رژیم صهیونیستی اسراییل

نه از آلودگی جو زمین گفت و نه از چیزهای دیگر. مگر می شود وقتی در دنیا، در فلسطین و افغانستان و عراق و پاکستان و جاهای دیگر مردم مظلوم و بی دفاع قتل عام شوند، آنوقت انسان از پاره شدن لایه ازن و آب شدن یخ های قطب جنوب صحبت کند؟ این مباحث، برای گمراه کردن ذهن مردم دنیا از این جنایات است. در اروپا و آمریکا اگر پای یه گربه زیر ماشین برود، سازمانهای حمایت از حیوانات صدایشان بلند می شود و گوش جهان را کر می کنند که یه گربه پاش شکسته، قطع نامه ها صادر می کنند و الخ، آنوقت در غزه هزارها زن و بچه ی معصوم و بی گناه ، به خاک و خون کشیده می شوند، آنوقت صدایی از جایی بلند نمی شود. انگار نه انگار که این رژیم اشغالگر وحشی، مشغول کشت و کشتار است. این دیگر از عجایب روزگار است.

آفرین به رییس جمهور محترم که مانند همیشه ، این مسایل را پشت این تریبون جهانی، به گوش جهانیان رساند. البته تلاش لابی های صهیونیستی موفقت آمیز بود، و باعث شد تا تعدای از کشورها مانند آمریکا، انگستان، فرانسه، کانادا، آلمان و ... یا حضور پیدا نکنند و یا جلسه را هنگام سخنرانی، ترک کنند. این کار یعنی حمایت از جنایتهای این غده ی سرطانی.

کاش یه کم از این موذیانه گری صهیونیستها را ما هم داشتیم. بد نمی شد. انسان وقتی تاریخ تشکیل این رژیم غاصب را می خواند، انگشت به دهان می ماند. با یک سناریوی دقیق، کشوری به نام اسراییل را تاسیس کرده اند که کل جهان را تسخیر کرده است.

قبل از تشکیل اسراییل، یهودیها در کشورهای مختلف دنیا زندگی می کردند. البته در اینکه برای مردم مختلف دنیا، مشکل آفرین بودند، هیچ شکی نیست، اما به هر حال با هم کنار می آمدند. هر جا فسادجنسی و فساد اقتصادی و ربا و غارت و قتل و تجاوز و مواد مخدر و الکلی و هر کثافت دیگری بود، یک یهودی، پای ثابت ماجرا بود. این باعث شده بود تا مردم کشورهای مختلف، این یهودیها را تحمل نکنند. البته همه ی یهودیها این طور نبودند. اما این یهودیهای فاسد، می دانستند چکار کنند تا به انزوا کشیده نشوند. آنها علم و هنر و اقتصاد و سیاست را از آن خود کردند تا آسیب پذیری کمتری داشته باشند.

در فیلم های هالیوودی این طور بیان می شود که یهودی ها فطرتا هنرمند هستند. از مادر که زاییده می شوند، استثنایی هستند. اما در واقع این طور نیست. شاید بپرسید پس چرا در عرصه ی علم (مانند انیشتین) موفق هستند؟ چرا بهترین هنرمند ها یهودی هستند؟ من جواب این سوال ها را با یک مثال بیان می کنم.

به عنوان تجربه ی شخصی، مشاهده کرده ام که بیشتر دانشجویان ممتاز و کسانی که نمره های بهتری دارند، یک ضعفی دارند. مثلا یا قیافه ی درست و حسابی ندارند و یا از خانواده ی ثروتمند و اصیلی نیستند و یا ... ، و این ها که هیچ برتری بر دیگران ندارند، در تلاشند تا حس برتری بر دیگران که یک حس طبیعی است را به عرصه ی حضور برسانند. یعنی در واقع نه قیافه دارند و نه پول و ثروت و نه ... . پس می بینند یک چیز دارند و آن فکر و عقل است. به خود می گویند من با خواندن درس بیشتر و یا تلاش در زمینه های مختلف دیگر مثل هنر، می توانم خود را بر دیگران برتری دهم.

قضیه ی یهودی ها هم مثل همین است. آنها به دلایل مختلف، همیشه در انزوا بوده اند، برای برتری بر دیگران، علم و هنر و اقتصاد و .. را در اختیار خود گرفتند. پس در واقع دارا بودن این امتیازها، یک امر فطری و طبیعی نیست، بلکه جوابی به محیطی است که در آن قرار دارند.

حالا برسیم به بحث اصلی. یک عده دیدند اگر ما بتوانیم یهودیها را از سراسر دنیا در یک نقطه جمع کنیم، به منافع بیشتری دست پیدا می کنیم. این قضیه مربوط به قبل از جنگ جهانی دوم است. خلاصه اینکه مردم یهودی را از سراسر دنیا دعوت کردند که به فلسطین بیایند. البته قرار بود بین فلسطین و آرژانتین و چند کشور دیگر، یکی را به عنوان محل تمرکز اسکان یهودی انتخاب کنند که این قرعه ی نحس به نام فلسطین افتاد. دیدند که این یهودی ها نمی آیند. با این که کم و بیش با مشکلاتی همراه هستند، اما لزومی نمی بینند که کشوری که در آن زندگی می کنند را ترک کنند. چرا؟ چونکه هر چی بانک و مغازه و شرکت و گالری های هنری و سینما و بنگاههای اقتصادی و هرجایی که توش پول باشد را در اختیار دارند، چرا بنا به حرف این افراد، از اینجا به فلسطین مهاجرت کنند.

این سران که دیدند نمی توانند یهودی ها را جمع کنند، سناریویی "یهودی ستیزی" و "یهودی سوزی" و "افسانه هلوکاست" را در جنگ جهانی دوم ساختند. هیتلر را به این متهم کردند که قصد داشت تمام یهودی های دنیا را از بین ببرد. آیا می داند خیلی از افسران درجه بالای ارتش هیتلر، یهودی بودند. سوال من این است که اگر هیتلر بخواهد یهودین دنیا را از بین ببرد، آیا چطور می شود که در ارتشش یهودی باقی بگذارد و جالبتر این است که خیلی از این افسران یهودی از دست خود هیتلر، مدال نشان و تفیع درجه گرفته اند. آیا اگر او یهود ستیز باشد، اول از همه، یهودی های ارتش خودش را از بین نمی برد؟ نه تنها از بین نمی برد بلکه به عده ای مدال افتخار هم می دهد! پس بدانید که "راه حل نهایی" و حرفهای دیگر، چیزی جز دروغ نیست.

عکس افرادی که بر اثر تیفوس و بیماریهای واگیردار دیگر که مردم زیادی را کشت، به عنوان قربانیان هلوکاست تحویل دنیا دادند. با افسانه ی هلوکاست، مردم یهود را مظلوم جلوه دادند. در حالی که در همان زمان، یهودی ها مشغول عیاشی و خوش گذرانی خود بودند، این افسانه ساخته شد. بعد به مردم دنیا گفتند که دیدید با یهودی ها چه رفتاری شد؟ دیدید چطوری آنها را در "کوره های آدم سوزی" کشتند و از آنها "صابون"! ساختند. دید 6 میلیون یهودی در عرض چند سال قتل عام شدند؟ این طوری نمی شود، ما باید یهودی ها را در یک نقطه جمع کنیم، تا آنها از خطر تبدیل به "صابون" شدن در امان باشند. برای اینکار از تمامی رسانه ها و تکتولوژی نیز استفاده کردند. امروز هم فیلم های زیادی مثل "فهرست شیندلر" و "زندگی زیباست" و صدها فیلم دیگر ساخته شده در هالیوود که دست سرمایه داران یهودی است، به مردم دنیا نمایش داده می شود تا افسانه ی هلوکاست را واقعی جلوه دهد. بعد از اینکه این مظلومیت یهودی ها را در جهان پخش کردند، یهو در سال 1948 از طریق اعلامیه ی بالفور، کشوری به نام اسراییل که ترکیبی از یهودیان مختلف جهان با فرهنگ ها و آداب و روسوم مختلفی هستند در فلسطین تشکیل شد.

در واقع افسانه ی هلوکاست و یهودی ستیزی باعث شد تا بتوانند دو استفاده از آن کنند. یکی اینکه ذهن مردم دنیا را همراه خود کنند که یهودی ها در نقاط مختلف دنیا در امان نیستند و باید در یک نقطه جمع شوند و دیگر اینکه این ترس را در یهودیانی که حاضر به مهاجرت به اسراییل نبودند، بوحود آورد و آنها را مجبور به ترک کشور خود کنند.

بعد از آنکه کشور اسراییل تاسی شد، مساله به همین جا خاتمه پیدا نکرد. آنها به دنبال تحقق شعر "از نیل تا فرات" بودند. آنها به دنبای تسخیر تمام جهان بودند. فقط به فلسطین راضی نبودند. دیددیم که چطور مرز خود را گسترش می داند، دیدیم که چه جنگهایی را با لبنان، به راه انداختند. دیدیم این شکم صهیونیست سیر نمی شود، او اشتهایش خیلی زیاد است.

مردمی که ظاهرا از جنس و نژاد ما بود اما خیلی بزرگتر از مردم عصر خود بود، به نام "روح الله خمینی" در ایران به پا خواست و شروع به دفاع از مردم مظلوم فلسطین کرد. عده ای فکر می کنند، دفاع از فلسطینیان با تشکلیل نظام جمهوری اسلامی ایران همراه بوده است. بلکه در واقع این طور نیست. از اوایل نهضت امام خمینی(ره)، این موضوع مطرح بود. چنانکه ساواک به امام گفت که ما در صورت پذیرفتن 3 شرط ، تو را دستگیر نمی کنیم و می توانی آزادانه سخنرانی کنی و آن 3 شرط اینها بود: 1- بر علیه شخص شاه صحبت نکنی 2- بر علیه آمریکا صحبت نکنی 3- بر علیه اسراییل و درباره مظلومیت فلسطین، حرفی نزنی. امام هم در جواب این خواسته ی ساواک گفت که حرفهای ما همینهاست و به غیر از اینها که حرف دیگری نیست.

حالا امروز آقای دکتر محمود احمدی نژاد، در سازمان ملل به دفاع از این مردم مظلوم، سخن می گوید و عده ای از سران کشورهای دنیا، تحمل سخنان او را ندارند. او اگر هلوکاست را افسانه می خواند، برای حرف خود دلیل می آورد. حرف او بسیار روشن است. می گوید اگر ما فرض کنیم که واقعه ای به نام "هلوکاست" رخ داده است چرا اجازه ی تحقیق درباره ی آن را نمی دهند؟ چرا هرکه درباره ی آن تحقیقی کند، سخنرانی کند، آن را رد کند، زندانی می شود؟ چرا هیچ دانشجو و استادی حق اظهار نظر و تحقیق درباره ی هلوکاست را ندارد؟ آیا غیر از این است که می ترسند راز این افسانه، برملا شود؟ و نکته ی دیگری که آقای دکتر می گویند این است که اگر هلوکاست رخ داده، چرا مردم فلسطین باید تاوان آن را پس بدهند؟ این واقعه اگر هم اتفاق افتاده باشد در اروپا اتفاق افتاده است، و کسانی که این فجایع را انجام داده اند، اروپایی هستند. در واقع همانطور که خودشان ادعا میکنند، هم کسانی که این کشتار را انجام داده اند اروپایی اند و هم مکان وقع آن در اروپاست. حالا چرا یهودی ها باید به فلسطین بروند و مردم فلسطین توسط صهیونیست ها کشته شوند. آیا این عادلانه است؟ چرا آنها را در همان آلمان، یا فرانسه و یا هر کشور اروپایی دیگر جمع نکرده اند.

در پایان از این ظلم و بیداد در جهان به خدا پناه می بریم و از او می خواهیم که این رژیم غاصب، این رژیم اشغالگر و وحشی، این غده ی سرطانی را از بین ببرد و شر آنرا از جهانیان کم کند. و شعار میلیونی مردم ایران و تمام دنیا در روز جهانی قدس را تکرار می کنیم که "مرگ بر اسراییل"

والسلام