جلسه توجيهي در مورد وضعيت صندوق اماني براي دولت ايران
محرمانه 27 مي 1979- 6 خرداد 1358
از: هيأت مستشاري نظامي آمريکا، تهران به: وزارت دفاع آمريکا، واشنگتن دي.سي
مرجع: (الف) وزارت دفاع ـ10 مي 1979، (ب) هيأت مستشاري نظامي ـ 16 مي 1979، موضوع (محرمانه)، (پ) هيأت مستشاري نظامي ـ 18 مي 1979، موضوع (محرمانه)، (ت) هيأت مستشاري نظامي ـ 22 مي 1979 ـ 221347ز، موضوع (محرمانه)، (ث) هيأت مستشاري نظامي ـ22 مي 1979 ـ 221356ز، موضوع (محرمانه)، (ج) هيأت مستشاري نظامي ـ 23 مي 1979، موضوع (محرمانه)
موضوع: جلسه توجيهي در مورد وضعيت صندوق اماني براي دولت ايران
1- جلسات توجيهي و مذاکرات با ستاد کل مشترک و نمايندگان قواي ارتش همانگونه که در مرجع (ب) شرح دادهايم، انجام شد. همچنان تأكيد داشتيم که سياستهاي مربوط به برنامههاي خريدهاي نظامي خارجي بايد در طول سفر يک هيأت نمايندگي دولت ايران به واشنگتن دي.سي مورد بحث و بررسي قرار گيرد. جلسات توجيهي منجر به برنامهريزي جلسهاي در دفتر سرهنگ کامکار در روز 27 مي با حضور نمايندگان J-5، ستاد کل مشترک، و قواي ارتش شد. به ما گفتهاند اطلاعاتي که در طول جلسات توجيهي در اختيار آنها قرار دادهايم بررسي و سپس توصيههايي را در اين ارتباط به تيمسار رياحي، وزير دفاع ملي، تسليم خواهند کرد. بر اين باوريم که تيمسار رياحي نيز توصيههايي را در اين ارتباط به هيأت دولت خواهد کرد. اين امر ثابت ميکند که جلسات توجيهي به يک هدف بسيار ارزشمند رسيده است، و آن هم افزايش ارتباطات بين ادارههاي مختلف ارتش ايران است که از زمان پيروزي انقلاب نياز فراواني به بهبود داشت. هر يک از 4 جلسه توجيهي و مذاکراتمان مورد تأكيد قرار خواهد گرفت، که اين مسئله به ايجاد بصيرت نسبت به رويههاي جاري در درون ادارههاي مختلف ارتش کمک خواهد کرد.
2- سرهنگ کامکار (معاون تسليحاتي وزارت دفاع)، سرهنگ افراسيابي (جانشين فرماندهي ستاد ارتش)، سرهنگ رياحي (J-5)، سرهنگ خاکزاده (J-7)، سرهنگ حداد (معاون J-4) و 5 افسر ديگر از J-5 و J-7 در جلسه توجيهي حضور داشتند. همه آنها اونيفورمهاي نظامي به تن داشتند. علاقه شديد آنها به اين مسئله از گفتگوها، سئوالات، و يادداشتهاي مکررشان پيدا بود. ظاهراً اطلاعات سرهنگ رياحي (J-5) و سرهنگ چگيني (در J-5) از همه اعضاي ديگر ستاد کل مشترک درباره وضعيت خريدهاي نظامي خارجي نيازهاي ارتش بيشتر بود. همه افسران حاضر اساساً به ارزش کل برنامه خريدهاي نظامي خارجي دولت ايران، اقلامي که تحويل شده، و مبلغ کل پولي که پرداخته شده است، علاقمند بودند. آنها از ديدن مجدد سرهنگ پتي خوشحال شدند و فضاي دوستانه و راحتي بر جلسه حاکم بود.
3- گفتگوها با نمايندگان نيروي دريايي در بخش مديريت لجستيک آنها صورت گرفت. فکر ميکنيم که مترجم و دو نفر لباس شخصي حاضر در جلسه از مأموران کميته بودند. يک ناخدا و چهار نفر ديگر نيروي دريايي اونيفورم نظامي به تن داشتند. مترجم مراحل سئوال و جواب را کنترل ميکرد، و دو نفر ديگر تصميم ميگرفتند که چه وقت جلسه بايد لغو شود و دستور دادند که نام و مقام حاضرين در جلسه به ما داده نشود، در حالي که در جلسات ديگر اين فهرست بدون هيچ مشکلي در اختيار ما قرار گرفته بود. يکي از آن دو نفر فهرستي از قراردادها را در اختيار داشت و چند نفر از حاضرين بر اين عقيده بودند که هزينه کامل قراردادهايشان از جمله CG-993ها پرداخت شده است. علاقه اصلي آنها به CG-993ها و سه زيردريايي بود، و ميخواستند بدانند که نيروي دريايي چگونه ميتواند از محل استرداد وجوه [به صندوق اماني] براي خريدهايش سرمايهگذاري کند. يکي از آنها پرسيد چنانچه نيروي دريايي ايران قصد خريد زيردرياييها را نداشته باشد، آيا ميتوان خريداري در آمريکا براي آن پيدا کرد. ما نيز مراحل مربوط به خريدهاي کشور ثالث را برايشان شرح داديم. آنها سئوال کردند که آيا صورتحساب 267 ميليون دلاري براي خريدن زمان ارايه نشده است، و اينکه آيا واقعاً 267 ميليون دلار به صندوق بازخواهد گشت. سرهنگ پتي دلايل هزينهها و پرداختها و همچنين مشکلاتي را که ممکن است در صورت عدم توانايي صندوق اماني در پرداخت بدهيهايش پيش بيايد، توضيح داد. برداشت ما اين بود که اين گروه متعصبترين نگرش بعد از انقلابي را دارند و اصلاً مايل نيستند براي حل مشکلاتي که به رژيم گذشته نسبت ميدهند تلاشي بکنند. آنها در پاسخ به توصيه ما که تيمي از طرف دولت ايران براي مذاکره با دولت آمريکا در ارتباط با سياستهاي خريدهاي نظامي خارجي به واشنگتن بيايد گفتند که يک شوراي کلي در نيويورک از طرف نيروي دريايي مذاکره خواهد کرد، و اين وزير امور خارجه، و نه نيروي دريايي، است که درباره لزوم سفر به واشنگتن تصميم خواهد گرفت. معاون وزارت دفاع قبلاً مسئوليت اينکه چه کساني در جلسه حضور خواهند داشت بر عهده گرفته بود، ناوسروان انگلمن به ناخداي نيروي دريايي اطلاع داد که مايل است گفتگوهاي بيشتري بر سر وضعيت جاري خريدهاي نظامي خارجي، برداشت از صندوق اماني، استرداد وجوه به آن، و مراحل پرداختها با نيروي دريايي داشته باشد.
4- سرهنگ افراسيابي (جانشين فرماندهي ستاد) و سرهنگ حاتمي (معاونت لجستيکي ستاد) جلسات توجيهي و مذاکرات با ارتش [نيروي زميني] را هماهنگ کردند. نفراتي از معاونت لجستيک، ارتباطات، و اطلاعات ستاد و همچنين نمايندگاني از فرماندهي لجستيکي و مديريت مهمات در جلسات حضور داشتند. نمايندگان هوانيروز در جلسه حضور نداشتند که بيانگر استقلالي بود که از پيش از انقلاب دارا بودند. سرهنگ افراسيابي از بابت غيبت آنها عذرخواهي کرد و گفت که در جلسات آتي از طرف آنها نيز نمايندگاني حاضر خواهند بود. آنها گفتند که قبلاً توصيههايي بابت قراردادهايي که مايلند ادامه پيدا کند تسليم معاونت تسليحاتي وزارت دفاع ملي کردهاند. سرهنگ افراسيابي و سرهنگ حاتمي تأكيد کردند که نفوذ چنداني در تصميمات مربوط به پرداخت هزينهها و توصيه سفر هيأت ايراني به واشنگتن ندارند. ارتش هنوز سعي دارد مشخص کند که چه قراردادهايي تحت کنترل خود اوست و چه قراردادهايي تحت کنترل معاونت تسليحاتي وزارت دفاع است. ما به آنها کمک خواهيم کرد تا اين مسئله را روشن کنند. آنها يک بار ديگر اظهار داشتند که به قطعات يدکي نيازمند هستند، و ترجيح ميدهند براي کاهش هزينه و زمان انتظار، آنها را از طريق يک قرارداد خريد نظامي خارجي موجود خريداري نمايند.
5- گفتگو با نمايندگان نيروي هوايي يک بار ديگر ثابت کرد که سرتيپ صفري، معاونت لجستيک ستاد نيروي هوايي، يکي از مطلعترين نفرات ارتش دولت ايران در ارتباط با قراردادهاي خريدهاي نظامي خارجي است. او اظهار داشت قصد دارد طيف وسيعي از نفرات نيروي هوايي را به جلسات توجيهي نيروي هوايي دعوت کند تا اهميتي را که لجستيک در نيروي هوايي دارد بفهمند. او خصوصاً مشتاق بود که نفرات نيروي هوايي وضعيت يادداشت تفاهم 3 فوريه 1979 را درک کنند و چيزهايي درباره صندوق اماني ياد بگيرند. علاوه بر سرتيپ صفري، تقريباً 5 سرهنگ، يک سرهنگ دوم، دو سرگرد، چهار سروان، هفت ستوان، پنج همافر، و يک لباس شخصي در جلسه حضور داشتند. حداقل دو نفر از افسران از بخش عمليات بودند، بنابراين سرتيپ صفري توانسته بود طيف وسيعي از افسران را در جلسات حاضر کند. اصليترين سئوال آنها ضرورت تأمين قطعات يدکي و مراحل خريد آنها توسط نيروي هوايي بود. آنها علاقمند بودند بدانند از کجا ميتوانند صورتحسابها را دريافت کنند. تيم صورتحسابها را در تاريخ 22 مي 1979 به معاونت وزارت دفاع داده بود تا به نيروهاي ذيربط تحويل دهد. انتظار داشتيم گفتگوهاي بيشتري درباره درخواست اخير آنها براي پرواز اف-14ها انجام شود ولي ظاهراً پاسخي که قبلاً به معاونت وزارت دفاع و نيروي هوايي داده بوديم، براي آنها کافي بود. سرتيپ صفري ترتيبي داد که بلافاصله بعد از اين جلسه، ملاقاتي نيز با نفرات نيروي هوايي داشته باشيم.
6- اطلاعات بيشتر در ارتباط با اين جلسات توجيهي طي گزارش سرهنگ پتي ارسال خواهد شد. نکته جالب اين بود که هيچ اشارهاي به دو تظاهراتي که در روزهاي 24 و 25 مي 1979 در برابر سفارت آمريکا صورت گرفته بود نشد.
7- از تلاش سازمان مساعدتهاي امنيتي دفاعي و نيروهاي ارتش براي آماده کردن مطالب جلسات توجيهي بسيار سپاسگزاريم. سرهنگ پتي و استوار ريگان عملکرد بسيار خوبي داشتند. سرهنگ کامکار در روز 26 مي به سرلشگر گاست اطلاع داد که وزارت دفاع ملي قصد دارد گزارشي در طول چند روز آينده به هيأت دولت تسليم کند. وزارت دفاع ملي مايل است به هيأت دولت توصيه کند که حداقل بخشي از صورتحساب 267 ميليون دلاري پرداخت شود تا به دولت آمريکا ثابت کنيم که ايران مايل به ادامه رابطه لجستيکي و «برخي قراردادهاست». زمان براي اين کار مطلوب نيست، ولي آنها مصمم هستند که اين کار را انجام دهند. هنوز نميتوان نتيجه آن را پيشبيني كرد.

