جنبش حزب الله لبنان و نقش انقلاب اسلامی ایران

جنبش حزب الله لبنان و نقش انقلاب اسلامی ایران

 در واقع  شکست گروه‏های فلسطینی و احزاب چپ لبنان در مقابله با این تهاجم، شکست نظریه‏های ملی گرایی عربی و ایدئولوژی‏های چپ (کمونیسم، بعث، ناصریسم و...) را در پی داشت و زمینه را برای ظهور حزب الله لبنان به عنوان تنها گزینه، برای مقابله با این تجاوزات فراهم ساخت.
شرایط پیدایش حزب
با شروع فعالیت‏های برخی روحانیون بازگشته از حوزه علمی دینی نجف اشرف به لبنان، نقطه‏های آغازین حرکت فعال علمای دینی در دهه 1960 شکل گرفت. برگزاری جلسات درس و سخنرانی، گفت و شنودهای فرهنگی، پرسش‏ها و... توجه مردم را به برداشت و درک تازه‏ای از نقش اسلام در زندگی بر انگیخت. در آغاز راه، این فعالیت‏ها گسترده نبود و شیوه امامت جماعت در مساجد و ارائه دروس دینی را در روستاها و محیط پیرامون آنها برگزیده بود. به تدریج برگزاری فعالیت‏های فرهنگی در سراسر خاک لبنان و البته در دایره‏ای محدود مد نظر قرار گرفت. گروهی از جوانان در چارچوب ضرورت توجه جدی به شناخت اسلام، به این علمای دینی روی آوردند و عامه مردم نیز به آنان پیوستند. حضور جوانان دانشگاهی و زنان نیز اندک بود. این مرحله نشانگر حیات جنینی جریان اسلام گرا و بر داشتن گام‏های نخستین در تحقق حرکتی محدود و جدید بود.
با گذشت زمان، همه نگاه‏ها به سه تن از عالمان پر تلاش که دارای بینش فکری تکامل یافته و توان فرهنگی درخور توجه بودند و شیوه‏های خاصی در عرصه تحرکات اسلامی داشتند، معطوف شد. این عالمان عبارت بودند از امام‏موسی صدر که در قم هم تحصیل کرده بود. وی فعالیت‏هایی در شهر صور در چارچوب جمعیت احسان و نیکی آغاز کرد، وی شخصیتی جذاب داشت که قادر به جلب افکار عمومی بود و منطق استوارش او را از دیگران متمایز می‏ساخت. زود هنگام به حرکت سیاسی و اجتماعی اهتمام ورزید و تماس‏های زیادی بر قرار کرد که این اقدامات در سال 1967 به ایجاد مجلس اعلای شیعیان، به عنوان نهادی دینی رسمی انجامید، پس از آن، وی جنبش محرومان را به صورت جنبشی سیاسی و اجتماعی بنیاد نهاد. و گردانهای مقاومت لبنان یا امل را به عنوان بازوی نظامی جنبش، با هدف مقاومت علیه اشغالگری اسرائیل تأسیس کرد.
آیت الله شیخ محمد مهدی شمس الدین نیز از جمله شخصیت‏های مذهبی بود که با شروع فعالیت خود در منطقه شرقی بیروت، دردکوانه و پس از انتقال به منطقه شیاح در حومه جنوبی بیروت، ریاست جمعیت خیریه فرهنگی را بر عهده گرفت و پس از آن، به عنوان نایب رئیس مجلس اسلامی اعلای شیعیان انتخاب شد. دیدگاه شمس الدین در دعوت به نبرد با اسرائیل و آزاد سازی سرزمین‏های اشغال شده، بسیار روشن و صریح بود.
از شخصیت‏های مذهبی دیگر که در برپایی و ایجاد زمینه‏های تشکیل حزب الله لبنان نقش مؤثر و مثبتی داشت، آیت الله سید محمد حسین فضل الله بود که فعالیتش را در نبعه در منطقه شرقی بیروت آغاز و جمعیت خانواده برادری را تأسیس کرد. فعالیت‏های سیاسی وی پس از تجاوز اسرائیل به خاک لبنان در اظهارات و خطبه هایش تجلی یافت و مورد توجه جدی قرار گرفت.
در نخستین سال‏های تأسیس حزب الله، نام آیت الله سید محمد حسین فضل الله ارتباطی عمیق با نام حزب یافت. در هنگام تأسیس حزب، کسانی که از گروه‏های اسلامی مختلف به آن ملحق شدند، علامه فضل الله را الگویی می‏شمردند که تجلی بخش باورهای آنان است و او را دارای دیدگاه اسلامی آگاهانه و پویا، به ویژه در جانبداری از رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (قدس سره) می‏دانستند. ایشان رویکردهای حزب را که با دیدگاهش هماهنگی داشت، مورد حمایت و تأیید قرار می‏داد. در اوج تحولات مستمر آن روز، رسانه‏های بیگانه و داخلی و اغلب نیروهای سیاسی، علامه فضل الله را هدایت گر گروه‏های اسلامی فعال در صحنه، و رهبر معنوی حزب الله معرفی می‏کردند.
اسلام گرایان لبنان، میان جنبش امل، کمیته‏های اسلامی، حزب دعوت و افراد مستقل تقسیم شده بودند و منابع فرهنگی آنان، از عالمان سه گانه یاد شده، یا برخی آنان و نیز عموم فعالیت‏های روحانیون و علمای دینی متأثر بود. از آنجا که فعالیت سیاسی در انحصار جنبش امل بود، بعضی افراد یا از سر اعتقاد کامل به آن، با عنوان گذر از یک مرحله و انتظار مرحله‏ای دیگر، فعالیت در آن جنبش را برگزیدند. گروهی دیگر در کمیته‏های اسلامی شرکت جستند که به صورت کمیته‏های محلی جوانان ایجاد شده بودند و اتحادیه دانشجویان مسلمان لبنان که به موضوعات دانشجویی، برگزاری سخنرانی‏ها و دوره‏های فرهنگی برای جوانان اقدام می‏کرد، همگام و همنوا با کمیته‏های اسلامی فعالیت می‏کرد.
در چنین فضایی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (قدس سره) در سال 1979 به پیروزی رسید و همه مؤمنان به اسلام را به خود جذب کرد. کسانی که بعدها به نام کمیته‏های حامی انقلاب اسلامی ایران، تظاهراتِ حمایت و تأیید راه انداخته، همیاری خود را نسبت به انقلاب ابراز داشتند و تلاش آنان به ارتباط با ارکان دولت نوپای اسلامی ایران و در رأس آن ولی فقیه و امام خمینی (ره) انجامید. عطش همگامی با انقلاب اسلامی، همه نیازهای ابتدایی و اساسی حرکت و پویایی سیاسی کشوری مانند لبنان را تحت الشعاع قرار داد، چرا که فعالیت‏های اسلامی جاری، به شیوه‏ای که پیش از انقلاب اسلامی ایران جریان داشت، دیگر پاسخ‏گو نبود. هم زمان با این اقدامات بود که تجاوز رژیم اشغالگر به لبنان آغاز شد و از آنجا که هیچ تشکیلات حزبی اسلامی، برای رویارویی با متجاوزان اسرائیلی وجود نداشت، توجه به ضرورت ایجاد تشکیلات اسلامی واحد، قوت یافت تا سه هدف اصلی را محور کار خود قرار دهد:
1. اسلام به عنوان شیوه کامل، فراگیر و شایسته برای زندگی بهتر و پایه فکری، عقیدتی، ایمانی و عملی که تشکیلات مورد نظر بر اساس آن ایجاد شود.
2. مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل، به عنوان خطرجاری و آینده که به دلیل آثاری که بر لبنان و منطقه می‏گذارد، باید در اولویت‏های رویارویی قرار گیرد و نیازمند ایجاد ساختار جهادی ـ مبارزاتی و به کارگیری همه امکانات لازم برای انجام مأموریت و وظایف آن است.
3. رهبری شرعی ولی فقیه، به عنوان جانشین پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) که خطوط کلی فعالیت‏ها را برای امت ترسیم می‏کند و امر و نهی او نافذ و حاکم است.
برای تحقق چنین اهدافی، نمایندگان گروه‏های اصلی اسلامی، مطالعه دیدگاه‏های مختلفی را در زمینه ارزیابی و نگرش خود نسبت به نحوه فعالیت‏های اسلامی در لبنان پیگیری کردند و پس از تدوین طرح نهایی، نه نفر را نمایندگان خود برگزیدند. تجمع علمای بقاع، کمیته‏های اسلامی و جنبش امل اسلامی هر یک سه نماینده در این جمع داشتند. این گروه طرح نهایی خود را که به «سند9» معروف شد و متضمن اهداف یاد شده بود، به امام خمینی (رحمة الله علیه) تقدیم کردند که مورد موافقت ایشان قرار گرفت و در نتیجه با نظر موافق ولی فقیه، مشروعیت یافت.
پس از آن، گروه‏های اسلامی موافق سند یاد شده، تصمیم به انحلال ساختارهای تشکیلاتی موجود خود گرفتند و تشکل واحد و جدید را ایجاد کردند که بعدها حزب الله نام گرفت. پس از انجام مشورت‏هایی کادر رهبری مؤسس حزب انتخاب و گام‏های نخستین برای استفاده از توان‏های شخصی ـ و نه تشکیلاتی ـ افراد مختلف آغاز شد. نظامنامه و مقررات داخلی مربوط به عضویت تدوین شد و تلاش فعالانه‏ای از طریق علمای دینی، برای بسیج مردم و فراخوان آنان به سوی آموزش نظامی و مقاومت در برابر اشغالگری رژیم اسرائیل، در چارچوب یک برنامه اسلامی مرتبط با رهبری ولی فقیه صورت گرفت.
این رویداد با همبستگی ایران اسلامی با لبنان و سوریه هم زمان شد. امام خمینی (رحمة الله علیه) به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستور داد که در رویارویی با اسرائیل غاصب، از راه آموزش نظامی و فراهم آوردن زمینه‏های لازم به حمایت حزب الله بشتابد.

تشکیلات حزب الله و فعالیت‏های عمومی آن
الف. تشکل حزب الله یا امت حزب الله
بحث و بررسی درباره چارچوب عملی تحقق اهدافی که کمیته نه نفره بنیانگذاران ارائه دادند و امام خمینی (رحمة الله علیه) آن را تأیید کرد، آغاز شد. بحث‏های گسترده‏ای در حوزه‏های رهبری حزب، ساختار تشکیلاتی و شکل سازماندهی که می‏تواند اهداف را به گونه‏ای بهتر تحقق بخشد، صورت گرفت. این بحث‏ها در مورد شکلی که حزب باید داشته باشد و اینکه چگونه میان مزایای تحزب و فعالیت توده‏ای و مردمی می‏توان تلفیقی کرد، متمرکز شد. سرانجام، این گفت و گوها با انتخاب یک گزینه به پایان رسید و تشکیلات هرمی شکل به عنوان الگوی حزب قرار گرفت و ضابطه‏ها و مقرراتی منظور شد که نکات منفی هر دو طرح را در برنداشته باشد و در نتیجه الگوی زیر حاصل شد:
1. هر کس بطور کامل موافق اهداف حزب باشد، پایبندی به تصمیمات تشکیلاتی آن را بپذیرد، زمان لازم را برای انجام وظایف خود در اختیار حزب بگذارد، از عهده انجام وظایف خود برآید و مؤمن باشد، می‏تواند عضویت حزب را در جایگاه‏های مختلف و در چارچوب تشکیلات مستقیم آن بپذیرد.
2. مراعات وظایف حزبی مورد نظر و در رأس آن فعالیت‏های مقاومت و ایجاد تشکیلات مناسب که شرح وظایف و حدود مسئولیت‏ها و اختیارات را برای انجام فعالانه وظایف لحاظ و هماهنگی بین واحدهای حزب را تسهیل می‏کند.
3. ایجاد بسیج عمومی برای علاقمندان خواهان پیوستن به حزب.
4. ایجاد جمعیت‏های زنان با انجام فعالیت‏های متنوع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی.
5. ایجاد مؤسسات و جمعیت پیشاهنگان امام مهدی (عج)
6. مشارکت در بر پایی تجمعات و هیأت‏های مختلف.
7. همکاری با عالمان، جمعیت‏ها و مؤسساتی که از لحاظ تأسیس و آیین نامه‏های داخلی، اگر چه دارای استقلال خاص خود هستند؛ اما در چارچوب‏های کلی با اهداف حزب الله هماهنگی دارند.
8. تلقی همه شرکت کنندگان و حاضران در فعالیت‏ها و مسایل مورد توجه حزب الله و نیز تأکید کنندگان اندیشه‏های آن، به عنوان هواداران حزب الله.
این شیوه تشکیلاتی موجب جذب اقشار مختلف معتقدان به اهداف حزب شد و به لحاظ تفاوت‏های غیر مضر در ویژگی‏های خاص هر قشر، از غلتیدن در آفت ایجاد تشکیلات بسته و منع دیگران از تعامل با حزب جلوگیری شد. با این همه حزب الله همچنان نیازمند ادامه جست و جو و بررسی هر روشی است که دایره استفاده از دوستداران و تأیید کنندگان حزب و نیز حوزه جذب و فراگیری مردمی و استفاده همه نیروها را گسترش دهد و از سوی دیگر تعصبات حزبی که نتیجه طبیعی یک تشکل است، از بین برود.
بر این اساس، دیگر مشکلی در زمینه نام گذاری باقی نماند، چرا که نام تشکل تغییر در واقعیت عملی آن ایجاد نمی‏کرد؛ لذا تصمیم به انتخاب نام حزب الله گرفته شد، حزبی که می‏کوشد، همه اقشار امت را بر اساس جزئیات یاد شده، به سوی خود جذب کند و همواره این آمادگی را برای انجام اصلاحات و تعدیل تشکیلاتی درون سازمانی، همگام با مسائل نوین و نیازهای حزب در توسعه جایگاه و وظایف خود داشته باشد.
الگوی رهبری جمعی به جای رهبری فردی، برای حزب انتخاب شد. کادر رهبری شورا نام گرفت و تعداد اعضای آن که انتخاب آنها پس از مشورت با فعالان اصلی حزب صورت می‏گیرد، در دوره‏های مختلف متفاوت بود. با پیشرفت فعالیت‏ها، نیاز به اصلاح ساختار تشکیلاتی شورا و روش انتخاب اعضای آن احساس شد؛ از این رو در آیین نامه داخلی که بعدها تصویب شد، تعداد اعضای شورا نه نفر تعیین شد که برای یکسال، از سوی کادرهای اصلی که در جایگاه مسئول بخش یا بالاتر از آن هستند، انتخاب می‏شوند. شورا نیز دبیرکل را از میان اعضای خود انتخاب می‏کند و سایر وظایف در بقیه اعضا، بر اساس اختیارات ذکر شده در آیین نامه داخلی تقسیم می‏شود. نخستین شورای منتخب که به لحاظ ترتیب زمانی، چهارمین شورای حزب بود، شیخ صبحی طفیلی را در پنجم نوامبر 1989 به عنوان دبیر کل برگزید و در پایان دوره، به دلیل عدم امکان تشکیل کنگره انتخاباتی که ناشی از محاصره اقلیم التفاح، در جریان حوادث درگیری‏های امل و حزب الله بود، به مدت شش ماه دیگر تمدید شد.
پس از آن، اجرای پاره‏ای اصلاحات تشکیلاتی تصویب شد. تعداد اعضای شورا به هفت نفر تقلیل یافت تا با توزیع وظایف مشخص شده، هماهنگ باشد و مدت ماموریت شورا به دو سال افزایش یافت و سمت جانشین دبیرکل نیز ایجاد شد. در مه 1991، شورا شهید سید عباس موسوی را دبیر کل معرفی کرد که او نیز در 16 فوریه 1992 به فیض شهادت نایل آمد و پس از آن سید حسن نصر الله در نیمه مه 1991 به سمت دبیر کلی حزب الله لبنان انتخاب شد و در دوره‏های پیاپی پس از آن تا دوره انتخابی هفتم (دوره جاری)دبیرکلی او تجدید شد. در این مدت، دو اصلاح در نظام شورا صورت گرفت. مأموریت شورا به سه سال افزایش یافت و انحصار انتخاب دبیر کل به دو دوره متوالی برداشته شد و به دبیر کل حق نامزدی و انتخاب شدن برای دوره‏های متوالی داده شد.
از نظر ساختار تشکیلاتی عمومی نیز، اصلاحات متعددی صورت گرفت تا هماهنگ با نیازهای حزب الله باشد. در نتیجه این تعدیل‏ها، پنج شورای جهادی، سیاسی، اجرایی، فعالیت‏های پارلمانی و قضایی به وجود آمده که ریاست هر یک را یکی از اعضای شورا بر عهده دارد و هر شورا دارای وظایف خاص خود است.

ب. مقاومت اسلامی
تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک لبنان در سال 1982، به منزله جنگ ششم عرب‏ها و اسرائیل بود که در واقع آغاز مقاومت اسلامی از سوی حزب الله بود، زیرا علاوه بر لبنان در جنگ‏های قبلی سرزمین‏های عربی از جمله فلسطین اشغال شده بود و وظیفه اسلامی برای آزاد سازی آنها مطرح بود و حضرت امام خمینی (قدس سره) هم با بیان اینکه «اسرائیل یک غده سرطانی است»، دستور لازم را داده بود. حزب الله این مهم را بر عهده گرفت و عملیات مقاومت اسلامی را بر ضد اسرائیل با امکانات بسیار اندکی که فراهم بود و نیروهای انسانی کم آغاز کرد تا گامی باشد، در راه پایه گذاری همه جانبه یک پروژه مقاومت کامل که هدف از آن، رد هر گونه امتیاز دهی ارضی و عدم پذیرش سوء استفاده دشمن از ضعف و ناتوانی واقعی فلسطینیان و عرب‏ها و در نتیجه جلوگیری از تحقق اهداف آن بود؛ از این رو بر اولویت مقاومت تأکید شد که این مسئله به کارگیری همه امکانات و نیروها را نیاز داشت. تجربیات نظامی نیروهای مقاومت تحت حمایت و زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران سریع رشد کرد؛ اگر چه همه امکانات لازم برای مقاومت فراهم شد، اما همواره تلاش بر این بود تا از آنچه فراهم آمده است، به صورت کامل استفاده شود و کوشش‏های مستمری برای جبران کاستی‏ها صورت گیرد.
مقاومت اسلامی همراه ماهیت و عملیات جهادی خود را اقدامی برای آزاد سازی و نه یک فرایند سیاسی اعلام کرده است. کارایی مقاومت، نتیجه انباشت تلاش‏ها و فعالیت‏هایی است که نتایج آن، با یک یا چند حمله تحقق نمی‏یابد و دستیابی به نتایج مورد نظر در آینده، در گرو استمرار و تداوم آنهاست.
پ. عملیات و شیوه‏های نبرد
مخفی کاری در عمل جهادی، اساس موفقیت در میدان محسوب می‏شود. عمل غافلگیری، بیشترین اهداف را با کمترین خسارت‏ها به بار می‏آورد. دشمن با انجام عملیات شناسایی و فعالیت‏های اطلاعاتی، در پی کشف موقعیت‏هایی است که احتمالا از سوی آنها مورد هدف قرار خواهد گرفت و شناسایی کسانی که عملیاتی علیه آن انجام خواهد داد و در این زمینه از شناسایی هوایی، ابزارهای مختلف کنترل نظامی، برای دریافت نشانه هایی که نشان آمادگی برای حملات است، استفاده می‏کند. بنابراین، مخفی کاری به منظور شکست اقدامات اطلاعاتی و شناسایی‏های میدانی دشمن، نه تنها ضروری، بلکه واجب است.
همچنین حزب الله، ابزارهای جنگی را طوری انتخاب کرده و می‏کند که سهولت حمل و نقل و اخفای آنها تأمین شود؛ از این رو، هیچگاه نیازی به تانک یا جنگ افزارهای سنگین و ثابت نبوده است، چرا که این ابزارها در معرض بمباران هوایی قرار می‏گیرد و در نتیجه با آمادگی تسلیحاتی مقاومت سازگاری لازم را ندارد. حزب الله تدابیر عملی خود را برای پایه ریزی مقاومت، به گونه‏ای متفاوت با ارتش‏های منظم اتخاذ کرد.
مقاومت اسلامی از طریق گروه‏های مخفی در میدان نبرد عمل می‏کند و این موجب انعطاف‏پذیر در تحرک می‏شود و امکان می‏دهد که افراد ضمن زندگی طبیعی خود در روستاها و شهرهای دور و نزدیک، به سادگی بتوانند به میدان نبرد باز گردند؛ بی آنکه نیازی به حضور آشکار نظامی باشد. همچنین انجام عملیات پیاپی، کیفی بودن و تداوم آنها، تحقق اهداف دیگری را تسهیل کرد که عبارت است از:
ـ رعب افکنی در صفوف دشمن و قرار دادن آن در حالت آماده باش دایم که به فرسایش توان نظامی دشمن منجر شده است.
ـ ترساندن سربازان دشمن از مرگ که با انجام عملیات احتمالی مقاومت، همواره در کمین آنهاست و این موجب تزلزل روحیه و کاهش کارایی عملی آنها شده است.
ـ آزاد سازی سرزمین، به عنوان هدف اصلی و نهایی که بارها در عقب نشینی اجباری دشمن صورت گرفته است.
ـ باز داشتن رژیم اشغالگر صهیونیستی از تحقق اهداف توسعه طلبانه بیشتر، همانطوری که در درگیری اخیر میان رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان شاهد آن بودیم.
ت. مواضع سیاسی حزب الله در دهه هشتاد و نود میلادی
مواضع سیاسی حزب الله در دهه هشتاد میلادی، به علت خشونت بیش از حد اسرائیل و حمایت صریح قدرت‏های خارجی از آن، ابعاد بسیج مردمی و نظامی را در بر می‏گرفت، روش‏های قهرآمیز را شامل می‏شد، به طوری که هر گونه شکلی از اشکال رفتار سیاسی مستقل از جنگ با اسرائیل را مردود می‏دانست. به همین دلیل علیرغم تغییرات متعددی که این جنگ به خود دید و منجر به منحصر شدن اشغال لبنان (در سال 1985) به منطقه کوچکی در مناطق مرزی جنوب این کشور شد، حزب الله همچنان روش‏های مبارزه جویانه خود را دنبال می‏کرد. با توجه به استراتژی توسعه طلبانه اسرائیل غاصب، حزب الله تنها هدفی را که دنبال می‏کرد، به اوج رساندن حالت بسیج مردمی و باقی ماندن در موضع استقامت و مقابله با متجاوز بود؛ تا بدین وسیله، کلیه بازیگران سیاسی در قبال طرح‏های سیاسی داخلی یا در خصوص جنوب لبنان، احساس آسودگی خاطر یا بی‏تفاوتی نکنند.
مواضع حزب الله در دهه هشتاد، از منطق «بر خورد و غلبه» اشباع شده بود و تصور شکست یا ضرر، برای هر یک از اعضای حزب بسیار مشکل بود، زیرا در آن دوران، راه حلی برای مقابله با رژیم اسرائیل متصور نبود و کلیه تلاش‏های صلح‏آمیز، به نوعی از سوی رژیم صهیونیستی به شکست انجامیده بود، به همین دلیل، جنبه نظامی با استناد به دیدگاه عقیدتی و ایمانی به جهاد و شهادت، بر سایر جنبه‏ها غلبه یافت و حزب الله به موفقیت‏آمیز بودن راه حل‏های «میانه» و «دیپلماسی»، با توجه به ماهیت رژیم صهیونیستی و معادلات قدرت در سطح جهانی، هیچ اعتمادی نداشت. بنابراین، مجموعه‏های نظامی حزب، در موقع درگیری‏های مسلحانه بسیار سریع تصمیم‏گیری می‏کرد و هیچ نوع مصالحه‏ای را نمی‏پذیرفت. در این مرحله، عنوان «تکلیف شرعی» بر کلیه فعالیت‏ها و تصمیم‏گیری‏های حزب الله حاکم بود.