صهیونیسم : تافته جدا بافته حقوق بین الملل

اگر ما نگاهی کوتاه به تاریخ سرزمین فلسطین بیندازیم می بینیم صهیونیست ها قدم به قدم جلو آمده و تا مقاومت محکمی در برابر خود احساس نکردند عقب ننشستند و نظام سلطه ی جهانی هم از آنها حمایت کرده است به نحوی که تا کنون نزدیک به چهل قطعنامه پیشنهادی در شورای امنیت سازمان ملل متحد توسط آمریکا به نفع اسراییل وتو شده است. نظام سلطه و ناعادلانه جهانی صهیونیسم را مانند یک آمبولانس قلمداد می کند که می تواند برای نجات رژیم بیمار صهیونیستی قوانین و مقررات رانندگی را زیر پا بگذارد. آنها حق دارند هر سرزمینی را اشغال کنند به قوانین بین المللی بی اعتنا باشند. صهیونیست ها می توانند به نام منافع به قول خود یهود زیر هر نوع قرارداد و تعهدی بزنند و به هیچ کس هم پاسخ گو نباشند. اکنون نگاهی گذرا به تاریخ این رژیم نامشروع می اندازیم:

1. در سال 1901 هرتزل به نمایندگی از سوی صهیونیست ها از سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی که فلسطین جزء سرزمینش محسوب می شد درخواست نمودند امتیازی برای یهودیان صادر شود تا آنها بتوانند ارض موعود را آباد کنند که عبدالحمید آن را نپذیرفت به ناچار صهیونیست ها به انگلیس روی آوردند و انگلیس امتیاز اوگاندا را داد که مورد پذیرش صهیونیست ها قرار نگرفت.

2. در زمان جنگ جهانی اول و الحاق فلسطین به انگلیس و شکست دولت عثمانی راه برای تسلط صهیونیست ها بر فلسطین باز شد و در نتیجه اعلامیه بلفور مبنی بر تشکیل دولت یهود انتشار یافت.

3. در سال 1920 اولین درگیری بین اعراب فلسطینی و صهیونیست ها رخ داد که دولت انگلیس فرماندار را عوض کرد و یک صهیونیست گذاشت.

4. در سال 1921 در اعتراض به فرماندار یهودی شورش هایی به وجود آمد که 15 روز ادامه داشت.

5. در سال های 1926 و 1936 در اعتراض به مهاجرت صهیونیست ها به سرزمین فلسطین و اشغال مزارع و سرزمین فلسطینیان و اقدامات تجاوزگرانه صهیونیست ها قیام های مردمی در سرزمین های اشغالی رخ داد که به وسیله صهیونیست ها و بریتانیا سرکوب شد.

6. از سال 1937 تا 1939 قیام ها ادامه داشت که خانه های فراوانی خراب و هزاران فلسطینی شهید و زخمی شدند.

7. در سال 1942 بر اثر نفوذ یهودیان در حزب کارگر انگلیس حزب مذکور خواستار اخراج اعراب فلسطینی و جایگزینی صهیونیست ها شد.

8. در سال 1944 یهودیان موفق به تشکیل ارتش یهودی با جلب نظر چرچیل شدند.

9. در سال 1947 انگلیس اعلام کرد از سال بعد از فلسطین خارج می شود و سرپرستی آن را به سازمان ملل می دهد و در همین زمان سازمان ملل طی قطعنامه 181 فلسطین را به سه قسمت تقسیم کرد 44 درصد برای احزاب، 56 درصد برای یهودیان و بیت المقدس را بین المللی اعلام کرد.

10. با مخالفت اعراب در نیمه شب 15 مه 1948 صهیونیست ها با حمله به سراسر مناطق فلسطین دولت یهودی را اعلام کردند.

11. در سالهای 1948، 1956 و 1967 اعراب با اسراییل درگیر شدند که در تمام جنگ ها شکست خوردند و 77 درصد از خاک فلسطین اشغال شد. در سال 1967طی مدت شش روز صهیونیست ها صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، ارتفاعات جولان را به اشغال خود در آوردند. آنها بدین ترتیب سرزمین های اشغالی خود را به 3 برابر افزایش دادند.

12. بر اساس قطعنامه 242 که پس از اشغال باقی مانده سرزمین های فلسطین در جنگ 1967 صادر شد می بایست تمام کرانه باختری و نوار غزه همراه با مناطق اشغال شده در جنگ 1967 به فلسطینی ها مسترد گردد که اسراییل زیر بار آن نرفت.

13. در برابر انتفاضه مردم فلسطین اسراییلی ها در کنفرانس مادرید در سال 1991 قول استرداد 100 درصد از سرزمین های کرانه باختری و نوار غزه را به رهبران ساف و یاسر عرفات دادند و به این وسیله تمام امتیازات لازم را از او گرفتند. در کنفرانس اسلو در سال 1993 (توافقنامه غزه – اریحا) این رقم به 90 درصد، در قرارداد مریلند در سال 1997 به 40 درصد، در اجلاس شرم الشیخ به 18 درصد و در اجلاس کمپ دیوید 2 به 5/13 درصد کاهش یافت. در کنفرانس اسلو سخن از ایجاد حکومت مستقل فلسطین بود اما در طول مذاکرات موضوع به نوعی به خودمختاری محدود با قدرت عمل بسیار پایین تبدیل شد. بدون تردید عقب نشینی صهیونیست ها از نوار غزه نه بر اثر مذاکرات بی خاصیت صلح بلکه بر اثر فشار انتفاضه مردم فلسطین و گروه های جهادی چون حماس و جهاد اسلامی حاصل گردید. اکنون که مردم فلسطین توانسته اند بعد از سالها مبارزه یک دولت جهادی با خودمختاری محدود و قدرت عمل پایین در منطقه کوچک 360 کیلومتر مربعی نوار غزه ایجاد کنند شب و روز در مدارس، منازل و خیابانها مورد هجوم قرار می گیرند.


اسراییلی ها برخلاف تمامی قوانین بین المللی 5/1 میلیون نفر از مردم غزه، رفع و خان یونس را در منطقه بی آب و علف بدون بندر و فرودگاه نوار غزه به محاصره خود در آوردند. تنها راه گریز این مردم مظلوم 12 کیلومتر مرز مشترک نوار غزه با رفع مصر می باشد که به شدت اسراییلی ها و مصری ها آن را کنترل می کنند. رژیم اشغالگر قدس می خواهد با محاصره نوار غزه مردم را از دولت جهادی حماس خسته کنند و ناکارآمدی دولت را به رخ مردم بکشند و یا بعد از خسته کردن مردم و ترور سران حماس دوباره آن را اشغال کرده و تحویل محمود عباسی دهند و خیال خود را از حماس در نوار غزه راحت نمایند که البته با پشتوانه مردمی حماس در نوار غزه و بیش از آن در کرانه باختری به نظر می رسد خیال خامی باشد. اسراییلی ها در پی سفر بوش به خاورمیانه و حمایت های آمریکا از او برای رسیدن به هدف خود از هیچ جنایت و نقض قوانین بین المللی فروگذار نکرده اند. این در حالی است که رژیم صهیونیستی علاوه بر این که باید به همه قوانین و مقرراتی که برای اعضای سازمان ملل لازم الاجرا است پایبند باشدمی بایست به علت فرآیند پیدایش رژیم صهیونیستی و پیامدهای مرتبط بر آن از جمله آوارگی میلیون ها نفر از مردم فلسطین خارج از سرزمین های اشغالی و وضعیت رقت بار میلیون ها فلسطینی دیگر در داخل اراضی اشغالی به الزامات استثنایی دیگر تن در دهد. اما بر عکس این رژیم نامشروع بطور استثنایی اجازه می یابد با چراغ سبز آمریکا ابتدایی ترین قوانین بین المللی را زیر پا بگذارد. واقعیت این است که کارنامه رژیم صهیونیستی در این زمینه از بی اعتنایی و نادیده انگاشتن همه قوانین بین المللی سیاه است. این رژیم علاوه بر آزار و تعرض به مردم غیرنظامی، ویران کردن منازل، سوزاندن مزارع، اشغال اراضی، ایجاد سیستم ضد انسانی دریافت پروانه عبور، احداث دیوار حایل، ترور، قتل عام و اسارت فلسطینیان داخل اراضی اشغالی با محاصره نوار غزه آب، برق، آذوقه و دارو را از مردم این منطقه دریغ ورزیده است. فلسطینیان باید برای رفتن به محل کار خود و از نقطه ای به نقطه دیگر پروانه عبور و مرور داشته باشند و تازه اگر موفق شوند از سازمان واکنش سریع نظامی این پروانه را دریافت کنند باید ساعت ها در صفوف طولانی و خسته کننده در پست های ایست و بازرسی صهیونیست ها رفتاری تحقیرآمیز را تحمل کنند و بسیاری مواقع پس از ساعات طولانی انتظار بدون نتیجه به محل زندگی خود بازگردند. رژیم نژادپرست صهیونیستی در اراضی اشغالی با استناد به قوانین داخلی خود مانند "قانون مربوط به رفتار زندانیان" مجازند هر فلسطینی مشکوک را بدون اقامه دلیل و تفهیم اتهام به مدت یک سال بازداشت کنند و مدت این بازداشت را تا زمانی که مسئولان نظامی و امنیتی صهیونیستی لازم بدانند قابل تمدید است.
آنچه که اشاره شد مورد تأیید صدها کارشناس بی طرف خارجی است که بارها اعلام کرده اند رژیم صهیونیستی تعهدات و الزامات بین المللی را محترم نشمرده است تا آنجا که وزارت خارجه سوییس به عنوان امین کنوانسیون های ژنو با صدور بیانیه ای اسراییل را به دلیل نحوه اجرای عملیات نظامی علیه فلسطینیان در باریکه غزه، مجازات جمعی غیرنظامیان، ویرانی نیروگاه اصلی برق غزه، حمله به دفاتر نخست وزیر فلسطین، حمله به دانشگاه اسلامی غزه و دستگیری جمعی از نمایندگان پارلمان فلسطین و وزیران را محکوم می نماید.
بدون تردید نقض آشکار حقوق بین الملل و حقوق بشردوستانه در سرزمین های اشغالی فلسطین توسط رژیم صهیونیستی با حمایت های پیدا و پنهان کاخ سفید میسر گردیده است. با نفوذ لابی اسراییل در سیاست خارجی آمریکا، رژیم صهیونیستی به رژیمی نورچشمی و استثنایی مبدل شده است. آقای پروفسور جان میرشیمر استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و آقای استفان دی والت استاد روابط بین الملل در دانشگاه هاروارد در کتاب مشترک خود تحت عنوان "لابی اسراییل و سیاست خارجی آمریکا" (The Israel Lobbr and U. S Foreign Policy) که از سوی نیویورک تایمز به عنوان یکی از پرفروش ترین کتاب ها معرفی شد به خوبی به این موضوع اشاره کرده اند.
نکته اصلی این کتاب از نگاه نویسندگان آن این است که دولت آمریکا موضوع امنیت خود را به کناری نهاده و به دنبال تأمین منافع کشور دیگری به نام اسراییل است. بر اساس گزارش نویسندگان این کتاب اسراییل بزرگترین دریافت کننده کمک آمریکا پس از جنگ جهانی دوم است. از سال 1973 تا 2003 میزان کمک های مستقیم آمریکا بیش از 4/1 تریلیون دلار بوده است. اسراییل سالی 3 میلیارد دلار از آمریکا به طور مستقیم کمک دریافت می کند که معادل یک پنجم بودجه کمک های خارجی آمریکاست. اهمیت حجم این کمک ها زمانی روشن می شود که بدانیم اسراییل کشور صنعتی ثروتمندی است که درآمد سرانه آن با کره جنوبی و اسپانیا برابری می کند علاوه بر این اسراییل تنها کشور دریافت کننده کمک است که مجبور نیست به دولت آمریکا چگونگی هزینه کرد آن را گزارش کند. در زمینه های سیاسی و دیپلماتیک تنها از سال 1982 ایالات متحده آمریکا 32 قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه اسراییل را وتو کرده است این استفاده از حق وتو از کل دفعاتی که دیگر اعضای دایم شورای امنیت از حق وتو استفاده کرده اند بیشتر است علاوه بر این آمریکا تلاش های متعدد بین المللی در راستای محدود ساختن تسلیحات اتمی اسراییل در سازمان بین المللی انرژی اتمی را عقیم کرده است.
در واقع یعنی اگر کشورهایی مستقل چون ایران به دلیل عدم هماهنگی با نظام سلطه به زغم آنها کشورهایی استثنایی هستند که باید فراتر از حقوق بین الملل عمل نمایند رژیم صهیونیستی بر عکس به دلیل حضور لابی های صهیونیستی در سیاست خارجی آمریکا رژیمی استثنایی هست که می تواند حقوق بین الملل را زیر پای خود بگذارد و برخلاف تمامی کنوانسیون های بین المللی هر بلایی که می خواه-د بر سر مردم مظلوم فلسطین بیاورند یعنی به زعم صهیونیست ها و حمایت بی چون و چرای آمریکا حقوق بین الملل تا جایی اعتبار دارد که در خدمت منافع رژیم آپارتاید صهیونیستی باشد و این نظام ناعادلانه ای است که مظلومان عالم آن را بر نخواهند تافت و تا فروپاشی آن از پا نخواهند نشست و این وعده ی خداوند است که فرمود: و ما اراده کرده ایم که بر کسانی که در زمین به ضعف و زبونی کشیده شده اند منت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.