مقاومت فلسطین از دیدگاه دین

آخرین جمعه ماه رمضان نماد تلاش هر انسان آزاده ای است برای آزادسازی قدس شریف. امام موسی صدر شخصیتی است که تلاش فراوانی در این راه کرد. اما در همین ماه مبارک رمضان که بازهم در تلاش برای مبارزه با اشغالگریهای اسرائیل می کوشید در سفری رسمی به دعوت قذافی به لیبی رفت و در آنجا ربوده شد.

آنچه می خوانید بخشهایی از سخنان امام موسی صدر در جمع شخصیتهای برجسته و معروف اسلامی درباره مقاومت فلسطین از نگاه دین است که در سال ۱۹۶۸ در روزنامه الحیات چاپ شده است.

ای جوانان عزیز فلسطینی، ای کسانی که پنجره آرزوها را به روی قلبهای ما گشودید، ای دستان خداوند در میان مردم و ای دریچه های اراده و خواست او، بر برکات خداوند سیر کنید. امیدها به شماست. چرا که جهاد شما نشأت گرفته از سه پایه است
بِسم اللّهِ الرّحمن الرَّحیم، اِذا جآءَ نَصرُ اللّهِ وَ الفَتحُ، وَ رَاَیتَ النّاسَ یَدخُلونَ فی دینِ اللّهِ اَفواجاً، فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ وَ استَغفِرهُ اِنَّهُ کانَ تَوّاباً (۱۱۰: ۱-۳)
برادران ارجمند، اجازه دهید از شما، به علّت تحمل دشواریهای بسیار برای حضور در مراسم امشب، آن هم در این ایّام توفان خیز، نه سپاسگزاری کنم و نه پوزش بطلبم؛ زیرا مکنونات قلبی و احساسات شما، که از بدو ورود به این مجلس در چهره هایتان موج می زند، خود بهترین نشانه از آمادگی همه جانبه شما برای یاری رساندن به این جهاد مقدّس است، کاری که خود مخلصانه و بدون هیچ گونه چشمداشتی به پاداش و سپاسگزاری از جانب کسی بدان کمر بسته اید. تصور نمی کنم نیاز باشد در اینجا بر «غیرقانونی» بودن اسرائیل در شکل گیری و اقدامات آن تأکید کنم. درباره اسرائیل صدها کنگره بین المللی تشکیل و بیانیه های فراوانی صادر شده است، همچون آراء دیوان لاهه، پروتکل ژنو، قطعنامه های شورای امنیّت، تأکیدات مجمع عمومی سازمان ملل، قطعنامه های کمیته حقوق بشر، کنگره حقوق بشر و بسیاری موارد دیگر که ذکر آنها نیازمند کتابی حجیم است. همچنین گمان نمی کنم در اینجا لازم باشد بر «مشروعیت» مقاومت فلسطین، در داخل اراضی اشغالی و بیرون از آن، تأکید کنم.
پس از صدور قطعنامه شورای امنیت، جهان عملاً به مشروعیّت و قانونی بودن مبارزه مردم فلسطین اعتراف کرد و صحه گذاشت. بنابراین، قوانین بین المللی نیز باید در حمایت از فلسطینیان به کار گرفته شود. مثلاً باید با اسیران آنها همچون اسیران جنگی رفتار شود. البتّه امشب این بحثها همه از دایره گفتار ما بیرون است. سخن امشب من درباره دین و موضع گیری آن است. دین، هر انسانی را، صرف نظر از مذهب یا اندیشه یا اعتقادش، محترم می شمارد. اما اگر انسانی در نتیجه اعتقاداتِ زیان آور تبدیل به جرثومه ای شود که در زمین فساد و تباهی کند و جوامع را به انواع بیماریها مبتلا سازد، در این صورت، دین ارج و حرمتی برای این موجود قائل نیست، همان طور که فرد انسانی نیز خود عضوی از بدنش را که به بیماری مسری و بدخیمی دچار شده، از بدن خود جدا می کند.
ما از انسان بیزار نیستیم، ولی می گوییم از همان هنگامی که نخستین دولت اسرائیل شکل گرفت، یعنی پیش از میلاد حضرت مسیح (ع )، برخی ازیهودیان نژادپرستی و افکار نژادپرستانه ای مطرح می کردند، افکاری که به آنها توهّم برتری بر بشر را می بخشد. آنان برای خود امتیازاتی قائل بودند، خدایی را به خود اختصاص داده بودند که با خدای دیگر مردمان و نیز با خدای یکتا تفاوت داشت. یهودیان تا جایی پیش رفتند که بر تمایز و شکاف میان خود و مردم بسیار عمق بخشیدند. بشریت را تجزیه کردند و خود را بالاتر از آنان جای دادند، حتی در باب خدا و معبودشان.
گفتنی است که یهودیان نخستین کسانی نبودند که به خدای یگانه ابراهیم (ع) گرویدند، بلکه پیش از آنان فینیقی ها و کنعانی ها به خدای یگانه ایمان آورده، او را «ایل» نام نهاده بودند، اما یهودیان خدای دیگری را به خود اختصاص داده بودند و او را «یهوه» خواندند. بعد از آن، تا زمان ما، آراء، اخلاقیات و رفتار خود را از دیگر مردم جدا کردند. راز محاربه برخی از یهود با پیامبرانی که پس از این بدعت گذاری در رسالت الهی و تحریف کلمه، برای هدایت مردم از سوی خداوند مبعوث می شدند، در همین مطلب نهفته بود. پیامبران هم درباره خطر برخی از یهودیان به مردم هشدار می دادند. حضرت مسیح (ع )می فرمود قدس را وامگذارید» منظور آن حضرت از کلمه «قدس» تنها شهر «بیت المقدس» نبود، بلکه همه معانی قدس بود. همان حضرت، هنگامی که بازرگانان و صنعتگران و فروشندگان را از هیکل بیرون می راند، به آنان می فرمود: «این خانه پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را تبدیل به لانه توطئه کرده اید.»
اکنون من می پرسم: اگر مسیح (ع) امروز هم در میان ما زندگی می کرد، آیا ممکن نبود همین سخن را تکرار کند؟
او می فرمود: این خانه پدر من، جایگاه عبادت است که شما آن را به لانه ای برای توطئه و دسیسه و پایگاهی برای استعمار و مکانی برای فساد و نافرمانی خدا و امثال آن تبدیل کرده اید. بنابراین، انگیزه ای که مسیح را به جنگ با برخی از یهود وامی داشت، این نبود که او همچون یکی از ابنای انسان با انسانی دیگر دشمنی داشته باشد، بلکه آن حضرت از بشری بیزاری می جست که بر اثر عقاید مغشوش و خطرناک خود به جرثومه فساد تبدیل شده بود. قرآن نیز در این رابطه می فرماید: مَثَلِ کسانی که تورات به آنها داده شده و بدان عمل نمی کنند مَثَلِ آن خر است که کتابهایی را حمل می کند. بد مَثَلی است مثل مردمی که آیات خدا را دروغ می شمرده اند. و خدا ستمکاران را هدایت نمی کند. بگو ای قوم یهود، هرگاه می پندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر، پس تمنای مرگ کنید اگر راست می گویید. و آنان، به سبب اعمالی که پیش از این مرتکب شده اند، هرگز تمنای مرگ نخواهند کرد. و خدا به ستمکاران داناست.بدین ترتیب، علّتی که سبب می شد تا پیامبران با برخی ازیهود بجنگند برای ما روشن می شود. پیکار ما نیز با آنان همچون جنگ با یک انسان یا جنگ با گروهی مؤمن نیست. بلکه با آنها می جنگیم زیرا که ایشان به مصداق آیه قرآن، دستورات کتاب مقدّس خود را عمل نمی کنند. بنابراین، جنگ ما با آنها جنگ با یک مجموعه از انسانها نیست، بلکه این جنگ در واقع نبرد با فساد، انحراف، ستم و اندیشه تبعیض نژادی است.
پیامبران به ما هشدار داده بودند که برخی از یهودیان را از جزیره العرب بیرون برانید، ولی ما، زمانی که آنان هنوز پایگاهی برای خود نساخته بودند، این هشدارشان را نشنیدیم. اما اکنون که این خطرِ مجسم رویاروی ما قرار گرفته، چه باید بکنیم؟
این مطالب نشانگر موضع دین در این باره بود، که به طور خلاصه عنوان شد. اما آیه قرآن تأکید می کند که ضُرِبَت عَلیهِمُ الذِّلَهُ وَ المَسکَنَه (۲: ۶۱) مقرر شد بر آنها خواری و بیچارگی. این آیه ساختاری انشائی و امری دارد و از نوع جملات اخباری و حکایتی به حساب نمی آید. این آیه امری واجب و مسئولیت آور بر دوش می گذارد و اگر این مسئولیت را به انجام نرسانیم، در آینده بر ما مُهر ذلت و بیچارگی خواهد خورد. مشروعیّت مبارزه مردم فلسطین از دیدگاه دینی اصلاً نیاز به بحث ندارد. چرا این مبارزه از نظر دینی مشروعیت نداشته باشد، در حالی که افراد این مبارزه همان کسانی هستند که راه انسانیّت را هموار می سازند و در صدد صیانت از اخلاق و ارزشها برآمده اند؟ اینان همان کسانی هستند که اراده مسیح (ع )و محمد(ص) را به اجرا در می آورند. اینان تحقّق بخش اراده الهی اند که در مفهوم آیه ضربت علیهم الذلّه و المسکنه بیان شده است. آری، اینان کسانی هستند که اراده آسمانی را لباس تحقّق می پوشانند. دست خدا و دست مسیح (ع) و دست محمد(ص) و دست ارزشهای والا از آستین اینان بیرون آمده و در قالب اسلحه و بذل خون و جهاد برای اجرای این احکام آسمانی بسیج شده است.
امروز هنگام حمایت است، نه فردا. اگر ما امروز به این نهضت و این حرکت بزرگ و این جهاد مقدس یاری رسانیم، چندین برابرِ کمکی که در آینده به آن کنیم ارزش خواهد داشت. همان طور که خود در گذشته دیدید، در همان هنگامی که بحران فلسطین تازه آغاز شده بود، چون ما از دفاع و اتّخاذ یک موضع درست شانه خالی کردیم، امروز به مصیبتها و دشواریهای بی شماری دچار شده ایم. شمار قربانیانی که ما امروزه در راه مبارزه با اسرائیل تقدیم می کنیم، دهها برابر بیشتر از آن چیزی است که می توانست در آغاز اشغال سرزمین ما فدا شوند. اگر ما از صد سال پیش، مطابق دستورات دینی عمل می کردیم، امکانات فراوان و ثروت هنگفتی ذخیره کرده بودیم. اگرچه در گذشته از تمام اینها غافل شدیم، ولی امروز نباید عقب بنشینیم. باید هر چیزی که به دست می آوریم و در هر چیزی که تلاش می کنیم و درباره هرچه که می اندیشیم، همه در راه خدمت به این مسأله مقدس باشد.
برادران عزیز، در این راه، تنها کافی نیست که ما کف بزنیم و زبان به تحسین بگشاییم و تنها بذل عاطفه کنیم، بلکه برماست که در این راه تا آنجا که در توان داریم از هیچ گونه یاری و مساعدت و تأیید، به تمام معنی کلمه، دریغ نورزیم. این گونه است که می توانیم تکلیف خود را ادا کنیم.
بنده، پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، در عراق و در شهر نجف اشرف بودم. در آنجا مراسمی به مناسبت یادبود سیدالشهدا(ع) برپا شده بود. این مراسم بسیار باشکوه است و هر ساله زیر نظر مرجع بزرگ شیعیان، آیت اللّه سید محسن حکیم، برگزار می شود. دیدم عده ای از جوانان فلسطینی هم در این مراسم شرکت کرده بودند و سخنرانی هم کردند.
همچنین، در همان جا، گروهی از عراقیها را نیز مشاهده کردم که کمکهای مردمی برای فلسطینیان جمع آوری می کردند. خیابانهای نجف اشرف و به ویژه خانه های اطراف مرقد حضرت علی( ع) از شعارهایی که فلسطینیان نوشته بودند پوشیده شده بود. حضرت آیت اللّه حکیم نیز عدّه ای از فلسطینیها را به حضور پذیرفت و برای پیروزی و کامیابی آنان دعا کرد.از این رو، ما می توانیم موضعی دینی و درست اتخاذ کنیم که به حمایت از این نهضت در گوشه گوشه جهان منجر شود. این فریضه دینی و انسانی ما است. ما در این مجلس مبارک، که به مناسبت حمایت از آرمان فلسطین در ماه مبارک رمضان، ماه روزه و برتری، ماه صبر و آمادگی، ماه لیله القدر و رقم خوردن سرنوشت، ماه فتح مکه و جنگ بدر کبری و ماه پیروزیها برپا شده، حضور یافته ایم. ما در پایان این ماه مبارک در این مراسم خجسته شرکت جسته ایم و امیدواریم به چیزی دست یابیم که خداوند را خشنود کند و از عمیق ترین و محکم ترین دستاوردهای این ماه مبارک باشد. چنان که در آغاز نهضت اسلام هم همین گونه بود. ما می گوییم در همین ماه پیامبر گرامی اسلام (ص )به مکه قدم نهاد و به پیروزی نهایی دست یافت. آن حضرت در ماه رمضان وارد مکه شد و این سوره مبارکه بر او نازل گشت:
بِسمِ اللّهِ الرّحمَن الرَّحیمِ، اِذا جآءَ نَصرُ اللّهِ وَ الفَتح، وَ رَاَیتَ النّاسَ یَدخُلونَ فی دین اللّهِ اَفواجاً، فَسَبح بِحَمدِ رَبِّکَ وَ استَغفِرهُ اِنَّهُ کانَ تَوّاباً (۱۱۰: ۱-۳) به نام خدای بخشاینده مهربان، چون یاری خدا و پیروزی فراز آید، و مردم را ببینی که فوج فوج به دین خدا درمی آیند، پس به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و از او آمرزش بخواه، که او توبه پذیر است.
ما نیز آرزو داریم که چنین سوره ای را در چنین ماهی تلاوت کنیم، آن هم در وقتی که مقاومت فلسطین و کمک کنندگان به او و یارانش به قدس، حرم دوم، پای می نهند، همچنان که پیامبر ما، حضرت محمد(ص)، در حرم نخست وارد شد. ما، در انتظار فرارسیدن یاری خداوند، چشم به دست این جوانان دوخته ایم، جوانان مؤمنی که اراده الهی را تحقق می بخشند.
اما شما، ای جوانان عزیز فلسطینی، ای کسانی که پنجره آرزوها را به روی قلبهای ما گشودید، ای دستان خداوند در میان مردم و ای دریچه های اراده و خواست او، بر برکات خداوند سیر کنید. امیدها به شماست. چرا که جهاد شما نشأت گرفته از سه پایه است.پایه نخست ایمان است. ایمان به خداوندِ آفریننده هستی. خدا همه جا هست. خدایی یکتا، خدایی که از آن شماست در زندگی و مرگ. و مرگ برای شما زندگی جدید است. علی بن ابی طالب (ع)، نخستین فداییِ اسلام، هنگامی که پسرش محمد حنفیه را در جنگ نصیحت می کند، از این اصل یعنی ایمان به خدا چنین تعبیر می کند: «پسرم، اگر کوهها از جا بجنبند، تو پابرجا باش.» سپس در ادامه گفتارش می فرماید: «جمجمه ات را به خدا وام ده.» و شما نیز جمجمه ها، آرزوها و احساسات خود را به خداوند وام دهید و بدانید پیروزی برای شما از جانب خداوند محقّق است.
پایه دوم این است که شما باید، با آگاهی کامل و دقت و سنجیدگی، اقدامات و خط مشی خود را برنامه ریزی و طراحی کنید. حرکت علمی و درستِ مبتنی بر آگاهی، قرین پیروزی است. ما اطلاعاتمان از شما کمتر است، اما می دانیم که شما بر چارچوبهای علمی و درست در روش و جهاد و جنگ و تبلیغاتتان تکیه دارید.
پایه سوم، شما باید در حرکت خود از ستیزه گریهای جنبی بپرهیزید. این کار به شما امکان می دهد تا از توانهای مطلوب اعراب و مسلمانان و مسیحیان و نیز هر انسان آزاده، در هر کجای جهان که باشد، استفاده کنید. براین اساس، موضع شما ما را به یاد موضع جنبش آزادی بخش الجزایر می اندازد که توانسته بود از تمام نیروهای انسانی در جهان، حتی نویسندگان و مؤلّفان فرانسوی و بسیاری از کشورهای دیگر، به خوبی بهره برداری کند. ما پیروزی شما را آرزومندیم و از خداوند موفقیّت شما را مسألت داریم.
برادران عزیز، آنچه گفته شد تعابیر مختصری بود از آنچه در قلب من و شرکت کنندگان نهفته بود. شما ای جوانان فلسطین، مطمئن باشید که در قلب هر مؤمن و هر مسلمان و هر مسیحی و هر کسی که به خداوند و به انسانیّت ایمان دارد، از کوچک و بزرگ و زن و مرد، جایگاهی والا به شما اختصاص داده شده است. پس شما هم، با اتکا به برکات الهی، حرکت کنید. خداوند شما را تأیید کند و موفق بدارد. و السلام علیکم.