صهیونیسم | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



ده دروغ بزرگ رسانه های گروهی راجع به اسرائیل

ده دروغ بزرگ رسانه های گروهی راجع به اسرائیل


منتشر شده توسط مجله هفته در خرداد ۳۱, ۱۳۸۹
ترجمهء تراب حق شناس

من این پروپاگاند را در سطوری که در پی می آید به صورت ده دروغ بزرگ رسانه ها خلاصه می کنم؛ ده دروغ بزرگی که برای توجیه موجودیت و اقدامات اسرائیل جعل شده است:

۱ـ دروغ نخست اینکه می گویند اسرائیل در واکنش به کشتارعام یهودیان در جنگ جهانی دوم ۴۵ـ۱۹۴۰ به وجود آمده است:

این کاملاً غلط است. اسرائیل در حقیقت یک پروژهء استعماری ست که در کنگرهء یهود در شهر بال (سویس) منعقد در ۱۸۹۷ تصویب شد و ناسیونالیست های یهودتصمیم گرفتند فلسطین را به استعمار خویش درآورند. در آن زمان واژهء استعمار و کولونیالیسم شرم آور نبود. آنها به قدرت های استعماری آن زمان روی آوردند تا از این پروژه پشتیبانی کنند. امپراتوری عثمانی چندان علاقه ای به این پروژه نداشت و بدان اهمیتی نمی داد، اما بر عکس، امپراتوری انگلیس بسیار به این طرح علاقمند بود، چون می خواست در قلب جهان عرب یعنی درست بین دو شرق و غرب این منطقه، یعنی در فلسطین، کولون ها (مهاجرینی) مستقر شوند تا مصر را که قدرتی بود تضعیف کنند و کنترل کانال سوئز را خود در دست داشته باشند تا بتوانند به مستعمرات دیگر خود اسلحه بفرستند. بعدها، ایالات متحده حمایت از پروژهء استعمار فلسطین را به عهده گرفت چون هدفش دسترسی به نفت خاورمیانه بود. بنا بر این برپایی دولت اسرائیل نه ناشی از جنگ جهانی دوم، بلکه مربوط به یک پروژهء استعماری ست که از مدتها پیش طرح ریزی شده بود. باید یادآوری کرد که در همان زمان دورهء تاریخی، قدرت های استعماری اروپا سراسر آفریقا را مثل یک کیک معمولی بین خود تقسیم کرده بودند. در سال ۱۸۸۵ کنفرانسی از قدرت های استعماری در برلین، بر سر آفریقا برپا شد با شرکت بریتانیا، فرانسه، بلزیک، پرتقال، آلمان که البته از هیچ آفریقایی برای شرکت در کنفرانس دعوتی به عمل نیامده بود. آن دوره دوره ای استعماری ست و اسرائیل یک پروژهء استعماری. این را به روشنی باید گفت.

۲ـ دومین توجیه برای جا انداختنِ اسرائیل و مشروع جلوه دادنِ آن این است که می گویند یهودیان به سرزمین نیاکان خود که در سال ۷۰ میلادی از آن طرد شدند بازمیگردند. این هم یک افسانه است، زیرا من با مورخ معروف اسرائیلی شلومو ساند و مورخین دیگری گفتگو کردم. آنها تأکید می کنند که Exode یا خروج در کار نبوده و بنا بر این retour یا بازگشت بی معنا ست. تحولات سیاسی و اجتماعی و نیز حمله های دشمنانی وجود داشته اما جمعیت ساکن در فلسطین در زمان باستان از منطقه بیرون نرفته است (۲). در واقع، نواده های جمعیت یهودی عهد باستان در فلسطین همین فلسطینی های امروزند. آنانی که گفته می شود به سرزمین خود باز می گردند کسانی هستند از اروپای غربی و شرقی و از مغرب (شمال آفریقا) که به دین یهود درآمده اند و همان طور که شلومو ساند می گوید: ملت یهود وجود ندارد. نه تاریخ مشترک، نه زبان و فرهنگ مشترک که دین آنها مشترک بوده که با دین ملت درست نمی شود. وقتی ملت مسلمان و ملت مسیحی وجود ندارد، ملت یهودی هم وجود ندارد.

۳ـ سومین دروغ بزرگ اینکه گفته می شود اگر مهاجران یهودی رفته اند و آنجا را مستعمره کرده اند مهم نیست زیرا فلسطین سرزمینی خالی و غیر مسکونی بوده است. این هم دروغ بزرگی ست. اسناد و شاهدانی تأکید می کنند که در اوایل قرن ۱۹ فلسطین دریای گندم بوده، محصولات کشاورزی آن از جمله به فرانسه صادر می شده: روغن، صابون و پرتقال معروف جافا. وقتی کولون های یهودی و نیروهای انگلیسی می خواستند در آنجا مستقر شوند دهقانان فلسطینی حاضر نمی شدند زمین های خود را رها کنند و به آنان تسلیم شوند. بین آنان و تازه واردان درگیری های متعدد رخ داد، تظاهرات، شورش، اعتصاب عمومی، مبارزات چریکی پیش آمد و بسیاری کشته شدند. آری فلسطین هرچیزی بوده جز بیابان. مقاومت اهالی را تنها با سرکوب بسیار سختی در هم شکسته اند که اشغالگران انگلیسی و سپس صهیونیست ها مرتکب شده اند.

۴ـ چهارم اینکه کسانی می گویند اینکه گفتید قبول، اما فلسطینی ها به میل خود آنجا را ترک کرده اند. این هم دروغ بزرگی ست و غلط. من خود زمانی اینطور فکر می کردم. کسان زیادی چنین باوری داشتند که خود ناشی از تبلیغات اسرائیلی بود، تا زمانی که «مورخین جدید اسرائیلی» مانند بنی موریس، ایلان پاپه و دیگران پیدا شدند که می گویند ابداً چنین نیست، بلکه فلسطینی ها را با اعمال خشونت تمام و ترور و عملیات منظم و پیوسته از سرزمین خویش طرد و اخراج کرده اند تا سرزمین از سکنه اش خالی شود. آری این افسانه ای ست که تحریف تاریخ است و اسرائیل آن را همواره از انظار پنهان نگاه داشته است.

۵ـ دربارهء وضع امروز می گویند که اسرائیل تنها دموکراسی در خاورمیانه است و بنابر این باید از آن دفاع کرد زیرا«دولت قانون» است. به نظر من اسرائیل دولت قانون نیست، بلکه تنها دولتی ست در جهان که هیچ قانونی محدودهء مرزهای آن را مشخص نمی کند. در تمام کشورهای دنیا قانون اساسی یی وجود دارد که معلوم می کند قلمرو کشور تا کجا ست و فراتر از آن در قلمرو آن نیست. اما اسرائیل چنین وضعی ندارد زیرا پروژه ای ست توسعه طلبانه که مرز و محدوده ای ندارد و قانونش کاملاً نژادپرستانه است مبنی بر اینکه اسرائیل دولت (یا کشور) یهود است و غیر یهودیان شهروندان مادون انسان اند. چنین قانونی خود نفی و نقض دموکراسی ست. پس، اسرائیل را به هیچ رو نمی توان دموکراسی نامید، بلکه همان استعمار است و دزدی اراضی دیگران؛ پاکسازی قومی اهالی فلسطین است و نباید آن را به عنوان دموکراسی پذیرفت. البته خواهند گفت پارلمان دارد، رسانه های گروهی دارد و امکان انتقاد از دولت وجود دارد. اینها درست، اما یک دولت که برپایهء غصب و دزدی سرزمین دیگران استوار باشد درواقع، دموکراسی بین دزدان و غاصبان است تا ببینند چطور می توانند به دزدی ادامه دهند. این را نمی توان دموکراسی نامید. استعمار است. دیکتاتوری ست.

۶ـ می گویند هدفی که آمریکا در حمایت از اسرائیل دارد همانا حمایت از دموکراسی در خاورمیانه است. می دانیم که آمریکا سالانه ۳ میلیارد دلار به اسرائیل کمک نظامی می دهد تا همسایگانش را بمباران کند. اگر آمریکا خواستار حمایت از دموکراسی ست، پس کیست جز آمریکا که دیکتاتوری های عربستان سعودی، کویت و دیکتاتوری حسنی مبارک را در مصر، که همه دستشان به خون مردم آغشته است، حفظ و نگهداری می کند؟ درواقع، آنچه آمریکا در منطقه می خواهد نه دموکراسی، بلکه جریان یافتن بی دردسرِ نفت است. از بین کسانی که در کتاب با آنها مصاحبه کرده ام، نائوم چامسکی و سمیر امین این نکته را به روشنی بیان می کنند. آمریکا خواهان کنترل جریان نفت است و با سرکوب می خواهد هر مانعی را از سر راه آن بردارد و کسانی را که نمی خواهند نفت خود ر ا به رایگان در اختیار آمریکا قرار دهند درهم بکوبد. این را در جنگ عراق و دیگر تجاوزهای آمریکا دیده ایم. اما این را هم باید گفت که آمریکا نمی تواند هرجا هم خواست حمله کند و هرکسی را که از او خوشش نمی آید به راحتی حذف کند. چامسکی در مصاحبه اش آمریکا را ژاندارم منطقه (Flic du quartier) نامیده است. آمریکا با کودتا علیه مصدق که منتخب مردم بود دیکتاتوری شاه را بر ایران تحمیل کرد اما سرانجام نفوذ خود در ایران را از دست داد. آمریکا تنها اسرائیل را در منطقه دارد و لذا از آن دائماً حمایت می کند. هر زمان که اسرائیل قوانین بین المللی را زیرپا می گذارد، مقررات ملل متحد و برابری بین افراد انسانی را نقض می کند آمریکا از آن دفاع می کند. روشن است که این یک جنگ اقتصادی ست که آمریکا ادامه می دهد.

۷ـ وانمود می کنند که آمریکا در جست و جوی توافقی بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها ست. این هم صد در صد غلط است و دروغ. خاویر سولانا که وزیر خارجهء اتحادیهء اروپا بود چندی پیش خطاب به اسرائیل اعلام کرد که «شما دولت بیست و یکم اتحادیهء اروپا هستید» صنایع تسلیحاتی اروپا با صنایع تسلیحاتی اسرائیل همکاری می کنند و آن را تأمین مالی می نمایند. کارفرماهای فرانسوی مانند لاگاردر (Lagardère) و داسو (Dassaut) که بسیار نزدیک به سرکوزی هستند با اسرائیل همکاری تسلیحاتی دارند. برعکس، وقتی فلسطینی ها دولت خود را در انتخابات برگزیدند اروپا حاضر نشد آن را به رسمیت بشناسد و به اسرائیل بارها چراغ سبز دادند که غزه را بمباران کند. بنا بر این باید بر همه روشن باشد که وقتی رهبران اسرائیل، مانند اولمرت، باراک و غیره، غزه و کلاً فلسطینی ها را بمباران می کنند سرکوزی و آنجلا مرکل و دیگران نیز در جنایت شریک اند.

۸ـ وقتی شما این حرفها را می زنید و تاریخ و سرگذشت اسرائیل و فلسطینی ها را می گویید، وقتی منافع آمریکا را به خوبی در این ماجرا نشان می دهید می گویند شما یهودی ستیز (آنتی سمیت) هستید تا دهانتان را ببندند. باید به وضوح گفت که وقتی از دولت اسرائیل انتقاد می کنیم نه تنها نژادپرست و یهودی ستیز نیستیم، بلکه بر عکس از دولتی انتقاد می کنیم که برابری انسانی بین یهودی و مسیحی و مسلمان را زیر پا می گذارد و در نتیجه، صلح و آرامش را بین موجودات انسانی یهودی و مسیحی و مسلمان نقض می کند و به این دلیل است که باید دولت اسرائیل را از ارتکاب این جنایت بازداشت، زیرا استراتژی او چیزی جز اشاعهء کینه و نفرت نیست.

۹ـ رسانه های گروهی پاسخ می دهند که اما فلسطینی ها عامل خشونت و تروریسم اند. حرف ما این است که خشونت یعنی همان استعمار، یعنی اشغالگری ارتش اسرائیل، و سیاستی که از فلسطینی ها زمین شان، خانه شان و هرآنچه را که داشته اند دزدیده اند. این ارتش اسرائیل است که با ممانعت از اینکه فلسطینی ها یک زندگی عادی داشته باشند به خشونت دست می زنند. در سرِ راه به خانه، مزرعه، کارخانه، بیمارستان و اداره، با چک پوینت (checkpoint) یا پست بازرسی روبرو هستی که گاه چند ساعت یا یک روز تمام معطل می شوید. هستند زنانی باردار که در نتیجهء همین معطلی ها به بیمارستان نرسیده و خود با بچه شان جان خویش را از دست داده اند. بنابراین، خشونت یعنی اشغالگری. توجه کنیم که ملل متحد در متون اساسی خود برای کلیهء خلق های تحت ستم و استعمارزده این حق را به رسمیت می شناسد که به هر طریقی که خود آن را درست تشخیص می دهند دربرابر اشغالگر مقاومت کنند. بنابراین، مقاومت امری ست مشروع، و خشونت که همان اشغالگری ست غیرقانونی و نامشروع.

۱۰ـ مسأله ای که غالباً مطرح می شود این است که دربرابر اینهمه کینه و و نفرت که توسط اسرائیل و همدستان او اشاعه داده می شود گویا دیگر راهی جز ادامهء همین وضع نیست زیرا هیچ راه حلی وجود ندارد. باید دانست که راه حل وجود دارد. سازمان های بزرگ فلسطینی از همان دههء ۱۹۶۰ [منظور سازمان الفتح است در سال ۱۹۶۸] پیشنهادی دادند بسیار دموکراتیک و ساده، یعنی یک دولت بدون تبعیض، یعنی حقوق مساوی بین یهودیان، مسیحیان و مسلمانان و لائیک ها.این همان تعریف درست دموکراسی ست: یک نفر (مرد یا زن)، یک رأی. اسرائیل همواره این راه حل ها را رد کرده و برعکس، اقدام به زندانی کردن یا قتل و ترور نه تنها رهبران حماس، بلکه رهبران الفتح، جبههء خلق فلسطین و نیز جبههء دموکراتیک و غیره کرده است. اسرائیل حاضر به مذاکره نیست و اگر دلیلش را جستجو کنیم پی می بریم که تنها دلیل این است که اسرائیل در خدمت جریان یافتن نفت به آمریکا ست. این جنگی ست اقتصادی، جنگی به خاطر نفت و منافع چند ملیتی ها.

تنها چیزی که می تواند این روند را متوقف کند همانا فشار مردمی و شهروندی بر دولت هایی ست که همدست اسرائیل هستند در آمریکا، اروپا و هرجای دیگر. فشار روی رسانه های گروهی که از بیان حقیقت و فاشگویی سرباز می زنند و علاوه بر آن، به کارگیری اینترنت یا هر وسیلهء دیگری مانند آنچه ما انجام می دهیم یعنی انتشار خبرنامه دربارهء فلسطین و… هرکسی باید دست به روشنگری بزند، دروغزنی های رسانه ها را افشا کند تا بتوان به وضعیتی رسید که راه حلی جهت استقرار صلح در خاور میانه به دست آید و پیاده شود.

یادداشت ها:

۱- Michel Collon, Israel, parlons-en ! Ed. Investig’action-couleur livres, 2010.

2ـ رک. مقالهء «ملت یهود چگونه اختراع شد» از شلومو ساند.

http://www.peykarandeesh.org/felestin/170-melate-yahood.html

منبع: همین متن به صورت ویدئو به زبان فرانسوی در سایت:

http://www.europalestine.com//spip.php?article5181