اين بار اسرائيل را نابود مى کنيم

سؤالات يک سال و نيم گذشته در مورد بحران رياست جمهورى لبنان، آغاز گفت وگوى ما با اين مقام ارشد حزب الله بود. حضور نظامى آمريکا در منطقه، ترور عماد مغنيه و گزارش اخير سران اطلاعاتى اسرائيل در مورد احتمال جنگ جديد با حزب الله سوالات ديگرى بود که از شيخ حسن بغدادى پرسيديم.
 
لبنانى ها در یک سال و چند ماهی که از آغاز بحران سياسى بيروت مى گذرد سخت ترين دوران حيات سياسى خود از پايان جنگ هاى داخلى تاکنون را گذرانده اند. هر چه روزها و ماه ها سپرى شد، اميد به حل بحران کمرنگ تر شد. ميانجيگران فراوانى از همه گروه ها و طيف ها آمدند و رفتند. هر يک اما در پوشه پيشنهادى خود چيزى را نداشتند که نظر همه طرف هاى درگير لبنانى را تأمين کند و در نهايت شايد نظر يک گروه تأمين مى شد.
 
رايزنى هاى يک ساله بر سر انتخاب جانشين اميل لحود در نهايت تنها يک گزينه مطلوب داشت و او کسى نبود جز ميشل سليمان فرمانده ارتش لبنان. ميشل سليمان هيچگاه در ليست پيشنهادى طرفين براى تعيين رئيس جمهور نبود اما موفقيت ارتش تحت فرماندهى او در سرکوب سلفى هاى اردو زده در اردوگاه نهرالبارد و عين الحلوه عاملى شد تا ۸ مارسى ها تصميم گرفتند نام او را که از قضا همواره فردى معتدل و ميانه رو بود بر صدر پيشنهادات خود بنويسند.
 
حسن بغدادى در گفت وگوى صميمى و خودمانى خود همه آنچه در بحران لبنان گذشت را تعريف مى کند. او صراحتاً از نقش منفى آمريکايى ها در بحران و از بدعهدى هاى سعد حريرى سخن مى گويد. وى ترور عماد مغنيه را اشتباهى بزرگ براى اسرائيل پنداشته و تأکيد مى کند که به محض پايان مراحل تحقيقاتى اين ترور در مورد نوع عمليات انتقامى حزب الله در شوراى رهبرى اين حزب تصميم گرفته خواهد شد.
 
وقتى از او در مورد احتمال حمله مجدد اسرائيل به لبنان مى پرسيم دقايقى سکوت کرده و بعد مى گويد که حزب الله هم احتمال درگيرى دوباره را مى دهد. بغدادى حزب الله را قوى تر از جنگ ۳۳ روزه و اسرائيل را بسى ضعيف تر از آن زمان مى داند و با طمأنينه مى گويد اگر اين بار جنگى رخ دهد ان شاءالله اسرائيل نابود خواهد شد.
 
 
اجازه دهيد گفت وگو را با اين پرسش آغاز کنيم که ماجراى رياست جمهورى لبنان بالاخره به کجا رسيد؟
پرونده رياست جمهورى لبنان، پرونده حساسى است که آمريکايى ها به عنوان اصلى ترين حامى طيف ۱۴ مارس مايل به حل آن نيستند. عصر رياست جمهورى اميل لحود سبب تقسيم گروه ها در لبنان شد. در اين دوره رئيس جمهور وسط موافقان و مخالفان دولت قرار گرفت. ما در سلسله گفت وگوهاى خود با ۱۴ مارسى ها صراحتاً به آنها يادآور شده ايم که تمايلى به تکرار تجربه دوران رياست جمهورى اميل لحود نداريم و بالعکس رئيس جمهورى را مى خواهيم که مورد توافق همه گروه هاى سياسى باشد. در گفت وگوهاى طولانى خود با ۱۴ مارسى ها صراحتاً گفته ايم که به آنها اعتماد نداريم و خواهان ضمانتى کامل و جامع هستيم.
 
اين ضمانت چيست؟
بهترين ضمانت رعايت حال همه گروه ها در انتخاب رئيس جمهور و سپس تشکيل دولت وحدت ملى مى باشد.
 
دولت وحدت ملى که از آن سخن مى گوييد داراى چه شاخصه هايى بايد باشد؟
حکومت وحدت ملى ضمانتى است براى جايگاه رياست جمهورى در لبنان. مهمترين شاخصه آن هم تعيين مرز ميان موافقان و مخالفان است. با اين وجود متأسفانه حاميان دولت تاکنون همه پيشنهادات ما را رد کرده اند چه آنکه آمريکايى ها اصولاً اجازه هيچ گونه توافقى را به آنها نمى دهند. شايد باور نکنيد اما ما با گروه ۱۴ مارس بارها به توافق قطعى بر سر انتخاب رئيس جمهور رسيديم و حتى قرار شد که رسماً اين توافق را اعلام کنيم اما در آخرين لحظات ناگهان تصميم طرف مقابل عوض شد و به راحتى آب خوردن زير همه توافقات زدند چرا که اين توافقات براى طيف حامى دولت نياز به چک کردن با آمريکايى ها داشت که آنها نيز مخالفت مى کردند و همه چيز به هم مى خورد.
 
بارها هم طيف ۸ مارس و هم طيف ۱۴ مارس از توافق بر سر انتخاب ميشل سليمان، فرمانده ارتش به عنوان رئيس جمهور سخن گفتند. پس چرا اين قدر اين بحران طول کشيده است؟
شک داريم که ۱۴ مارسى ها واقعاً خواهان رياست جمهورى ميشل سليمان باشند. حرف آنها يک چيز است و راهبرد و عمل آنها چيزى ديگر. بگذاريد صراحتاً اعلام کنم که ميشل سليمان انتخاب مخالفان دولت بود و اصلاً در ليستى که براى نصرالله صفير سراسقف مارونى ها رفته بود نامى از ميشل سليمان به ميان نيامده بود. آنها از اول هم با ميشل سليمان مخالف بودند و ابايى هم نداشتند که صراحتاً بگويند ما رئيس جمهور ارتشى نمى خواهيم اما يک دفعه نظر خود را عوض کردند.
 
چرا؟
مى خواستند ميشل عون را در تنگنا قرار داده و حتى او را به سوى خود متمايل کنند. آنها مى دانستند ميشل عون نماينده اکثريت جامعه مسيحى لبنان و گزينه اول مخالفين براى رياست جمهورى است. هدف دوم ۱۴ مارس هم ايجاد اختلاف ميان حزب الله و ارتش بود. مى خواستند حزب الله با رد کانديداتورى سليمان، عملاً در مقابل ارتش لبنان قرار گيرد. وقتى از نقشه آنها آگاه شديم ميشل عون از نامزدى رياست جمهورى منصرف شد تا مصلحت لبنان حفظ گردد.
 
پس سليمان همچنان گزينه اول شماست؟
ما ميشل سليمان را دوست داريم و به وى احترام مى گذاريم اما با اين حال تمايلى هم نداريم که تجربه اميل لحود بار ديگر تکرار شود و رئيس جمهور در ميانه همه بحران ها قرار گيرد. ما به ۱۴ مارسى ها گفته ايم که اعتمادى به آنها نداريم و چاره اين بى اعتمادى هم تشکيل دولت وحدت ملى است تا سپس ميشل سليمان را به رياست جمهورى انتخاب کنيم. يقين داريم که ۱۴ مارسى ها تمايلى به رياست جمهورى ميشل سليمان ندارند و آمريکايى ها هم مخالف وى هستند. دولت آمريکا خواهان تداوم بحران در لبنان براى فشار به ايران و سوريه است. آنها در جنگ ۳۳ روزه هم تلاش کردند تا به ايران و سوريه فشار بياورند که البته شکست خوردند. کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا صراحتاً در جريان جنگ ۳۳ روزه از خاورميانه اى سخن گفته بود که ايران و سوريه در آن نقشى ندارند و در سوى ديگر پروژه آمريکايى ها در آن اجرا مى شود.
 
از نگاه شما به عنوان يکى از رهبران بلندپايه حزب الله بنيان خاورميانه جديد آمريکا چه خواهد بود؟
اين پروژه سه اساس دارد:
۱- ساقط کردن نظام هاى مخالف رژيم صهيونيستى
۲- کنترل منابع نفتى
۳- جنگ ميان انقلابيون و تغيير ساختار منطقه براساس طايفه و مذهب
امام موسى صدر ۳۰ سال پيش خاورميانه جديد را پيش بينى کرده بود؛ فراموش نمى کنم که او در دهه ۷۰ ميلادى مى گفت که لبنان نبايد هيچگاه به سوى تقسيم و فدراليسم حرکت کند و اگر روزى چنين شد وارد دنيايى خواهيم شد که تحت سيطره اسرائيل خواهد بود.
 
ارتباط خاورميانه جديد و اراده آمريکايى ها براى تداوم بحران در لبنان چيست؟
آمريکايى ها لبنان را محل مناسبى براى اجراى طرح خاورميانه جديد تشخيص داده اند. اما به نام مقاومت و حزب الله به آنها اجازه چنين کارى را نخواهيم داد. آنها در عرصه نظامى از ما شکست خوردند و در عرصه سياسى هم نمى گذاريم به اهداف خود برسند. حزب الله اجازه نخواهد داد لبنان بارديگر به ورطه جنگ داخلى و تقسيم کشيده شود.
 
باز گرديم به بحران رياست جمهوري. مهمترين ايراد طيف اکثريت به رياست جمهورى ميشل سليمان چه بوده است؟
قبلاً اشاره اى کلى داشتم که مهمترين موضوع در بحث ميشل سليمان عدم تمايل ۱۴ مارسى ها به اوست و نام وى را براى در تنگنا قرار دادن ميشل عون و انصراف وى از رياست جمهورى گذاشتند مطرح شود. ما در اوايل بحران حتى افرادى را که به مراتب کلاس کارى کمترى نسبت به ميشل سليمان داشتند براى حل بحران پذيرفته بوديم.
 
۸ مارس تنها بعضى افراد مثل نسيب لحود را صراحتاً رد کرده بود. شرط ما تشکيل دولتى توافقى بود تا سپس رئيس جمهور هم انتخاب شود ولى چه مى توان کرد که ۱۴ مارس به تنهايى تصميم گيرنده نيست و مشاوران فراوانى دارد. ميشل سليمان اگر انتخاب شود فردى ملى گرا و طرفدار مقاومت خواهدبود و حساسيت ۱۴ مارس هم به همين موضوع است.
 
ميانجيگران بسيارى در يک سال گذشته براى حل بحران لبنان آمدند و رفتند. هر يک از آنها هم طرحى براى حل بحران سياسى بيروت داشت. دلايل عدم موفقيت آنها چه بود؟
جواب اين سؤال هم تا حدى شبيه سؤال قبلى است. مهمترين دليل شکست ميانجيگران نبود توان تصميم گيرى در طيف ۱۴ مارس است. اصل براى ۱۴ مارسى ها نه حضور ميانجيگران بلکه ايالات متحده است. ما هر دفعه که تا مرز دستيابى به توافق با عمرو موسى هم پيش رفتيم، سعد حريرى و ۱۴ مارسى ها زير همه چيز زدند چون آمريکايى ها به آنها اجازه توافق نمى دادند. آمريکايى ها رسماً مخالفت خود را با طرح هاى عمرو موسى اعلام کرده اند. عمرو موسى فقط براى استمرار بحران لبنان و شايد ايجاد فرصت هاى ديگر براى حل آن به بيروت مى آيد و مى رود.
 
از زمان آغاز بحران لبنان تاکنون چه کشورهايى بيشترين حجم رايزنى ها را داشته اند؟
اگر بخواهم در مورد محور عربى سخن بگويم طبيعتاً محور عربستان و سوريه مطرح مى شود. عربستان با گروه ۱۴ مارس و سوريه هم با طيف ۸ مارس ارتباط دارد.
 
مقامات رياض در ديدارهاى محرمانه خود با مقامات دمشق بارها از آنها خواسته اند تا به نفع ۱۴ مارس به ۸ مارسى ها فشار بياورند اما با اين حال سوريه زير بار اين موضوع نرفت و صراحتاً اعلام کرد که به همپيمانان خود فشار نخواهد آورد.
 
نظر دمشق و رياض در مورد طرح اتحاديه عرب چه بود؟
همه معتقديم که مصلحت لبنانى ها در دستيابى به توافق و تفاهم است. سوريه هم در همين راستا پيشنهاد اتحاديه عرب را پذيرفت اما متأسفانه عربستان به هيچ توافقى پايبند نبود. سوريه براساس منطق در کنار لبنان ايستاد و با تقسيم لبنان مخالفت کرد اما اکثر کشورهاى عربى مواضعى منفى داشتند.
 
طرح هاى فرانسوى ها به کجا انجاميد؟
فرانسوى ها به شدت از عملکرد آمريکا در لبنان ناراضى اند و اعتراض خود را نيز نسبت به اين امر اعلام کرده و صراحتاً گفته اند که آمريکايى ها مخالف هرگونه راه حلى براى بحران سياسى بيروت هستند.
 
ظاهراً رايزنى هايى هم در تهران انجام شد...
آمريکايى ها ايران را به اعمال نفوذ در منطقه متهم مى کنند. آنها از حضور قدرتمند ايران در منطقه عصبانى هستند. صراحتاً تأکيد مى کنم که ايران در امور لبنان کوچکترين دخالتى نداشته است. به درخواست عربستان، تهران و رياض مذاکراتى در باب لبنان داشتند که براساس آن لاريجانى (دبير وقت شوراى امنيت) سفرى به عربستان داشتند.
 
درنهايت هم ايران رسماً اعلام کرد از انتخاب مردم لبنان حمايت خواهد کرد.
 
در يک سال و نيمى که از بحران سياسى لبنان مى گذرد، عمرو موسى بيش از ۱۰ بار به بيروت آمده و رفته است. هر بار هم طرحى جديد روى ميز طرفين بحران لبنان قرارداد، اشکال اين طرح ها چه بوده که تاکنون بر سر هيچ کدام از آنها توافقى حاصل نشده است؟
عمرو موسى خواهان استمرار بحران لبنان است؛ نيامدن عمرو موسى به بيروت خود يک مشکل بود و اينک آمدن او و تعويق مکرر جلسات پارلمان لبنان خود مشکلى ديگر است. ما کلاً تجربه بدى را با عمرو موسى داشتيم. طرحى هم اتحاديه عرب داد که آنقدر مبهم بود که هرکس آن را به نفع خود تفسير مى کرد. ما به آنها مى گفتيم به اندازه نمايندگان خود در پارلمان، در کابينه هم وزير مى خواهيم. اگر سهم ما در کابينه داده مى شد تعهد مى داديم که استعفا ندهيم و البته آنها نيز بايد اين تعهد را مى دادند و سپس رئيس جمهور را انتخاب مى کرديم. هر بار آمريکايى ها وارد اين داستان مى شدند همه معادلات بر هم مى ريخت.
 
هم اکنون مهمترين بازيگران لبنان چه کسانى هستند؟
ستون فقرات مخالفين دولت : حزب الله، جنبش امل، گروه هاى تحت رهبرى سليمان فرنجيه، وئام وهاب، طلال ارسلان، فتحى يکن و عمر کرامى و در صف ۱۴ مارس يا طيف حاميان دولت هم اول سمير جعجع و جنبلاط و سپس حريرى و سنيوره.
 
گزينه آمريکايى ها براى رياست جمهورى لبنان کيست؟
آنها به دنبال انتخاب رئيس جمهور نيستند.
 
اکثريت چى؟
آنها کاره اى نيستند؛ آمريکايى ها همه کاره اند و ۱۴ مارسى ها هم عروسک خيمه شب بازى آمريکا مى باشند. ما در رياض با سعد حريرى به توافق رسيديم و حتى پيش نويس يک تفاهم نامه را هم امضا کرديم ولى وى يکدفعه زير همه چيز زد.
 
با اين وجود چه آينده اى را براى لبنان پيش بينى مى کنيد؟
امکان رسيدن به يک راه حل در آينده اى نزديک بعيد است. آمريکايى ها درگير انتخابات رياست جمهورى خودشان هستند و عجله اى هم براى حل بحران لبنان ندارند. هر يک از کانديداها هم مى خواهد از بحران هاى خاورميانه حداکثر سود را در اين رقابت ها ببرند. ما نيز مشکلى نداريم اما از طرفى اجازه هم نخواهيم داد که دولت سنيوره بر ما حکومت کند و فقط يک راه حل عادلانه براساس توافق را خواهيم پذيرفت.
 
اين احتمال را مى دهيم که مخالفان ما در انتظار يک جنگ باشند تا کفه ترازو به سود آنها سنگينى کرده و معادلات به هم بخورد.
 
۱۴ مارسى ها همانگونه که به جنگ جولاى ۲۰۰۶ (جنگ ۳۳ روزه) اميد بسته بودند، امروز نيز به جنگ جديدى دلخوش کرده اند و اين طور مى نمايد که کسى در گوش آنها وردى خوانده باشد. اين احتمال به طور جدى مطرح است که منطقه در آستانه بحران جديدى باشد و بعيد نمى دانيم که ترور عماد مغنيه آغاز اين بحران باشد.
 
ارزيابى شما از حضور ناوهاى جنگى ايالات متحده در سواحل لبنان چيست؟
ناو يو.اس.اس.کول از مدت ها قبل در درياى مديترانه حضور داشت؛ اما اين حضور معانى خاص خود را نيز به همراه داشته است.
 
البته ناتو نيز از مدت ها پيش در مديترانه و سواحل لبنان حضور نظامى دارد. اين که مثلاً قبلاً ۱۰ ناو بوده و حالا ۱۱ ناو چيز عجيبى نيست. پيام حضور ناو جنگى آمريکا در سواحل لبنان ترساندن حزب الله، سوريه و ايران بود. آمريکا مى خواست بگويد ما آماده ايم با قدرت نظامى از ياران خود دفاع کنيم و يا حتى با زور هم که شده رئيس جمهور تحميلى براى لبنان انتخاب کنند. يک بار در سال ۱۹۸۲ بشير جميل را به زور در کرسى رياست جمهورى نشاندند که وى ترور شد. نمى توان با زور چيزى را به لبنان تحميل کرد. آمريکايى ها به لبنان آمدند، شکست خوردند و صدها تن از آنان کشته شدند.
 
حکومت بر لبنان و لبنانى ها امکان پذير نخواهد بود مگر با توافق همه گروه هاى لبناني. مى خواستند حزب الله را خلع سلاح کنند اما اينک صراحتاً مى گويند که اگر همه سلاح هاى دنيا را هم به کار گيريم نمى توانيم حزب الله را خلع سلاح کنيم. حزب الله يک گروه نيست؛ يک ملت است پس اگر خواستند کارى کنند بايد همه ملت را بکشند. اين ناو و ناوهاى ناتو و اسرائيل کوچک ترين تأثيرى بر روحيه و عزم ما ندارد و در راه خود استوار خواهيم بود.
 
آيا حضور نظامى آمريکا و ترور عماد مغنيه ارتباطى با هم دارند؟
صد درصد؛ ترور مغنيه، ترور يک فرمانده حزب الله نبود بلکه ترور يک چهره ضداسرائيلى بود. اگرچه موساد مجرى عمليات ترور عماد مغنيه بود اما دستور ترور از آمريکا صادر شده بود و برخى ها هم با آنها همراهى کردند. تأکيد مى کنم که اقدامات آنها راه به جايى نخواهد برد. بزرگ ترين جواب حزب الله به اين عمليات تروريستى از طريق مشارکت وسيع مردمى در مراسم تشييع جنازه مغنيه نمود پيدا کرد. سيدحسن نصرالله هم قاطعانه گفت که شهادت حاج عماد مغنيه آغازى است بر سقوط رژيم صهيونيستي.
 
سران سه سازمان اطلاعاتى اسرائيل اخيراً در گزارش خود به کابينه اولمرت از احتمال آغاز جنگ جديدى با حزب الله سخن گفتند. شما احتمال اين درگيرى را تا چه ميزان جدى مى دانيد؟
احتمال مى دهيم اين جنگ آغاز شود و براى آن آماده شده ايم. معتقديم اگرچه ارتش اسرائيل آمادگى اين درگيرى را ندارد اما با فشارهاى آمريکا اقدام به اين کار خواهد کرد. اسرائيل اگر اين بار شکست بخورد از ميان خواهد رفت. ما در جنگ ۳۳ روزه ضعيف تر از امروز بوديم و اسرائيل قوى تر از امروز. توکل به خدا بزرگ ترين رمز پيروزى است و ما نيز با تکيه بر همين اصل پيروز شديم.
 
ارتش اسرائيل داراى قدرت و تکنولوژى قوى مى باشد و ما براساس آيه شريفه « واعدو لهم ما استطعتم من قوه » در حال آماده کردن خود هستيم؛ از خواب خود کم مى کنيم و بر ميزان آمادگى خود مى افزاييم. دشمن را به خوبى مى شناسيم. هرچه آنها توطئه مى کنند ما نيز اين توطئه ها را خنثى مى کنيم.
 
چه نشانه هايى از آمادگى اسرائيل براى حمله وجود دارد؟
اسرائيل چندى پيش در مرزهاى لبنان مانور بزرگى را برگزار کرد و اين خود نشانه بزرگى است. اين مانور قطعاً تبليغاتى و براى نشان دادن قدرت نبود. يادمان نرود که اسرائيل محال است شکست در جنگ ۳۳ روزه را بپذيرد ضمن آن که از حضور آمريکايى ها در منطقه به بهترين نحو بهره بردارى خواهد کرد.
 
همه هراس اسرائيل از اين است که در انتخابات رياست جمهورى ايالات متحده و کنار رفتن بوش، دولت جديد مخالف جنگ باشد و اسرائيل فرصت حمايت مستقيم نظامى آمريکا در منطقه را از دست بدهد. همه اينها در شرايطى اتفاق مى افتد که ايران، سوريه، حماس و حزب الله قوى شده اند و اين کابوسى بزرگ براى صهيونيست ها است.
 
حتى همين سفر اخير آقاى احمدى نژاد به عراق هم نقطه قوتى براى ايران بود و موقعيت آمريکايى ها را در منطقه تضعيف کرد. مجموع اين عوامل به سود اسرائيل نيست. پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، نخست وزير وقت اسرائيل، انقلاب ايران را زلزله اى بزرگ در خاورميانه عنوان کرد که شعله هاى آن اسرائيل را نيز دربرخواهد گرفت. جمهورى اسلامى ايران ماهيت وجودى اسرائيل را به خطر انداخت.
 
ايران از نظر جغرافيايى حد و مرز دارد ولى از نظر جهانى يک خاستگاه اسلامى است. اسرائيل نيز رژيمى است که به دنبال جا و مکان مى گردد. خاطرم هست در جايى از نخست وزير اسرائيل پرسيدند مرز شما کجاست که وى پاسخ داد هر جا که اقتصاد، فرهنگ و ارتش ما است، آنجا مرز ماست.
 
رژيم صهيونيستى خطرى براى همه منطقه است ولى به اميد خدا آنها در تيررس ما هستند و خداوند عذابى سخت بر آنان نازل خواهد کرد، همان گونه که در سال ۲۰۰۶ شکست خوردند، اين بار نيز شکست سختى خواهند خورد. پيش بينى ما حاکى است که اگر اين بار جنگى رخ دهد حدود صد هزار اسرائيلى از سرزمين هاى اشغالى مهاجرت خواهند کرد.
 
ماجراى پرونده ترور عماد مغنيه به کجا رسيد؟
مسئولان پرونده از سير تحقيقات کاملاً راضى هستند اما محتويات آن فعلاً محرمانه است و پس از آن که همه چيز مشخص شد بررسى مى کنيم که پاسخ حزب الله چگونه بايد باشد. پس از اعلام نتايج تحقيقات ضربات سهمگينى را بر پيکره اسرائيل وارد خواهيم کرد. ما انتقام خون عماد مغنيه را خواهيم گرفت.
 
عماد مغنيه چه ميراثى از خود بر جاى گذاشت؟
آمريکا و اسرائيلى ها نمى فهمند که فعاليت ما بر محور افراد نمى چرخد. افراد براى ما نماينده يک مرحله هستند و هنگامى که شهيد مى شوند هزاران نفر ديگر قابليت جايگزينى آنان را دارند. عماد يک شخص نبود بلکه يک تفکر و مفهوم واقعى مقاومت بود.
ما هزاران نفر همانند عماد مغنيه در لبنان، فلسطين، ايران و سراسر جهان اسلام داريم. اگرچه حاج رضوان فردى بزرگ بود اما عضو يک سازمان بزرگ محسوب مى شد. شهادت وى ما را متأثر کرد اما ما به راه خود ادامه خواهيم داد.