اطلاعات بيوگرافيك صادق جواد سليمان كنسول سفارت عمان در واشنگتن در اسناد وزارت خارجه آمريكا

محرمانه    5 دسامبر 1975 ـ 14 آذر 1354
از: وزارت امور خارجه، 7304 ـ الف     به: سفارت آمريكا، قاهره
جهت اطلاع: سفارتخانه‌هاي آمريكا در مسقط، تهران.
موضوع: اطلاعات بيوگرافيك: صادق جواد سليمان
(كنسول سفارت، سفارت عمان، واشنگتن)
طبق برداشت وزارت، سليمان به زودي به عنوان سفير جديد عمان در مصر منصوب خواهد شد، گرچه اين موضوع هنوز علناً اعلام نشده است.
سليمان در تاريخ 30 ژوئيه 1933به عنوان فرزند يك مغازه‌دار كوچك در «موترا» عمان متولد شد. تحصيلات اوليه وي چندان منسجم نبوده و وي بخش اعظم اوقات خود را صرف كار در مغازه پدرش مي‌كرد و مشغول تجارت بين بندر و ديگر مناطق ساحلي عمان بود. وي هنوز هم ظاهر خشن تجار بخش‌هاي كوهستاني را و حتي تجار ظفاري را كه بر شترهاي عظيم‌الجثه خود سوار بوده و عمامه‌اي بزرگ بر سر داشتند كه بر روي آنها فهرست خريدهاي موردنياز مردم نصب شده بود و در كنارشان كيسه‌هاي بزرگ پول (معمولاً دلارهاي ماريا ترزا) كه مهم‌ترين وسيله يا پول تجارت آن زمان بود، به ياد مي‌آورد.
در سال 1952، در نتيجه به توصيه پدرش، سليمان با كشتي از موترا به دوبي رفت. وي مي‌گويد در آن زمان اين كار براي جواناني كه در عمان از تحصيل تحت حكومت جابرانه سلطان تيمور محروم مي‌شدند معمول و مرسوم بود. پس از شش ماه اقامت در دوبي كه به طور پراكنده كار مي‌كرد، وي به بحرين رفت و در بانك انگليس (بانك شرق؟) به كار مشغول شد. بانك مزبور قصد داشت سليمان را پس از طي دوره آموزشي در بحرين به عربستان سعودي بفرستد، ليكن وي احساس مي‌كرد كه زندگي در عربستان سعودي محدودتر از عمان خواهد بود و به همين دليل به كويت رفت.
در كويت از سال 1954 تا سال 1963 در يك كارگاه دولتي به عنوان مسئول تدارك و تجهيز دفاتر متعدد دولت كويت به كار پرداخت. در همين مدت وي به تحصيل نيز پرداخت. وي مي‌گويد از طريق كنسولگري آمريكا درسهاي بسياري را از دانشگاه لندن گذرانيد. وي در امور اقتصاد، زبان انگليسي و عربي و تاريخ درسهايي گذراند و توانست پايان‌نامه‌اي معادل پايان‌نامه دبيرستان انگلستان را دريافت نمايد. (حدود يك سال تحصيلات كالج) در سال 1962 وي در نشريه كويتي تايمز به كار پرداخت و در بخش سردبيري به تهيه مطالب از نشريه عربي براي نشريه انگليسي زبان پرداخت.
در سال 1970، سليمان براي اولين بار به خارج از جهان عرب يعني اروپاي غربي سفر كرد. وي به ايتاليا و آلمان رفت و هنگامي كه در زاگرب به سر مي‌برد دريافت كه سلطان پير سرنگون شده و به جاي وي قابوس بر تخت سلطنت نشسته است. وي به كويت بازگشت و بار ديگر در روزنامه تايمز كويت به كار پرداخت. در سال 1972 وي به مسقط رفت، چون مي‌دانست كه دولت جديد قابوس به استخدام عماني‌هاي خارج از وطن مشغول است. ولي يكي از اقوام احمد مكي معاون وزير خارجه وقت بود. مكي هنوز هم يكي از حاميان سليمان به حساب مي‌آيد. سليمان به كويت بازگشت و در سال 1973 دعوت‌نامه‌اي براي كار در وزارت امور خارجه عمان دريافت كرد.
با كمترين آموزش رسمي، از ژوئيه 1973 سليمان به سفارت عمان در واشنگتن منصوب شد. وي به مقام دبير اولي رسيد و در سال 1974 به عنوان كنسول سفارت به كار مشغول شد. وي در اين سفارت كه مركب از سه مقام بود به عنوان مقام دوم كار مي‌كرد و در غياب سفير مكي به عنوان كاردار عمل مي‌كرد.
سليمان فردي متفكر، كنجكاو و داراي نظريات جنجال سياسي كمتري است. وي شديداً معتقد است كه دولت‌هاي عربي بايد با كندي هم كه شده در جهت نوعي از مشروطه اقدام كنند. وي معتقد است دولت عربستان سعودي بسيار محافظه‌كار است و نمي‌تواند به عنوان يك نمونه سياسي در خاورميانه درآيد. و مي‌گويد اين محافظه‌كاري به كشورهاي تندرو منطقه چون جمهوري دموكراتيك خلق يمن از نظر ايدئولوژيك امتياز بسيار مي‌دهد. وي معتقد است عمان نيز بايد در جهت پديد آوردن نوعي از مشروطه قدم بردارد، ليكن زمان را براي اين كار مناسب نمي‌داند. او از طرفداران سيد طريق عموي سلطان قابوس و نخست‌وزير پيشين عمان است، كه خواستار ايجاد سلطنت مشروطه در عمان مي‌باشد.
ظاهراً سليمان تحت‌تأثير سالهاي اقامت خود در كويت قرار گرفته است. وي كويت را كشوري پيشرفته و همراه با آزاديهاي قابل ملاحظه دموكراتيك و نهادهاي دموكراتيك بسيار مي‌داند و آن را در عين حال داراي خانواده حاكمه نيرومند مي‌داند. هنگام كار در تايمز كويت، وي شاهد آزادي كامل مطبوعات كويت در مورد رويدادهاي خبري خارج از كويت بود، ليكن معتقد است كه اين نشريات در انتقاد از خانواده سلطنتي آزاد نيستند.
سليمان از نقش خارجي‌ها در دربار سلطان متنفر و منزجر است. وي مي‌گويد كه او و ديگر عمانيها مانند سفير مكي مايل هستند اين وضع را در موقع مناسب تغيير دهند. خلاصه اينكه نظريات وي منعكس‌كننده نظريات يك ناسيوناليست ميانه‌رو ناراضي است.
سليمان ديپلماتي آگاه است و در طول خدمت خود در واشنگتن به رويدادهاي سياسي آمريكا علاقه نشان مي‌داد و از هر فرصت براي فراگرفتن تجارت ديپلماتيك بهره‌برداري كرده است. عمق درك سياسي و كنجكاوي وي مربوط به محدوديت تحصيلات رسمي اوست. اگر بخت يار وي باشد، احتمالاً يك حرفه ديپلماتيك بسيار مهم را در پيش خواهد داشت. او داراي همسري به نام فخريه و سه فرزند است.