صهیونیسم | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



آموزه های فساد در جامعه اسرائیل

آموزه های فساد در جامعه اسرائیل

یک روزنامه نگار اسرائیلی چندی پیش در یکی از شماره های روزنامه ‌ ها آرتص ‌با اشاره به پرونده فسادهای اخلاقی و مالی سران رژیم صهیونیستی نوشت که افزایش فساد در جامعه اسرائیل به دلیل آموزه هایی است که این فسادها را توجیه می کند.
وی در یادداشت خود می نویسد:‌ دهها سال پیش شخصی بنام دکتر امیل شمورک  ناظر داخلی خبرگزاری یهود بود . وی در سال 1951گزارشی تندی درباره عملکرد کارکنانش نوشت. اطلاعات وی آنقدر تکان دهنده بود که حاییم کوهین مشاور کنونی وقت کابینه دستور داد تا پلیس پیرامون این مساله تحقیقات خود را آغاز کند. دراین بین لیفی اشکول مسؤول مالی خبرگزاری گفت: مانع علف خوردن گاو نشو. مقصود وی این بود که لازم نیست کسانی را که در راه مردم کار می کنند بخاطر اختصاص دادن سهمی به خودشان مورد پیگرد قرار دهیم. در سایه همین اصل بود که فضایی مخالف شمورک بوجود آمد و او را به استعفاء واداشت و اقدامات قانونی هم که علیه مظنونین آغاز شده بود متوقف شد.
موضوع « مانع علف خوردن گاو نشو » دراصل از کتب مقدس یهود سرچشمه گرفته و معنی حقیقی و توراتی آن این است که : « به زیردستان و خدمتگذاران اجازه بده که از ثمره تلاششان بخورند و بهره برند.»
اشکول این اصل را در پس زمینه زندگی یهود پیاده ساخت و رفتارهای فاسد را از طریق آن مجاز نمود. سخنان وی تا به امروز در تاریخ اسرائیل همچون لکه ننگی که شایسته محکومیت است باقی مانده و هنوز بسیاری آنرا قبول دارند. اشکول خود با کارمندان خبرگزاری موافق نبود اما به هر حال وی مسؤل ادامه فساد آنها بود.
واکنش وی به این مسأله نمایانگر تفکر حاکم بر رهبران دولت در آن زمان است که همه از حزب کاراسرائيل بودند. آنها براین باور بودند که خدا ما را برای حکمرانی برگزیده وفقط ما می دانیم انجام چه کاری پسندیده است و چه کاری ناپسند. ما همه اعضای انجمن مقدسی هستیم که جان خود را در راه مردم فدا می‌کنند و اگر کسی در جایی ذره ای را به خود اختصاص دهد، این کار با توجه به وظیفه ملی که برای مردم انجام می دهد نباید مورد بازخواست قرار گیرد. وي معتقد است سختگیری بر کارمندی که خطا کرده ضروری نيست ، فقط کافی است این کار برعهده ما رهبران گذاشته شود و خود بهتر می دانیم چگونه با آن برخورد کنیم. مهم این است که توجهمان از توجه به مصالح عام منحرف نگردد.
امروز رهبران دولت تلاش دارند همین اصل رااز نو زنده کنند. دولت ایهود اولمرت ادعا داشت که دستگاههای بازرسی و نظارت، قدرت عمل آنان راکاسته وایفای نقش صحیح را دشوار ساخته اند. وي گلایه داشت که با این وضعیت بازرسی ، هر افسری مجبور است با یک وکیل یا قاضی همراه باشد و پس از جریان تحقیقات دراداره مالیات شنیده شد که برخی ادعا می کنند : اینگونه کارکنان نمی توانند تواناییهای خود را آشکار سازند و درباره اظهارات بازرس کل نیز چنین ادعاهایی شد. در کل این سخنان به این معنی است که روشنگری های دستگاه نظارت و سلطه قانون برضد شیوه عملکرد شاخه های مختلف دولت، به برخی مصلحت های کاردولت لطمه می زند.
این روزنامه نگار اسرائیلی در ادامه می نویسد: ‌البته مقصود ما خدشه دار کردن چهره مسؤولین و نفی شایستگی های آنان نیست و به دیدگاههای رهبران هم ایرادی نداریم بلکه فقط می خواهیم این اعمال باشفافیت و وضوح انجام شود. مثلا ما در رابطه با مواضع اولمرت در قضیه گفتگوهای مناقصه بانک لیومی سؤالی نداریم و فقط از تناقض منافع و روابط شخصی او با یکی از طرفهای مناقصه می پرسیم. دستگاه اخذ مالیات نیز فقط به جهت عدم شفاف سازی در عملکردشان دربرخی پرونده ها مورد بازخواست بودند. گاوان اجازه دارند علف بخورند ! اما مسؤولین در رده های پایین تر بایستی میان حسابهای شخصی خود و خزانه دولت فرق بگذارند.
واقعیت این است که حتی روزنامه هایی که نقد را رسالت خود میدانند نیز خود در این جریان که از آن سخن رفت غرق شده و صراحتا اعلام می کنند سران یهود و مسؤولان رده بالا مجازند هرگونه که مایلند برای خود قانون بنویسند واجرا کنند و با توجه به اینکه نظام اسرائیل نظامی قانون گریزکه نه، قانون ستیز است اصلا اهمیتی ندارد اگرمصوبات دستگاههای داخلی و حتی خارجی هیچ انگاشته شود. چرا که به اذعان خودشان سروران و حاکمان زمین از سوی خدا هستند وباید هم به عرف سایر ملل وقعی ننهند ! اینگونه و با این لاابالی گری ها و جنگل پنداشتن دنیا از سوی این قوم بی فرهنگ که در طول تاریخ حتی یکبار حاضر نشده است به آموزه های انسانی ودستورات متعالی گوش فرا نهد تا جایی که حتی پیامبر خود را به تعبیری زجرکش کردند، نباید انتظار داشت رفتارهای نیک و انساندوستانه از ایشان سر زند یا در این زمینه ها دست کم در حد سایر ملل ظاهر شوند. اسرائیل این زخم کاری بر سینه تاریخ بشر و این تاول بدخیم بر چهره انسان دردیست بی درمان که یا باید سراسر وجود را از خود بیالا ید ویا اینکه از بیخ وبن کنده شود وبیراه نیست اگر ما هم بگوییم این لکه شوم را درآغوش این زمین جایگاهی نیست. البته ما دشمن انسانیت نیستیم و مردمان حق زندگی دارند ولی اگرمردمانی بخواهند فسادپیشه کنند و بخواهند بی نام و نشان بودن خود بر نقشه جغرافیا را با تصرف زورمدارانه سرزمین مردمانی مظلوم وصلح طلب جبران نمایند آنگاه این داستان دیگریست و برخورد با آن جور دیگر است.