صهیونیسم | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



روحیه خون‌ریزی در میان مقامات صهیونیستی و به ویژه رهبران حزب کار

جنایت های رژیم صهیونیستی در جنگ دوم لبنان اعم از کشتار زنان و کودکان، تخریب زیر ساخت ها و منابع مهم این کشور و کار گذاشتن بمب های خوشه ای و فسفری در خاک لبنان که مردم این کشور هنوز هم از آنها رنج می برند، هرگز از فکر و ذهن ما پاک نخواهد شد. همه این جنایت ها تحت نظارت "عمیر پرتز" وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و رئیس حزب کار صورت گرفت که قبل از انتخاب به عنوان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، از "بازهای" حزب کار و "قهرمان" سازش احتمالی با فلسطینیان به شمار می رفت، اما پس از رسیدن به سمت ریاست حزب کار خوی وحشیگری او آشکار شد و وی جنایت های زیادی را در حق مردم لبنان و فلسطین مرتکب شد تا اینکه دلاورمردان مقاومت وی را به زباله دان های تاریخ فرستادند.
"ایهود باراک" جنایتکار جنگی سابق رژیم صهیونیستی اکنون به اتهام کشتار 13 جوان فلسطینی در زمان نخست وزیری خود، آغاز انتفاضه دوم فلسطین با به شکست کشاندن مذاکرات با فلسطینیان، اجازه دادن به "آریئل شارون" نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی برای ورود به صحن های مسجد مبارک الاقصی و نیز استفاده از تانک ها، بالگردهای نظامی و نیز تجهیزات زرهی علیه فلسطینیان که تا آن زمان سابقه نداشت، تحت پیگرد قانونی قرار دارد. وی پس از براندازی "عمیر پرتز" از سمت ریاست حزب کار، خود ریاست این حزب را به دست گرفت تا با در اختیار گرفتن مجدد سمت وزارت جنگ این رژیم و بدون عبرت گرفتن از سرنوشت وزرای جنگ قبلی این رژیم و حتی از گذشته نزدیک خود، دور جدید جنایت های خود علیه ملت فلسطین را از سر بگیرد.
باراک با یک هدف مشخص وزارت جنگ رژیم صهیونیستی را در اختیار گرفت و آن این بود که بتواند در زمینه هایی که وزرای جنگ سابق این رژیم نتوانسته بودند به موفقیت دست یابند، پیروز شود، اما هدف وی فعالیت در عرصه سیاسی و پیشرفت در زمینه سازش با فلسطینیان نیست، بلکه سعی در فعالیت در زمینه نظامی دارد. باراک با این بهانه که در طرف فلسطینی شریک قابل اعتمادی برای گفتگو وجود ندارد، از گفتگو با فلسطینیان خودداری می کند و معتقد است که رژیم صهیونیستی نباید خود را به مذاکره با فلسطینیان مشغول کرده و وقت خود را در راه تلاش برای دستیابی به صلح غیر ممکن با فلسطینیان تلف کند. باراک امیدوار بود که همان طوری که شکست ارتش صهیونیستی در جنگ اخیر لبنان باعث برکناری "عمیر پرتز" شد گزارش نهایی کمیته وینوگراد نیز "ایهود اولمرت" نخست وزیر رژیم صهیونیستی را وادار به استعفا کند و بدین ترتیب وی فرصت بازگشت به دفتر نخست وزیری را پیدا کند. اما متاسفانه حوادث بر خلاف میل وی رقم خورد و اولمرت با وجود تحمل ضربات سنگین در پی انتشار گزارش نهایی وینوگراد که باعث کاهش اعتبار وی در برخی نظرسنجی های صورت گرفته در جامعه صهیونیستی شد، از آزمون بقاء در سمت خود پس از انتشار این گزارش سربلند بیرون آمد.
این وضعیت جدید باراک را به سوی سازش با اولمرت سوق داد تا اینکه در فرصت های بعدی بتواند به او ضربه زده و سمت نخست وزیری را از دست وی خارج کند. باراک برای این منظور به حرفه پیشین خود مبنی بر کشتار روی آورد و در این زمینه گزینه ای بهتر از مردم فلسطین را برای خود پیدا نکرد تا بتواند حتی به قیمت کشته و زخمی شدن فلسطینان و هتک حرمت مقدسات آنها هم که شده هیبت از دست رفته خود را باز پس یابد و بار دیگر به کرسی لرزان قدرت برتر رژیم صهیونیستی تکیه بزند. از همین رو باراک حجم حملات وحشیانه ارتش صهیونیستی به ملت فلسطین و به ویژه ساکنان نوار غزه را افزایش داد تا با پیروزی نظامی در این زمینه بار دیگر در کانون توجه صهیونیست ها قرار گیرد و بتواند گرد و عبار شکست در جنگ اخیر لبنان را از چهره این رژیم بزداید و توان بازدارندگی ارتش را که در زیر چکمه های مبارزان گروه های مقاومت در لبنان در هم شکسته بود، احیا کند. از همین رو، دستیابی به یک پیروزی قریب الوقوع ذهن وی را نیز مانند بسیاری از مقامات دیگر این رژیم به خود مشغول کرد.
باراک از زمان تصدی سمت وزارت جنگ سعی دارد از رسانه ها دوری گزیده و تا حد ممکن از اظهار نظر در مطبوعات و حتی مداخله در بحث های پارلمانی در زمینه موضوعات مربوط به صلاحیت های وی نیز خودداری کند. باراک با این اقدامات خود تلاش می کند که از هر گونه خطای احتمالی که ممکن است به آینده طرح مورد نظر وی لطمه وارد کند، دوری کرده و به جای خود "متان ولنای" معاون خود را که خود از ژنرال های باتجربه ارتش صهیونیستی و از طرفداران نظریه های مسالمت آمیز!!! است به این نشست ها ارسال می کند. ولنای نیز مانند دیگر رهبران حزب کار رژیم صهیونیستی پس از انتخاب به سمت معاونت وزیر جنگ، در هر مناسبتی سعی دارد بر طبل جنگ کوبیده و طرف های مخالف این رژیم را به جنگ و حمله تهدید کند تا اینکه در روزهای اخیر در گفتگو با رادیو ارتش صهیونیستی با بیان این جمله که «در صورتی که فلسطینیان به شلیک موشک های خود ادامه دهند خود را در معرض "هولوکاست جدیدی" قرار می دهند. » ـ خواسته یا ناخواسته ـ رژیم صهیونیستی و مقامات آنرا به "نازی ها" تشبیه کرد. معاون باراک در گفتگوی مذکور برای اشاره به توطئه جدید رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان از لفظ "شوآه" عبری که به معنای "هولوکاست" است استفاده کرد و این در حالی است که یهودیان این لفظ را تنها برای توصیف کشتار یهودیان توسط نازی های آلمان مورد استفاده قرار می دهد. زمانی که من این عبارت ولنای را شنیدم، باور نکردم که وی برای توصیف توطئه جدید رژیم اشغالگر قدس علیه فلسطینیان از لفظ "هولوکاست" استفاده می کند، از همین رو، بارها این عبارت وی را مورد بررسی قرار دادم تا اینکه مطمئن شدم که این مساله صحت دارد. سوالی که اکنون درباره این اظهارات ولنای مطرح است، این است که آیا این عبارت نشانگر اهداف باراک در نوار غزه است و اینکه آیا برنامه های وی برای این منطقه، در حد جنایت های نازی ها علیه یهودیان بی گناه؟؟؟!!!! است؟ آیا می توان این اظهارات وی را به مثابه اعترافی شجاعانه درباره قصد رژیم صهیونیستی برای ارتکاب جنایت هایی علیه فلسطینیان دانست که با جنایت های نازی ها علیه یهودیان ؟؟!! برابری می کند؟ و در کل آیا می توان این اظهارات وی را به مثابه عضویت رژیم صهیونیستی در باشگاه نازیسم جدید دانست ؟؟؟!!!
در این مساله هیچ شکی نیست که رژیم صهیونیستی قصد صلح و سازش با فلسطینیان و دیگر کشورهای عربی را ندارد و از همین رو، فلسطینیان و ملت های عرب ساکن دیگر کشورهای عربی باید از این مساله پند بگیرند و مقامات فلسطینی باید با مشاهده کشتار وحشیانه فلسطینیان در نوار غزه و کرانه باختری که میان زن و کودک و پیر و جوان و نیز میان مبارزان گروه های مقاومت و شهروندان غیر نظامی فلسطینی هیچ فرقی نمی گذارد، تخریب زیر ساخت های فلسطین، محدودیت های معیشتی برای فلسطینیان، تداوم محاصره داخلی و خارجی آنها، تداوم شهرک سازی و مصادره اراضی فلسطینیان، تداوم ساخت دیوار حایل و تلاش برای اشغال کامل قدس شریف و تهدید مسجد مبارک الاقصی و نیز سکوت مرگبار جامعه بین المللی در قبال کشتار فلسطینیان در روابط خود با این رژیم تجدید نظر کرده و به این مساله توجه داشته باشند که با توجه به تشدید حملات ارتش صهیونیستی علیه فلسطینان که متاسفانه حتی مقامات و گروه های فلسطینی نیز واکنش مناسبی به این حملات نشان ندادند، مذاکره با رژیم صهیونیستی چه دستاوردی می تواند برای آنها به همراه داشته باشد؟
بدیهی است که باراک برنامه ویژه ای را برای حمله همه جانبه به نوار غزه تهیه کرده است و در راستای اهداف سیاسی خود قصد دارد حمله بی سابقه ای را به نوار غزه و کرانه باختری آغاز کند تا در صورت پیروزی در این حمله گوی سبقت را از دیگر رقبای سیاسی خود برباید. البته باراک علاوه بر اهداف سیاسی، برخی اهداف نظامی را نیز در نظر دارد و از طریق حمله به نوار غزه و به قیمت کشتار مردم بی گناه این منطقه سعی دارد توان بازدارندگی رژیم صهیونیستی را احیا کند. مطمئنا حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه به دلایلی که بر کسی پوشیده نیست، مانند حمله ارتش صهیونیستی به لبنان نخواهد بود؛ چرا که نه کشورهای عربی و به ویژه کشورهای همجوار نوار غزه و کرانه باختری می توانند نقش ایران و سوریه در جنگ اخیر لبنان را ایفا کنند و نه تشکیلات خودگردان می تواند نقش "امیل لحود" و ساختارهای سیاسی لبنان را ایفا کند؛ چرا که مردم لبنان اکثرا متحد هستند، اما ملت فلسطین در حال حاضر به دو دسته تقسیم شده اند و اتحاد میان آنها از دست رفته است. حال تنها یک سوال باقی می ماند که جواب آن در روزهای آینده مشخص خواهد شد و آن این است که در صورت آغاز جنگ احتمالی رژیم صهیونیستی علیه فلسطینان چه کسی می تواند آنها را از این جنگ نجات دهد؟! آیا مسائل داخلی رژیم صهیونیستی مانع از آغاز جنگ علیه فلسطینان خواهد شد؟ یا وحدت ملت فلسطین در زمینه تداوم حق خود در مقاومت در برابر اشغالگران، نظامیان صهیونیستی را مجبور به ترک خاک فلسطین خواهد کرد؟ شاید هم کشورهای عربی و اسلامی و جامعه بین المللی در اقدامی معجزه آسا و به یکباره به دشمن صهیونیستی پشت کرده و با حمله ارتش این رژیم به فلسطین مخالفت خواهند کرد؟ به هر حال تنها چاره ما در حال حاضر این است که برای نجات فلسطینیان از حمله گسترده رژیم صهیونیستی به نوار غزه دست به دعا برداریم تا شاید خداوند متعال دعای یکی از بندگان صالح خود را مستجاب کرده و به درد و رنج ملت فلسطین پایان دهد.