صهیونیسم | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



پایان سرکرده صهیونیست‌های عرب

در چنین وضعیتی چندان بیراه نیست که برخی خبرگزاریها گزارش می‌دهند حسنی مبارک نیز به فرجام محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران دچار شده و باید در شرم الشیخ، پذیرای مهمان جدیدی به نام مرگ باشد.
هفته گذشته مجله بین‌المللی اکونومیست عکس روی جلد خود را به مبارک اختصاص داده بود که وی در آن با شمایل فراعنه مصر درحال فرو رفتن در خاک صحرای سیناست. این نشریه که انعکاس دهنده نظرات مقامات سیاسی و اقتصادی غرب است در مقاله خود در این باره می‌نویسد:
این تصویر در واقع بیانگر شرایط فعلی مصر است که دگرگونی‌های پرسرعتی را تجربه می‌کند و گریزی از آن نیست و قطعاً باعث ایجاد نگرانی‌هایی در غرب شده است. این نشریه فوق تخصصی و سطح بالای اقتصادی سپس می‌افزاید: نگرانی‌های مردم مصر با نگرانی‌های غرب به صورتی بنیادین با یکدیگر متفاوت است زیرا غرب یک متحد وفادار و باسابقه خود را از دست می‌دهد که 28 سال پیش پس از ترور انورسادات به عنوان چهارمین رئیس‌جمهور مصر کنترل این کشور را برعهده گرفت و توانست اوضاع را در منطقه آنگونه که به نفع آمریکا بود مدیریت کند. بر همین اساس آمریکا در سالهای اخیر علاوه بر کمک دهها میلیارد دلاری کشورهای اروپایی، خود به تنهایی 60 میلیارد دلار برای ابقای رژیم مبارک هزینه کرده است؛ هم پیمانی که موجبات پیشبرد روند شکست خورده سازش را فراهم آورده و از طرفی موجب جلوگیری از هرگونه تهدید امنیت اسرائیل شده است.
نگرانی عمیق غربی‌ها از وضعیتی که برای حسنی مبارک بوجود آمده بی علت نیست زیرا نه تنها می‌تواند بساط سلطه را در مصر برهم بزند بلکه باعث بهم خوردن توازن قوا به ضرر منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه خواهد شد. شاید به همین علت است که صهیونیستها نمی‌توانند نگرانی خود را از وضعیتی که هم پیمان آنان در قاهره به آن مبتلا شده کتمان کنند و خاخام بزرگ اسرائیل و مقامات رژیم صهیونیستی در راستای ارسال پیام و دعا برای سلامتی همسایه مطیع خود، از اعزام هیات ویژه پزشکی برای تحت نظر قرار دادن رئیس‌جمهور مصر مضایقه نکرده‌اند. چندان بیراه نیست که برخی محافل صهیونیستی معتقدند حسنی مبارک برای آنها یک مهره قابل اعتماد و سرکرده صهیونیستهای عرب است و این به خاطر خدماتی است که وی در مسیر تحقق سیاست‌های صهیونیستی و به سازش کشاندن و به عبارت بهتر ذلیل کردن رژیم‌های عرب و ایجاد امنیت برای صهیونیستها انجام داده است. قطعاً این نگرانی برای صهیونیستها و غربی‌ها اهمیت دارد که پس از مبارک، چه سرنوشتی درا نتظار آینده منافع نامشروع آنها در خاورمیانه خواهد بود و چگونه می‌توانند این خلا را پر کنند زیرا آنها مطمئن‌ترین مهره و باسابقه‌ترین متحد خود را در منطقه از دست خواهند داد ولی قطعاً این واقعه برای مردم مصر یک فرصت استثنایی خواهد بود.
مردم مسلمان مصر سالهاست که از اختناق حاکم بر این کشور و سلطه حکومت پلیسی و امنیتی رژیم مبارک در عذاب هستند و فقط در سالهای اخیر توانسته‌اند مخالفت خود را در قالب رگه‌هایی از اعتراض و اعتصاب گونه‌هایی بروز دهند که آنهم با سرکوب شدید مواجه شده است. بحران سیاسی و اقتصادی فزاینده در مصر بر اثر بی کفایتی رژیم مبارک و علیرغم کمکهای مالی و نظامی آمریکا آنچنان بر مصر چنگ انداخته که این کشور را در وضعیت انسداد و فلج کامل قرار داده است. مبارک در طول 28 سال حکومتش با اینکه یک متحد کامل و مجری سیاستهای آمریکا در منطقه بوده، هیچگاه اجازه اجرای اصول دمکراسی و حقوق مدنی را به مردم این کشور نداده و هرگز نیز به خاطر این روش دیکتاتوری مورد انتقاد غرب و مدعیان حقوق بشر قرار نگرفته است.
مبارک که یک سرهنگ نظامی مستبد و خشن است در این مدت اجازه ابراز هیچ اعتراضی را به مردم مصر نداده و با قلع و قمع مطبوعات، و گروههای اسلامی زندانهای این کشور را از مردم آزاده و مسلمان مصر انباشته است.
همه‌ی این اقدامات ظالمانه برای این بود که بر کرسی ریاست مادام العمری ریاست جمهوری مصر تکیه بزند و بر مسند دائمی قدرت باقی بماند. وی همچنین به این فکر افتاد که قانون اساسی مصر را به نفع خود تغییر دهد ولی امروز دست روزگار و قدرت انتقام الهی وضعیتی را پیش آورده که او حتی قادر نیست پسرش را به عنوان رئیس‌جمهور موروثی بر مصر حاکم کند. به همین دلیل این روزها نه تنها در مصر بلکه در همه کشورهای متحد رژیم قاهره بحث بر سر رفتن حسنی مبارک و جانشینی وی مطرح است. کار مبارک به جایی رسیده که مردم مصر برای رفتن او لحظه شماری می‌کنند. این روزها فرعون مصر نیز خود می‌داند که هر روز به پایان کارش نزدیک‌تر می‌شود، پایانی که هرگز دلخواه او نیست ولی این پایان راهی است که همه دیکتاتورها و نوکران استکبار را به کام خود خواهد کشید.
درعین حال این سئوال به طور زودهنگام در مصر و پیش از انتخابات سال آینده ایجاد شده که چه کسی جای مبارک خواهد نشست و زمام امور این کشور بدست چه کسی خواهد افتاد؟ مردم مصر به گونه‌ای طبیعی به این نتیجه رسیده‌اند که آنچه در این مرحله تاریخی گذار و بسیار حساس، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، ابتدا رفتن حسنی مبارک از صحنه سیاسی مصر و پاک شدن منطقه از لوث وجود اوست و در مرحله بعد، نوبت به انتخاب فردی برای ریاست جمهوری آینده این کشور می‌رسد که بتواند با پایبندی به قانون و مبارزه با خودکامگی و ایستادن در مقابل مطامع آمریکا و رژیم صهیونیستی صفحه‌ای جدید را در تاریخ این کشور بگشاید.
هنوز تا انتخابات ریاست جمهوری مصر 15 ماه فرصت مانده و طبعاً تا آن زمان نباید از تلاش‌های حسنی مبارک برای مدیریت بحران رهبری و تعیین جانشین سیاسی خود و تثبیت منافع نامشروع غرب غافل بود. از این رو فعالیت‌های آشکاری که در راستای موروثی کردن قدرت درخصوص جمال مبارک فرزند ارشد حسنی مبارک روی می‌دهد طبعاً می‌تواند به الغای ماده 88 قانون اساسی این کشور و گرفتن فرصت از هر نامزد و رقیب جدی در مقابل وی بیانجامد.
قطعاً موروثی کردن حکومت و تحویل آن به جمال مبارک که صرفاً یک تصمیم فرعونی و دیکتاتوری برای استمرار حکومت در خانواده مبارک است با واکنش‌های آشکار و مخالفت‌های فریادگونه‌ای مواجه خواهد شد. از سوی دیگر براساس تحلیل آینده سیاسی مصر و وضع نامساعد جسمی مبارک که قدرت کنترل امور را از او سلب کرده است، احتمال رسیدن قدرت به عمر سلیمان مدیر 73 ساله سازمان امنیت مصر که اکنون مرد شماره دو مصر به شمار می‌آید و به عنوان نزدیکترین فرد به مبارک نقش فعالی در احیای مذاکرات سازش خاورمیانه ایفا کرده و چهره‌ای کلیدی برای صهیونیست‌ها و آمریکاست نیز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشد ضمن آنکه سران سازشکار عرب هم با او روابط حسنه‌ای دارند.
در ا ین میان حضور نیروی تازه واردی معادله را در صحنه سیاسی مصر دچار تغییر کرده است و آن چهره جدید، کسی جز محمد البرادعی رئیس بازنشسته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیست که برخی از احزاب فعال و مخالف مصر از جمله اخوا ن المسلمین و حزب الوفد و جمعی از اساتید دانشگاه و روشنفکران این کشور از وی حمایت می‌کنند. اگرچه حضور احتمالی البرادعی در انتخابات آتی ریاست جمهوری مصر بارقه‌هایی را در میان مخالفان رژیم مبارک زنده کرده ولی کمبود حمایت‌های جهت‌دار سیاسی داخلی و خارجی عدم تضمین‌های لازم نتوانسته البرادعی را به تصمیم قاطع در این زمینه برساند، ضمن اینکه معلوم نیست آیا البرادعی ویژگی‌های لازم را برای برآوردن خواسته‌های مردم مصر در این مقطع خاص داشته باشد.
به هر حال مصر و صحرای سینا که سالها با سرکوب و اختناق به عرصه‌ای از ثبات نسبی در خاورمیانه همسو با سیاستهای رژیم صهیونیستی تبدیل شده امروز در معرض تندباد حوادث و تغییرات جدی قرار دارد که گریزی از آن نیست.