیید سلطه توسط کشورهای عربی و جامعه جهانی در این مقطع از تاریخ، متأسفانه دیدگاه عرفات و رهبران همراه وی، مبنی بر مخالفت با استمرار مقاومت مسلحانه ضد اشغالگران صهیونیستی و استفاده از نیروهای مسلح برای مقابله با گروه های مقاومت علیه اسرائیل سبب گردیده که ملت فلسطین جز تأیید مقاومت مسلحانه که حرکت جهاد اسلامی و حماس و پیشروان شهداءالاقصی ، جناح نظامی حرکت فتح از آن پیروی می کنند و مخالفت با روش های سازشکارانه حکومت خودگردان راه دیگری را دنبال ننماید.
آنچه سبب گردیده که ملت فلسطین صف خود را از سلطه (حکومت خودگردان) جدا نماید، امتناع عرفات از در پیش گرفتن راه های قانونی و اجرایی برای از بین بردن فسادی است که در درون حکومت خودگردان و رهبران آنها به شکل گسترده ای ریشه دوانده است.
و علیرغم این مشکلات، گروه های فلسطینی، بر جلوگیری از بروز هر گونه درگیری بین آنان و سلطه تأکید دارند، مگر آنکه رهبران آینده سلطه به منظور چیره شدن بر این گروه ها، تصمیم بر درگیری مسلحانه با آنها را داشته باشند.
واقعیت آن است که همه مسئولین فلسطینی بر وحدت ملی بین سلطه و همه گروه های مقاومت و مردم تأکید دارند و هر گونه جنگ و درگیری به منظور تسلط بر حکومت پس از رحلت عرفات، بعید به نظر می رسد. «صاحب عریقات» در همین راستا اظهار نموده است: «شکاف در سلطه فلسطینی وجود دارد. وی امکان درگیری بین گروه های فلسطینی را در صورت وفات عرفات رد کرد.»
- اما مسئولیت هایی که عرفات قبل از انتقال به پاریس برعهده داشت با تشکیل یک گروه کار متشکل از احمد قریع نخست وزیر دولت خودگردان فلسطین و محمود عباس دبیر کل جنبش آزادیبخش فلسطین و سلیم الزعنون رئیس مجلس وطنی، اداره امور سلطه طی دوران غیاب عرفات را برعهده گرفتند.
- در این شرایط حساس آنچه که رهبران سلطه را نگران می کند، اوضاع در نوار غزه پس از وفات عرفات است زیرا با اینکه اسرائیل تلاش می کند با حملات مستمر خویش تأسیسات و مراکز زیربنایی نوار غزه را به صورت کامل تخریب و نابود کند و عناصر مقاومت فلسطین را در این منطقه از بین ببرد. عرفات بر جلوگیری از مقاومت مسلحانه علیه اسرائیل با استفاده از زور و ارائه راه ها و اقدامات لازم برای حل قضیه فلسطین به روش مسالمت آمیز تأکید می کرد. لذا برای حل این مشکل به دنبال چاره جویی می باشند.
در همین راستا، احمد قریع در سفری به نوار غزه علیرغم مخالفت حرکت حماس با سیاست های حکومت خودگردان، برای حل مشکل فلسطین، با آنها نشست و در مورد نحوه حل بحران در صورت وفات عرفات، مذاکره و گفت وگو نمود.
- تحلیلگران سیاسی در مورد دیدگاه اسرائیل و آمریکا و کشورهای عربی در صورت وفات عرفات بر این عقیده اند که: راست افراطی در اسرائیل از مرگ عرفات خوشحال خواهند شد، علیرغم آنکه سیاستمداران قومی آنها بر این اعتقادند که تنها رهبری که می توانست با اسرائیل صلح امضاء کند و به نفع اسرائیل کوتاه بیاید، عرفات بود.
ولی غیاب عرفات به نظر آنان، در صورتی منجر به بروز بهم گسیختگی امنیتی در حکومت خودگردان گردد و حماس قدرت را در نوار غزه به دست بگیرد، سبب می گردد اسرائیل از غزه عقب نشینی ننماید و این تنها نگرانی اسرائیل است.
از طرف دیگر نظر آمریکائی ها با اسرائیل در مورد پس از عرفات تفاوتی ندارد.
زیرا رحلت و رفتن عرفات را به دلیل عدم تعامل کاخ سفید با وی و به حساب آوردن نامبرده به عنوان یک مانع اصلی در تحقق صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها را به فال نیک گرفته و از آن استقبال می نمایند.
کشورهای عربی و بالاخص مصر و اردن نیز تنها نگرانی شان پس از عرفات درگیری مسلحانه بین گروه ها برای به دست گرفتن قدرت و گسترش خلل امنیتی و ناآرامی می باشد که بر مرزهایشان با فلسطین اشغالی تأثیر می گذارد. لذا به نظر می رسد این دو کشور تمام تلاش خویش را برای جلوگیری از بروز هر گونه اختلاف بین گروه های فلسطینی و برقراری امنیت در اراضی فلسطین اشغالی به عمل می آورند.
پایان و تحلیل:
بسیاری از فلسطینی ها حکومت خودگران فلسطین عرفات را فاسد و آن را در اداره مبارزه ناتوان می دانند و معتقدند که برای حل مشکلات زندگی مردم فلسطین، با جدیت عمل ننموده است.
ولی در همان حال، به دلیل دشمنی اسرائیل با رهبری عرفات و محاصره او در طول ۳ سال گذشته و تهدید مستمر به قتل و بیرون راندن وی، عرفات جایگاه رفیعی نزد مردم فلسطین دارد.
اما در مورد جانشین آینده عرفات در سازمان آزادیبخش فلسطین و حکومت خودگردان و رهبری حکومت خودگردان با وجود نیروهای قدیم و رهبران امنیتی فعال و رهبران فتح و همچنین حرکت های حماس و جهاد اسلامی که با هر گونه رهبری که به شیوه عرفات، مبارزه را با اسرائیلی ها اداره کند مخالف می باشند. همچنین مبارزه با فسادی که در ارکان نظام سلطه حکومت خودگردان و رهبران آن وجود دارد را سرلوحه خویش قرار داده اند، باید گفت: هر چند در مرحله کنونی، زمینه برای تسلط بر حکومت توسط حماس و دیگر گروه های فلسطین مهیا می باشد لکن آنها می دانند که اسرائیل و آمریکا به هیچ وجه به آنها اجازه نخواهند داد که قدرت را در دست بگیرند و شدیدترین اقدامات را علیه آنها به کار خواهند گرفت.
لذا بعید به نظر می رسد که حماس خود را درگیر نزاع مسلحانه با سلطه نماید و تلاش خواهد نمود که از بروز اینگونه درگیر ی ها بین نیروهای مقاومت فلسطین و دیگر رهبران حکومت خودگردان جلوگیری نماید.

ملاحظه:
۱- در حالی که مرگ عرفات در میان اسرائیلِی ها، بازتاب مثبتی داشته و افرادی همچون شیمون پرز که زمانی شریک وی در صلح بودند از عملکرد عرفات در حمایت از تروریسم به قول آنها انتقاد داشته و معتقد بودند که عرفات فرصت بسیار خوبی را از دست داد، لکن خوف بیشتر آنان از آن است که وفات او موجب گسترش عملیات انتحاری علیه اسرائیلِی ها گردد.
«ناحوم بر نییح» یکی از تحلیلگران صهیونیستی معتقد است هر چند ابومازن که از رهبران رده اول بعد از عرفات است، تروریسم را کاملاً رد می کند و برای رسیدن به صلح تلاش خواهد کرد، لکن او قدرت خشکاندن ریشه های تروریسم را ندارد اگر براساس معیارهای شارون بخواهیم تفسیر کنیم، ابومازن شریک مناسبی برای اسرائیلِی ها نیست، لکن می تواند در مذاکرات دو جانبه با همکاری مشترک طرفین در پروسه زمانی در آینده در راستای منافع طرفین قدم بردارد و این امر مستلزم آن است که شارون در این مرحله بتواند درست تصمیم بگیرد و با انگشت خویش تاریخ را برای خود ثبت کند.
در اسرائیل تنها کسی که از عرفات یاد کرد «یوسی بیلین» بود که اظهار کرد روز وفات او برای فلسطینی ها روز اندوهی است و دو ملت نیازمند خروج از دایره جنگ و کشتار می باشند.
از طرف دیگر، به دنبال اعلان فدوی برغوثی همسر مروان برغوثی مبنی بر اعلام آمادگی مروان برغوثی برای شرکت در انتخابات ریاست فلسطین، وزیر کشور اسرائیل «ابراهام بوراز» در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که «در شرایط خاصی امکان آزادی کسانی که به حبس ابد محکوم می باشند وجود دارد.»
وی گفت: «افرادی مانند برغوثی در گذشته در عملیات تبادل با حزب الله لبنان و گروه احمد جبریل آزاد شدند و آزادی او را هم منتفی ندانست. این اظهارات با عکس العمل شدید شارون و رئیس جمهور اسرائیل موشی کتساف و وزیر زراعت
س« سیرائیل کاتس »مواجه گردید که گفت: نهایت عصر عرفات نهایت عصر تروریسم است و برغوثی نمونه ای از آن است و هیچ گاه آزاد نمی شود.